تبليغاتX
رنگ فرياد

از حرمله تا هاتفي ....

 

آنانكه روزشان را با آلوده كردن اسلام  شب ميكنند هماناني هستند كه مسيح را به صليب كشيدند و ابوالفضل (ع) رادر صحراي كربلا سر بريدند و به گلوي علي اصغر 6ماهه تيررذالت رهاكردند...

جنايتهايي كه تاريخ فراموش نكرده وقرنها سينه به سينه نقل شده است ، تا همگان بدانند كه همواره در تاريخ بوده اند كساني كه جامه رذالت به تن كرده و سبوعيت ضد انساني خود را ترويج كرده اند.

درروزهايي كه خودشان به حرمت تعزيت ميكنند ،جنايت ازسر وكولشان بالاميرود.

و بايد في الواقع راه رفت و گفت: امروز وهرروز دراين ميهن لحظه عزاست.. (عزا عزاست امروز روز عزاست امروز...)

يك روز زهرا را ميكشند وخانواده اي را عزادارميكنند و چينن جنايت ننگيني را خودكشي اعلام ميكنند .

وحالا نيز ابراهيم لطف الهي دانشجوي كرد را به حيلتي ديگر به شهادت ميرسانند و قبر را با بتون مي پوشانند ،وباز ميگويند خودش را كشت. ومادر دردمند او را حتي از ديدن جسم بي جان فرزندش محروم ميكنند.

بازجوي كثيفِ ابراهيم، به نام” هاتفي” كه به شيوه همه شكنجه گران با نام مستعار، جنايت ميكند، چنان اين جوان را تحت فشار قرار داده كه حتي  از نشان دادن جسدش خودداري ميكند.

اين همه جنايت برهيچ كس پوشيده نيست . خون جوانان بي گناهي كه تنها جرمشان اين است كه دانشجو  هستند.

خانواده ابراهيم كه از حاشيه نشينان سنندج هستند را چنان تهديد كرده اند كه مبادا افشاي اين جنايت دامنشان را بگيرد.

ولي اي رذالت پيشگان، اي قاتلين انسانيت ، .اين گام اول شما نيست،ماشما را همواره مرگ فروش و ظلم زي شناخته ايم پس بدانيد كه من وما كه حتي كرد هم نيستيم ازخون برادرمان ابراهيم نميگذريم .

شما كه درجنايت هم با نازلترين خصيصه هاي ضدانساني، انسانها را دسته بندي ميكنيد وجنايتهايتان را براساس كرد وفارس وترك  تقسيم ميكنيد ،بايد بدانيد براي من وما ،سر وته شما جزء يك عده حيوان ضد انسان هيچ چيز نيستيد.

شما كه دست وپا قطع ميكنيد. شما كه انسانها را براي عبرت گرفتن بقيه از بلندي پرتاب ميكنيد. شما كه مجرمي را كه هنوز جرمش اثبات نشده با پاي قطع شده روي برانكارد دار ميزنيد، شما كه زهراي عزيزمان را به جرمهاي خودكرده دستگير ميكنيد وميكشيد و بعد به او تهمت خودكشي ميزنيد.  شما كه برادرمان ابراهيم را كه سالهاي آخررشته حقوق را ميگذراند از فرط دنائت با دلايل مخصوص خودتان دستگير ميكنيد وميكشيد، بدون آنكه جسد او را تحويل خانواده اش بدهيد.

آري شما حيواناتي هستيد از كفتار بدتر، كه تنها با ”مرگ” زندگي ميكنيد.

شما آنقدر از همگان ميترسيد كه حتي قبر جواني را كه به قول خودتان خودكشي كرده را ”بتون” ميكنيد.

 آري شما از اجساد آزدگان و جوانان وهركس غير خودتان هم وحشت داريد.

 شما ميدانيد كه جسد هاي ما هم همواره فريادحق خواهي سر ميدهد ، ما را از مرگ هراسي نيست ، چون با شما  كه خود ” مرگ” هستيد ميجنگيم .

آري هرجاكه  جوانان وآزاديخواهان حضور داشته باشند روز وحشت ونيستي شماست حتي اگر جسد هايمان باشد.

مگر شعار يا مرگ يا آزادي در تاريخ ايران با خون آبياري نشده؟ پس بدانيد كه مارا  از مرگ هراسي نيست .

بترسيد از سيل خونهاي ما  كه چنان لايروبي تان كنيم ، كه در” هستي ”اثري ازشما باقي نماند.

واما يك سخن كوتاه به خانواده ابراهيم

، اندوهگين مباش ،اندوهگين مباش ، انتقام خونش گرفته خواهد شد.

يك پيام هم به ياران دبستاني :

آيا باورداريد كه حاكمان به خون همه ما تشنه اند؟؟؟

صبا صبحي ـ يوم تاسوعا ـتهران

 

+ نوشته شده در  بیست و نهم دی 1386ساعت 18:5  توسط سحر احمدي  | 

چهره واقعي ”مهرورزي“ نمايان شد

 

با كمال تأسف دريافتيم كه يك دانشجوي بيگناه كرد به نام ابراهيم لطف الهي زير بازجويي به شهادت رسيد.

ضمن محكوم كردن اين فاجعه، اعلام ميكنيم ”مرگ دانشجو“ افتخار اوست و شعار دانشجو ”مي ميرد ذلت نمي پذيرد“ تنها يك شعار نيست بلكه يك رسم است كه همواره با خون دانشجو آذين شده است.

 

  

” زنده باد آزادي ”

برافراشته باد پرچم جنبش دانشجويي

انجمن دانشجويان آزاديخواه

27 دي 1386

+ نوشته شده در  بیست و هشتم دی 1386ساعت 18:40  توسط سحر احمدي  | 

ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی سنندجی،

زیر شکنجه بازجویان اطلاعات کشته شد

 ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی رشته حقوق دانشگاه پیام نور سنندج، زیر شکنجه بازجویان اداره اطلاعات سنندج کشته شده است.

 به گزارش خبرنامه امیرکبیر، امیری معاون دادستان سنندج و مهدی مولاولی با نام مستعار “هاتفی”، جانشین رئیس اطلاعات سنندج و مسئول گزینش وزارت اطلاعات در استان کردستان، از مسئولین بازجویی این دانشجو بوده اند. امیری از اهالی یک روستا در نزدیکی شهر کامیاران و مولاولی اهل سریش آباد در نزدیکی قروه ست می باشند.

 ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی ترم ۵ دانشگاه، به دستور شعبه سوم بازپرسی سنندج، بعد ازخروج از جلسه امتحان در روز یکشنبه ۱۶ دی ماه ۱٣٨۶ بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل شده بود. خانواده وی روز چهارشنبه گذشته موفق به دیدار با وی شدند. اما از آن از آن تاریخ به بعد علیرغم پیگیری ها و مراجعات مکرر خانواده او به نهادهای ذیربط از مکان نگهداری و دلیل بازداشت وی هیچ اطلاعی به خانواده اش داده نشده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیست و هشتم دی 1386ساعت 15:44  توسط سحر احمدي  | 

دانشجوی سنندجی شب گذشته زیر شکنجه بازجویان اطلاعات کشته شد

 
بنابه گزارش های رسیده از کردستان، ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی دانشگاه پیاه نور سنندج چهارشنبه شب زیر شکنجه بازجویان اداره اطلاعات سنندج کشته شده است.
بنا بر این گزارش ها، لطف اللهی به دستور شعبه سوم بازپرسی سنندج، بعد ازخروج از جلسه امتحان در روز یکشنبه ۱۶ دی ماه ۱٣٨۶ بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل شده بود. خانواده وی روز چهارشنبه گذشته موفق به دیدار با وی شدند. اما از آن از آن تاریخ به بعد علیرغم پیگیری ها و مراجعات مکرر خانواده او به نهادهای ذیربط از مکان نگهداری و دلیل بازداشت وی هیچ اطلاعی به خانواده اش داده نشده است.
طبق گزارشات رسیده مسئول بازجویی وی در اداره اطلاعات سنندج، شخصی است به نام “مهدی مولاولی” با نام مستعار “هاتفی”. مولاولی جانشین رئیس اطلاعات سنندج و مسئول گزینش وزارت اطلاعات در استان کردستان می باشد.
صبح امروز با انتشار خبر کشته شدن این دانشجو در شهر سنندج و دانشگاه پیام نور، فضا به شدت متشنج شد و ماموران لباس شخصی در نقاط مختلف شهر سنندج به طرز گسترده ای پراکنده شدند.

بیانیه کانون روزنامه نگاران کردستان ایران
در اعتراض به قتل دانشجوی کرد در بازداشتگاه اطلاعات سنندج

هم زمان با موج گسترده بازداشت دانشجویان معترض در دانشگاه های ایران، تعدادی از دانشجویان کرد نیز در دانشگاه های مختلف ایران بازداشت شدند. از این میان می توان به بازداشت چهار دانشجوی کرد: فرشاد دوستی پور، سهراب کریمی، محمد صالح ایومن و جواد علیزاده در دانشگاه تهران و سه دانشجوی دیگر در شهر سنندج: یاسر گلی، هانا عبدی و روناک صفازاده اشاره کرد.
متاسفانه انعکاس خبرهای مربوط به بازداشت دانشجویان کرد در رسانه ها نسبت به دانشجویان دیگر بسیار کم و ناچیز بود. چنانچه، به جز سایت دانشجویان کرد و اتحادیه دموکراتیک دانشجویان کرد، فقط محدود به چند سایت غیر رسمی بود.
این امر خود بر فشارهای مسئولین بر دانشجویان در داخل زندان و خانواده ایشان در خارج از زندان افزود. بدین سان چهارشنبه شب ۲۷-۲٨ دی ماه، یکی از دانشجویان بازداشت شده، زیر شکنجه بازجویان وزارت اطلاعات سنندج، جان سپرد.
ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی دانشگاه پیام نور که به دستور بازپرس شعبه سوم بازپرسی سنندج، بعد از خروج از جلسه امتحان در روز یکشنبه ۱۶ دی ماه ۱٣٨۶ باداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل شده بود. تا اینکه شب گذشته خبر کشته شدن وی را به اطلاع خانواده او می رسانند.
کانون روزنامه نگاران کردستان ایران ضمن محکوم نمودن این عمل وزارت اطلاعات سنندج، از مسئولین دستگاه قضایی می خواهد که به این مورد رسیدگی کرده و خاطیان و قاتلان را مجازات نماید، به این امید که “شاید” دیگر شاهد تکرار چنین فجایعی در کردستان نباشیم.

کانون روزنامه نگاران کردستان ایران
پنج شنبه ۲٨ دی ماه ۱٣٨۶

 

+ نوشته شده در  بیست و هفتم دی 1386ساعت 21:45  توسط سحر احمدي  | 

دفاع

 

غيرت دفاع كردن ازيك ”حق” ، انگيزه حركت هر ا”انسان” است.

وقتي ”حق” آن چيزي است كه براحتي به بازي گرفته ميشود، ووقتي ”انسانها” را براحتي نابود ميكنند، زمين تبديل ميشود به قبرستاني ، كه يكسري زيرخاك جان باخته اند وعده اي درگرداگرد هرقبر ، مرگ خودرا انتظار ميكشند.

آن حق چيست ؟ واين انسان كيست؟

در اين باب، حتي براي تعريف كلمات هم بايد جسارت داشت .

وآن كساني كه ا ين جسارت رادارند همان كساني هستند كه راه را براي زنده ماندن باز ميكنند.

دراينجا اما يك كلمه هست كه مترادف معنايش با خود خيلي ارزش ها را مي آورد و نور اميدي فرا راه مسير تاريكي كه از روز تولد بي اختيار درآن گام گذاشته بوديم ،روشن ميكند.

يك نام و يك مفهوم آشنا و يك كلمه يعني كلمه ” دانشجو” آري يك كلمه دانشجو كه جسارت ”دفاع” دارد. وبراي استواري انسانيت مجهول وذبح شده ، ازجان خود ميگذرد.

همان دانشجويي كه دهه ها امتحان صداقت و  بيرنگي  را درجامعه پس داده و براي بالاترين مفهوم ”زنده ” ماندن يعني آزادي تلاش ميكند.

من يك آموزگار هستم ولي كلمه ” دانشجو” وهويت ”دانشجو” را تقديس ميكنم.

من آموزگارم ولي از اين كلمه ميآموزم.

كلمه اي كه حاكمان درتلاشند كه هرلحظه آنرا به اسارت بكشند كلمه اي كه مترادف كلمه جسارت وجنگندگي وشرف وغيرت يك خلق است .

با اين كلمه اسمهايي همراه هستند كه ماه هاست آن را ميشنوم .

اسمهايي كه تنها تلاششان فرياد آزاديخواهانه برحق است.

احمد ،مجيد ، احسان ، سعيد.... اين ها همان مفهوم غيرت وانسانيت هستند.

من آموزگارم ولي از اين مفاهيم ميآموزم .

مي آموزم كه بايدبايستم و غيرتمند دفاع كنم.

من هم ميخواهم همين معنا باشم . من هم ميخواهم جزء اين اسمها باشم.

 

صبا صبحي

+ نوشته شده در  بیست و ششم دی 1386ساعت 23:17  توسط سحر احمدي  | 

اطلاعيه فوري انجمن دانشجويان آزاديخواه 

 

از طريق خانواده هاي زندانيان سياسي دربند مطلع شديم كه زمان ملاقات با قاضي مرتضوي علاوه بر بي پاسخ ماندن مراجعه آنها آقاي مجري عدالت برخوردهاي توهين آميزي نسبت به مادران وخانمهاي اقوام ياران زنداني مان كرده و طينت خود را به نمايش گذاشته است و بيش از پيش برايمان مشخص كرد دولتمردان حاكم چه كينه اي نسبت به حاميان ومدافعان آزادي و بيش از همه دانشجويان آزاديخواه دارند.

ما انجمن دانشجويان آزاديخواه ضمن ابراز نگراني خود نسبت به وضعيت  ياران ورفقاي زندانيمان به همه اين دولتمردان ومنجمله قاضي مرتضوي هشدار ميدهيم كه نسبت به  كنترل رفتار خود با خانواده هاي زندانيان سياسي هشيار باشيد و بدانيد كه اين خانواده هاي محترم همه عزيزان جنبش دانشجويي هستند و بجز اقدامات برحق خود، كه تنها پيگيري وضعيت جگرگوشگانشان  ميباشد ، كار ديگري نميكنند.

اگر حاكمان ازفرط دشمني با ملت همه عواطف انساني را فراموش كرده اند ولي بايد بدانيد عواطف ايراني كماكان  دررگان جنبش دانشجويي جاري است واز قضا بيش از هرزماني به آن ارج مينهند.

 پس بدانيد كه لمپنيسم شما وبرخوردهاي اهانت آميزتان با مادران محترم زندانيان را فراموش نخواهيم كردو در روز موعود از شما پاسخ خواهيم گرفت.

 

انجمن دانشجويان آزاديخواه

+ نوشته شده در  بیست و پنجم دی 1386ساعت 23:35  توسط سحر احمدي  | 

اي خداوندان ِظلمت شاد !

ازبهشت گندِتان ، مارا

جاودانه بي نصيبي باد!

 

راحله زماني دراوين حلق آويز شد.

آيا او اولين زني است كه در اين نظام حلق آويزميشود؟

آري او گناهكار است او قاتل است ،

چه كسي را كشت ؟چراكشت ؟        از اوچه ماند؟       آه باز دو دختر ديگر؟

چرا فرياد نزنم ؟ چرا حقش رانخواهم؟

مگر ميخواهم بيگناهي اش را اثبات كنم؟نه او رفته...

تنها ميخواهم بگويم اوهم انسان بود.

ولي چه كسي او رابه اين چشم ديد؟

پدرش؟ شوهرش؟ قانون ؟ قا ضي كه حكم  او را صادركرد؟

آه، چرا، شايد انگشت شمار انسانهايي كه البته آنها نيز ”زن”هستند.

چه كسي باوردارد كه اوهم انسان بود؟

متولد شد، ” دختر” است .

 دنيايي تاريك ميشود،                      مادرش گناه كاراست.

امروز سنگسارش كنيد،

فردا حلق آويز ،      دردوبي حراجش كنيد.         با سه سنگ طلاقش دهيد.                         وهزاران بلاي بي مجازات ديگر ...

چه كسي اورا دختر آفريد؟ چرا از كودكي مثل هزاره هاي قبل اورا دفن نميكنيد؟

اوكه معصيت راباخود ميآورد بهترنيست كه ازآغازنباشد؟

...ياوه ياوه خلائق مستيد ومنگ؟

در اين ولايت مرگ زده از فردا چادر مشكي ام را سرميكنم از اين تيرك به آن تيرك وازاين شهر به آن شهر براي مرده ها گريه ميكنم.

براي حاكمان ظلمت شاد چه فرق ميكند...؟

يك روز راحله يك روز مجيد يك روزمشهدي يك روز تهراني يا زاهداني ... مهم اين است كه نباشند.

ماهم نباشيم . كسي نباشد كه مبادا روزي مجبور به پاسخگويي به آن يك نفر باشند.

اما نه ...

اي خداوندان خوف انگيز شب پيمانِ ظلمت دوست ...

اين سرنوشت يك خلق نيست . سرنوشت خلق را شما رقم نميزنيد.

راحله ها ومجيدها تقاص گناهي را پس دادند كه شما برايشان طراحي كرده بوديد ، شما خود گناهيد. حضور در كنار شما، خود گناه  است.

پس همان به، كه چشم از ديدن بيشتر شما فروبسته اند.

ولي بدانيد ما كه زنده هستيم ،هم سرنوشت خود را رقم ميزنيم و هم فرداي شما را كه بايد به تك تك گناهانتان پاسخ بدهيد.

بدانيد آن روز دورنيست .

 

صبا صبحي

+ نوشته شده در  بیست و پنجم دی 1386ساعت 10:57  توسط سحر احمدي  | 

 

كه ”شب” خوش از مرغي است كه در او فرياد كند

 

 

امروز مانده ام....،

چگونه سربر بالين بگذاريم ؟

اما نه، بايد كه  ايستاد و دست كساني كه انسانيت را به هربهانه ذبح ميكنند از حصار انسانها قطع كرد، آنان كه قساوت را از حدگذرانده و به جان نان آوران بي چيز افتاده اند.

آخر شما به مردم چه ميدهيد كه دست و پاي آنها را ميگيريد؟

حكم قطع دست و پاي5 تن از هموطنانمان درزاهدان نه يك خبر ،

بل به ”حكم” مرغي كه از اقصاي ظلمت بال گرفته كه پيامي را بر همگان روشن كند:

كه ”شب” خوش از مرغي است كه در او فرياد كند. .

چگونه در ظلمت خويش ميپنداريد كه  ميتوانيد  براين خلقيان هرروز مرگ بباريد و كسي را روياروي شما نباشد؟

آيا بر باورهاي اين ” عصر ” ميگنجد كه كساني هستند كه هنوز بر اوج بيداد گري براي حسابكشي از آنچه كه خود

 پايه گذار آنها هستند،دست و پاي قطع كنند؟

دراين ولايت كه كفر سر ريز شده آيا گناهي هست كه بنيادش را خودتان نگذاشته باشيد؟

هر فسادي اگر واقع شده است، آيا اين خودتان نبوده ايد كه  از آغازش را فراهم نكرده باشيد؟

شما كه هرروز چندچند آويزان ميكنيد كه امنيت اجتماع را فراهم كنيد ، آيا خود مخل امنيت اين ولايت نيستيد؟

شما كه جامعه رابا بريدن دست وپا معلول ميكنيد آيا به اين ميانديشيد كه اين انسانها ديگر شباهتي به انسان ندارند؟

آيا باورداريد كه مخلوق خداست كه اين چنين مخدوش  ميكنيد؟

اگر چه با شما سخني نبايد ، من فريادم را براي كساني ميبرم كه بامن هم صدا ميشوند.

اي كساني كه خود درد آشناييد ، ديگر دردي هست كه براين ملت نرفته باشد؟

ملتي رنج ديده كه فقر  وفساد وفحشا. و اعتياد.... كوچكترين  مظالم آن است حال بايد متنبه چه كساني باشد؟

آنان كه دردآورانند، ديوانند؟

نه نبايد خفت ونبايد ساكت ماند ديگر نميتوان گفت آنكه در آن درياي ظلمت غرق ميشود از من نيست ،اين همه ماييم كه دست و پايمان قطع ميشود. اين همه ماييم كه از انسانيت خارج شده ايم .

اين انسانيت ما ست كه هرروزحلق آويز ميشود.

اين زاهداني واراكي و شيراز وهمداني .....اين همه ماييم .

بايد به اين ظالمان شب زي و ظلمت ساز گفت  ما بيداريم . مانميگذاريم دست و پايمان راقطع كني . چشممان را درآوري و زنان مان را سنگسار كني .

هر زشتي را تو به ما آموختي پس اول بار تو به حكم خود در آي .

ما بيداريم  . ما زنده ايم . ما انسانيم . پس ديگر جاي تو نخواهد بود.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  بیست و چهارم دی 1386ساعت 14:52  توسط سحر احمدي  | 


خانواده سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر:

 به بازداشت غیرقانونی فرزندانمان پایان دهید

 

 

خانواده‌های مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر که با وجود دستور قاضی جوادی، قاضی دادگاه عمومی تهران و تودیع وثیقه ۸۰ میلیون تومانی هنوز در زندان به سر می‌برند با ارسال نامه سرگشاده به شاهرودی رئیس قوه قضاییه خواستار دخالت وی برای اجرای قانون شدند. این نامه در حالی برای شاهرودی ارسال می‌شود که حدود سه هفته از دستور قاضی دادگاه با توجه به تبرئه دانشجویان می‌گذرد و مسئولان زندان اوین با این بهانه که باید دادگاه انقلاب به استعلام آنها پاسخ گوید، از اجرای این دستور سرباز می‌زنند. متن کامل این نامه در پی می‌آید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیست و چهارم دی 1386ساعت 14:28  توسط سحر احمدي  | 

بیانیه انجمن های اسلامی دانشجویان ۳۷ دانشگاه کشور

 در اعتراض به موج جدید سرکوب فعالین دانشجو

انجمنهای اسلامی ۳۷ دانشگاه کشور در بیانیه مشترکی با برشمردن جدیدترین موارد سرکوب و اعمال فشار بر دانشگاه، خواستار توقف این فشارها و محدویتها بر ضد جنبش دانشجویی شدند:

 پس از دیدار وزیر علوم دولت نهم طی هفته های اخیر با برخی تاثیرگذاران پشت پرده ی سیاست، که دستی بر مذهب دارند و ردایی در حوزه و چشمی بر قدرت، افزایش حجم فشار در دانشگاه ها و احضار و تعلیق و بازداشت فعالین دانشجو گسترش یافته و شائبه ی تولد اراده ای در ایجاد محدودیت های مضاعف و موج جدید سرکوب در دانشگاه را دامن زده است. علاوه بر بازداشت گسترده ی دانشجویان در سالروز ۱۶ آذر، آنچه که این روزها در دانشگاه ها ی کشور می گذرد مصداق بارز تشدید فشار و هجمه به دانشجوی منتقد است...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیست و چهارم دی 1386ساعت 14:22  توسط سحر احمدي  | 

طوفاني بايد !؟

 

ميپندارم كه زيستن جز گريستن نيست ؟

زمان چرا پيش تر ميروي ؟ما اينجا هنوز نميدانيم كه چرا زنده ايم تو وقت را تمام ميكني!؟

شايد كه بايد فغاني كرد براين داستان كه تنها ظالمان را خوش ميآيد؟

....

نبايد ساكت ماند اين منطق زيستن نيست . زيستن خود از جنس زندگي فواره اي است كه خلاصي اش از خاك نيست واما هرآن ،رهايي را تجربه اي ميكند.

اين ديگر چه خبري است كه بايد تحمل كرد ؟ چرا اين چنين به جان هموطنان مان افتاده اي ؟

آي تو كه از محنت آدميت چيزي درفهم نداري در دنياي وحوش نيز با همنوع چنين نميكنند .

چرا دست و پاي اين جوانان را قطع ميكني ؟ انسانهاي نيم اندام براي زيستن چه بايد بكنند؟

 تابحال مرگ را به حلقمان ميريختي و حال …؟

من گلايه به ياران ميآورم كه در دردوفرياد بامن همصدايند.

آيا شما هم اين خبر را شنيديد؟

خبر قطع دست و پاي 5 انسان ؟

اعدامهاي علني را  با تجويز اينكه جزاي گناهي نابخشودني است،  ويا قصاص قتلي به عمد يا غيرعمد، از مغز خود عبور داده بودم . وحال در اين باورم كه چگونه تحميق شدم كه مرگي اين چنين، براي انسانهايي كه در باتلاقي كه ظالمان خود ساخته اند چيزي نيست جز ازهمين دست مجازات ، نه براي من ونه براي تو،

 براي انسانيتي كه به دست ايشان به گروگان گرفته شده است؟

آي دانشجو ! هيهات برما كه اين همه ميبينم و دم برنميآوريم . ما كه مدعي بيش دانستنيم!

اكنون ميانديشم چشم فروبستن براين همه، تنها نديدن ظلم نيست ، نه ! من خودنيز تهي ميشوم با هر مرگي اين چنين ،من نيز تهي ميشوم. من هستم اما انسانيتم ؟ نيست .

 آنرا بردند حلق آويز كردند و دست و پايش را زدند....

آري بايد باور كنيم اين داستان همگي ماست . بايد كه حال از انسانيت خوددفاع كنيم . و نه حتي دفاعي انسان گونه از ديگران.

حال شما بگوييد براين بهت بايد گريست؟

 يا نه، طوفاني بايد ؟

اگر حرفم به خطا ، خطابه اي است اديبانه ،اما اين تنها ابزارم نيست ، مهمتر ازهمه اين است كه ما هستيم و ميتوانيم كه باشيم ، اگر كه خود بخواهيم .

همراه شو عزيز......

 

صبا صبحي

+ نوشته شده در  نوزدهم دی 1386ساعت 10:36  توسط سحر احمدي  | 

منتظر آزادي همه ياران مان هستيم...

 

همراه با هزاران درود به ياران دربندمان، آزادي همرزم و يار دبستاني مان علي عزيزي را به همه دانشجويان تبريك ميگوييم.

مجريان ديكتاتوري فكر ميكنند با اين بازيها  و گروگان گيريها ميتوانند جنبش دانشجويي را ساكت كنند و

باز هم بخطا مي پندارند كه كوچه هاي جنبش دانشجويي با اين بگير و ببندها و احضاريه ها بي زمزمه ميشود.

 بايد گفت خير، گوشهايتان پيش از ا ين از فريادهاي ما كر شده است ، كه هزار باره گفتيم و ميگوييم: ميمريم و ذلت نميپذيريم؟

علي كه بيگناه گروگانتان بود و نيز ياران ديگرمان را كه به سبك هميشگي  خود، آماج بهتان هاي كذب كرده و به هزار بهانه نميخواهيد قيمت آزاد شدن شان را بدهيد،

آيا واقعيت ا ين نيست كه در بن بست كوردلي تان راه چاره اي نداريد؟ و در بازي، براي  حركت دادن مهره بعدي كم آورده ايد؟

 پس در انتظار باشيد كه حركات بعدي جنبش دانشجويي بدنبال كيش و مات دادن به شماست.

اين حكم بارها تجربه شده است كه وقتي صداي دعاهاي مادرعلي ها و مجيدها به آنجا كه بايد رسيد، ديگر اماني براي شما كه بر همه تازيانه ميرانيد و مي انديشيد كه قدرت ابدي در يدشماست ،نخواهدبود.

بدانيد كه وقتي برق حادثه آنچه را كه بخواهد رقم بزند نه از تاك نشاني ماند و نه از تاك نشان.

جنبش دانشجويي با هزينه خونها و زندانها  و شكنجه چنان استوار شده است تا ”رخساره جلادان خود را در آينه هاي خاطره باز شناسند.”

كتاب رسالت ما محبت است و زيبايي است

تا بلبل هاي بوسه بر شاخه ارغوان بسرايند.


زنده با آزادي

انجمن دانشجويان آزاديخواه

+ نوشته شده در  نوزدهم دی 1386ساعت 10:35  توسط سحر احمدي  | 

 علی عزیزی از زندان آزاد شد

 

 

علی عزیزی، عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر، پس از گذشت ۶۳ روز بازداشت عصر امروز از زندان آزاد شد.

 

علی عزیزی ۱۳ آبان ماه با یورش نیروهای امنیتی به منزل پدریش بازداشت و روانه بند ۲۰۹ زندان اوین شد. در روزهای ابتدایی بازداشت عزیزی اخبار متعددی مبنی بر ضرب و شتم این فعال دانشجویی حین انتقال به زندان و در مدت بازداشت منتشر شد.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر دادسرای انقلاب اوایل هفته جاری با تعیین وثیقه برای علی عزیزی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، مقدمات آزادی این دانشجو را فراهم آورد. در حالی که انتظار می رفت با سپردن وثیقه عزیزی روز گذشته آزاد شود، وی امروز از زندان آزاد شد.

 

علی عزیزی از سه هفته پیش از سلول انفرادی به سلول چهار نفره در بند ۲۰۹ منتقل شد و همان زمان تماس های تلفنی هفته ای یک بار وی با خانواده اش آزاد شد. عزیزی از دو هفته پیش به یکی از اتاق های عمومی بند ۲۰۹ منتقل شد.

 

عزیزی نایب دبیر سابق انجمن اسلامی امیرکبیر بود و در حال حاضر نایب دبیر دفتر تحکیم وحدت است. خبرنامه امیرکبیر آزادی علی عزیزی را به خانواده بزرگ پلی تکنیک تبریک می گوید.

+ نوشته شده در  هفدهم دی 1386ساعت 19:15  توسط سحر احمدي  | 

محمد رضا ‏کثرانی: وای اگر در پس امروز بود فردایی

 به دنبال درج مصاحبه احمد رضا باطبی با روز، تعداد زیادی از دانشجویان که در ماجرای ۱۸ تیر، بند ۲۰۹ و شکنجه گاه ‏های کمیته مشترک را تجربه کرده بودند، با نوشتن نامه به روز از حوادثی که بر آنان رفته بود، سخن گفتند. محمد رضا ‏کثرانی، یکی از این دانشجویان است که دوران بازداشت خود را تشریح کرده است. او هم از نحوه دستگیریش گفته و هم ‏روزهایی که بر او گذشته است.‏

متن نامه محمد رضا کثرانی به شرح زیر است:‏

من یک دانشجوی حادثه دیده جنبش ۱۸ تیر دانشگاه تهران هستم که به علت فعالیت های سیاسی و روزنامه نگاری [در ‏روزنامه هویت خویش به سردبیری مهندس طبرزدی] فعالیت می کردم و به خاطر آشنایی هایی که با جبهه ملی و نهضت ‏آزادی و حزب ملت ایران نیز داشتم و از فعالین اکتیو جبهه ملی بودم و همچنین شرکت در اعتراضات دانشجویی در ‏مورخه ۲۳ تیر ۱۳۷۸ جلوی در دانشگاه تهران دستگیر شدم. البته آنچه که می خواهم بگویم حدیثی است که تاکنون بسیار ‏گفته شده و احوال من چیزی جز احوال نگون بختانی که در راه آزادی و سربلندی ایران قدم برداشتند نیست، اما چون هنوز ‏جنایت ادامه دارد تکرار آن هم گزیر ناپذیر است. [بعد از دستگیری] ابتدا به ساختمانی در خیابان شهدای ژاندارمری منتقل ‏شدم و در آنجا مورد اذیت و آزار شدید قرار گرفتم. از لحظه ای که ماشین نیروی انتظامی در حیاط این ساختمان توقف کرد ‏نیروهای کماندو با تشکیل تونل وحشت، با باطوم و مشت و لگد به جانم افتادند و تا آنجا که می شد با باطوم من را به سخت ‏ترین صورت ممکن کتک زدند. رفتارشان همانند رفتار سربازان بیگانه بود که بر ملتی دیگر چیره شده باشند؛ نشانی از ‏انسانیت در رفتارشان مشاهده نمی شد؛ سیل مشت و لگد بود که بر سرو روی من که چشمانم با چشم بند بسته شده بود نواخته ‏می شد. در آنجا بود که متوجه شدم عده کثیری را دستگیر کرده اند چون صدای ضجه انسانهای بیشماری را می شنیدم. ‏


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  هفدهم دی 1386ساعت 18:0  توسط سحر احمدي  | 

«شغالي گَر         ماه بلند را دشنام گفت! …»

 

آنان كه خود ظلمتند واز زبوني حتي از تيرگي خود درفغان ، همچون شغالان، وقتي سر به بسوي آسمان پر ستاره ميكنند از شعاع نور ماه بلند ،به هراس افتاده و زوزه ميكشند ، و ماه را به دشنام ونفرين ميگيرند كه ايكاش پايين تر بود تا ميتوانستند خاموشش كنند . تا بتوانند در تعادل ظلمت خود به شومي تاريكيها ادامه دهند.

 

كافران هرچه را ميتوانند بپوشانند ؛اما از پوشاندن تاثير قدمهاي آنان كه براي” هرچيز پاك و هرچيز كوچك، به خاك مي افتند”عاجزند.

دانشجويان كه در بلوغ چشمگيرشان در اصفهان همه را زمينگير كردند ، چون پتكي تمام كننده مرعوبشان ساخته اند.

 اينان كه به پندار پادگان سازي و قبرستاني كردن وحوزه اي شدن دانشگاه، به متوقف شدن دانشجويان دل خوش كرده بودند،درمواجهه با  سدٌي سترگ از آزاديخواهي و حق طلبي ، به شيوه همه ديكتاتورها بهترين وسيله را زندان و شكنجه و رعب ووحشت اطلاعاتي … تشخيص داده اند.

و هنوز به وعده هاي دروغين در آزادي ، احمد ومجيد واحسان عمل نكرده ، براي آزار، بي خبري از سعيدوبقيه  را ادامه ميدهند و احضاريه براي دوستان مان در علامه و شهرهاي مختلف  مي فرستند.

” گمان مدار          جنون را  نشاني از اين  آشكار تر                     به دست كرده باشند”

ظالمان شب زي ، در وحشت  باختن قدرت و قدرت طلبي به هر دست آويزي آويزان ميشوند ،

بيچارگان ! بدسگال ، بيهوده  به يك روز ماندگاريتان  دل خوش نكنيد. آنان كه در اين راه گام  نهاده اند ،زخم صد خنجر را انتظار ميكشند نه ” آري” گفتن به شما، كه جانيان آزمايش شده دربوته ضد انسانيت هستيد.

 تا دارهاي چند چند بر شهر بالا ميكنيد و جوان و بيچاره وبي گناه به دار ميكشيد ، بايد باورداشته باشيد، مرگ به موهن ترين شكل درانتظار تماميت تان است .

زمين هرگز به ظلم استوار نشده است ، تند بادي  كه دانشجويان به پا  كرده اند نظم ِ كاغذين خار وجودتان را در هم خواهد بپيچيد، به چشم خواهيد ديد…

دوستان و رفقا ، بهر ترتيب جلادان با ما درميافتند ، اين قانون راه ماست ، و ما را خواستي غير ازاين نيست ، آنچه كه راه را شيرين تر ميكند اتحاد واستواري ما برتك تك خواسته هاي آزادي طلبانه ماست .

قطعا” براي چنين استواري ، راديكاليزمي ضروري است كه پويا و آتشين ، ما را به پيش فرا بخواند.

راهها به پيش است . مثل هميشه تاريخ .

 با عشق به تك تك كساني كه از خود به خاطر ديگري ميگذرند و براي خلقشان همه چيز ميدهند.

 

  

صبا صبحي

+ نوشته شده در  شانزدهم دی 1386ساعت 11:50  توسط سحر احمدي  | 

مادر مجید توکلی: با قلبی شکسته و با چشمی گریان برای مجید دعا می کنم

  محمد علی دادخواه، حقوقدان و وکیل مدافع مجید توکلی، احسان منصوری و احمد قصابان، سه دانشجوی دربند دانشگاه امیرکبیر به رادیو فردا می گوید در حالی که قاضی دادگاه عمومی دستور آزادی سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر را صادر کرده است، مسئولین زندان اوین از آزاد کردن آنها خودداری می کنند.

 آقای دادخواه که به مجتمع قضایی مراجعه کرده ولی موفق به دیدار با رییس دادگاه نشده است، می افزاید: «متاسفانه ریاست دادگاه حضور نداشت و رییس مجتمع قضایی قرار شد با رییس کل دادگستری تهران صحبت کند اما همه دست اندرکاران دادرسی و دادگستری و قضا معتقدند که آزاد نکردن این سه دانشجو گذشته از اینکه تضییع حق شهروندی دانشجویان است، بلکه نوعی اقدام علیه عدالت است که دانشجویی دستور آزادی اش توسط قاضی دادگاه صادر شود اما نهایتا مدیریت زندان از اجرا، پذیرش و قبول دستور قضایی که بالاترین دستور است، سر باز زند.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شانزدهم دی 1386ساعت 11:44  توسط سحر احمدي  | 

احضار گسترده دانشجویان به کمیته های انضباطی

و صدور احکام سنگین در آستانه امتحانات پایان ترم

 همان طور که پیش بینی می شد پس از برگزاری تجمعات متعدد به مناسبت سالگرد روز دانشجو در دانشگاه ها، موج احظارها به کمیته انضباطی و صدور احکام سنگین انضباطی برای فعالین دانشجویی دانشگاه های مختلف پس از ۱۶ آذر شدتی دوباره یافت.

 به گزارش خبرنامه امیرکبیر فعالین دانشجویی در دانشگاه های مختلف در چند هفته گذشته به صورت گسترده به کمیته انضباطی احضار شدند و در هفته ای که گذشت این دانشجویان در آستانه امتحانات پایان ترم با احکام سنگین انضباطی، همچون محرومیت موقت از تحصیل، مواجه شدند.

 لازم به ذکر است سال تحصیلی گذشته نیز در همین ایام احضار دانشجویان به کمیته های انضباطی شدت یافت که با بعد رسانه ای یافت این مسئله، مسئولین وزارت علوم وادار به موضع گیری شدند و احضار دانشجویان به کمیته های انضباطی در آستانه امتحانات پایان ترم را «اتفاقی» خواندند.

 سال گذشته علیرغم آن که وزارت علوم تاکید کرد برای دانشجویان احضار شده، فعلا حکمی صادر نمی شود، اما در همان ایام چند دانشجو به واسطه احکام صادره توسط کمیته انضباطی از تحصیل محروم شدند.

 به گزارش خبرنامه امیرکبیر طبق گزارشات رسیده در ۲۰ روز گذشته، بیش از ۶۰ نفر از دانشجویان به کمیته های انضباطی احضار شده اند و برای بیش از ۲۰ نفر از آن ها احکام محرومیت از تحصیل صادر شده است. در ادامه این گزارش، به فعالیت های چند هفته اخیر کمیته های انضباطی دانشگاه ها اشاره شده است:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شانزدهم دی 1386ساعت 11:40  توسط سحر احمدي  | 

اعتراض شدید انجمن اسلامی امیرکبیر به گذشت ۶۰ روز از بازداشت علی عزیزی

 

 

خبرنامه امیرکبیر: در حالی که ۶۰ روز از بازداشت علی عزیزی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، می گذرد و از چند هفته پیش این دانشجو به خانواده خود اعلام کرده که بازجویی هایش به اتمام رسیده، مسئولین دادگاه انقلاب همچنان از آزاد کردن این فعال دانشجویی خودداری می کنند. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در بیانیه ای نسبت به مسئله اعتراض کرده است. متن این بیانیه به شرح زیر است:

 تو در من زنده ای من در تو ما هرگز نمی میریم

من و تو با هزاران دگر

این راه را دنبال می گیریم

ازآن ماست پیروزی

از آن ماست فردا با همه شادی و بهروزی

به انتظار نغمه ای که پرستو بدان بهار را به ارمغان آورد، گوش ها همه خسته انتظارند و چشم ها همه بسته که امید رنگ باخته است، که سبزه ای بروید بر زمین کهن دیارشان.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پانزدهم دی 1386ساعت 9:40  توسط سحر احمدي  | 

 

علی عزیزی ژنرالی از تبار ژنرال ها، مسعود دهقان

 ۱۳ آبان امسال برای خانواده پلی تکنیک روز خاصی بود. در این روز علی عزیزی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و نائب دبیر سابق انجمن اسلامی پلی تکنیک با هجوم غیر قانونی ماموران امنیتی به منزل پدری اش بازداشت شد.

 خرداد ۸۵ زمانی که علیرضا رهایی به همراه مجموعه تحت سرپرستی اش در دانشگاه امیرکبیر در اقدامی هماهنگ با نیروهای امنیتی و گماشتگان داخلی آنها - بسیج و کانون اندیشه - اقدام به مقابله با خواست اکثریت دانشجویان و در پی آن سنگ اندازی در انتخابات انجمن اسلامی دانشجویان نمود و در ادامه در روندی کاملا غیر قانونی انجمن را منحل و در طول تابستان ضمن تخریب ساختمان انجمن اسلامی دانشجویان - که پایگاهی برای مبارزه با استبداد در رژیم گذشته و حال بود - اقدام به احضار دانشجویان فعال به کمیته انضباطی و صدور حکم برای آنها و ارعاب خانواده هایشان کرد تا به خیالش جزیره آرامشی بنام پلی تکنیک احداث نماید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پانزدهم دی 1386ساعت 9:34  توسط سحر احمدي  | 

برگزاری نشست اعتراضی دانشجویان داروسازی در دانشگاه شیراز

 جلسه دانشجویان داروسازی شیراز برای بررسی مشکلات صنفی این رشته برگزار شد.

در پی صدور احکامی از طرف دیوان عدالت اداری مبنی بر صدور مجوز تاسیس داروخانه به افراد غیرداروساز، دانشجویان معترض دانشکده داروسازی شیراز در سالن مشفق این دانشکده اقدام به برگزاری جلسه اعتراض آمیز کردند. در این جلسه دانشجویان به بیان نظرات خود در رابطه با مشکلات صنفی این رشته پرداختند.

 در ابتدا یکی از دانشجویان با برشمردن مشکلات صنفی پیش آمده طی چند سال اخیر و تلاش ها و پیگیری های انجام گرفته و نتایج حاصله، به تشریح مشکل پیش آمده کنونی پرداخت.

 در ادامه دیگر دانشجویان با مهم برشمردن اتحاد دانشجویان داروسازی سراسر کشور برای حل این مشکل، بر ناعادلانه بودن حکم دیوان عدالت اداری و خطراتی که اجرایی شدن این حکم برای سلامت بیماران و آینده دانشجویان داروسازی کشور دارد، تاکید کردند و خواستار لغو هر چه سریع تر احکام صادره و نیز اصلاح قانون مواد دارویی، خوراکی و آشامیدنی مصوب سال ۱۳۳۴ شدند.

در پایان دانشجویان بر پیگیری خواسته های خود تا حصول نتیجه مناسب تاکید کردند. هم چنین دانشجویان سراسر کشور در حال تدوین بیانیه یی اعتراضی، برای پیگیری مطالبات خود هستند.

+ نوشته شده در  پانزدهم دی 1386ساعت 9:31  توسط سحر احمدي  | 

تحصن ۲۵ روزه استادان مظهر همبستگی دانشگاهیان و مردم، محمد ملکی

به‌مناسبت سی‌امین سال تحصن استادان در دبیرخانة دانشگاه تهران (۲۹ آذر تا ۲۳ دیماه ۵۷(

 مقدمه

یکی از ویژگیهای رژیم‌های استبدادی و فاشیستی ناآگاه نگاهداشتن مردم از واقعیت‌های تاریخی است. آنها با بزرگنمایی وقایعی که به‌نفع آنهاست و کم‌رنگ کردن یا بی‌رنگ نمودن حوادثی که دروغ کاری‌ها و فریب‌بازی‌های دیکتاتورها را افشا می‌کند سعی دارند مردم را در ناآگاهی نگه دارند. یک نگاه دقیق به تاریخ‌نگاری در رژیمهای شیخ و شاه این واقعیت را بر ما روشن می‌سازد که در نظامهای استبدادی باید تاریخ به گونه‌ای نوشته شود که صاحبان قدرت می‌خواهند. با یک نظر اجمالی به کتابهای تاریخی و آنچه در کتاب تاریخ مدارس و اخیراً دانشگاهها نگاشته می‌شود این حقیقت را به‌وضوح می‌توان دید. واقعیت این است که رژیم‌های استبدادی تا آنجا که بتوانند سعی دارند با سانسور کتاب‌ها و روزنامه‌ها و دیگر رسانه‌های خبری و جلوگیری از به‌وجود آمدنِ احزاب مستقل اطلاعات مردم را از مسائل جامعه در حدی نگه دارند که به گاو و گوسفند آنها لطمه‌ای وارد نمی‌سازد و این واقعیت را ما در گذشته و حال شاهد بوده و هستیم. من تا آنجا که توانسته‌ام و می‌توانم سعی دارم حوادثی را که بر دانشگاهها گذشته و از سوی حاکمان مغفول نگه داشته شده برای اطلاع دانشجویان و استادان و مردم عزیز ایران یادآوری نمایم. در این نوشته به چند مورد از این اتفاق‌ها می‌پردازیم باشد که مطلعان در زمینه‌های دیگر این‌کار را ادامه دهند تا صاحبان قدرت موفق به شستشوی مغزی مردم در جهت منافع خود نگردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پانزدهم دی 1386ساعت 9:30  توسط سحر احمدي  | 

 

احضار ۴ دانشجو دانشگاه شیراز به کمیته انضباطی

رامحكوم ميكنيم.

 

۴ دانشجو دانشگاه شیراز به کمیته انضباطی این دانشگاه احضار شدند.

اسماعیل جلیل وند، حمدا… نامجو، ناهید افراسیابی و سحر یزدانی به کمیته انضباطی دانشگاه شیراز احضار شدند.

 این دانشجویان چندی پیش نیز در جریان اعتراض به بازداشت یونس میرحسینی به اداره اطلاعات شیراز احضار شده بودند.

ظاهرا” نيروهاي اطلاعاتي ، حراستي دانشگاه شيراز از ترس تجارب پيروزمند مقاومت يارانمان در دانشگاههاي سراسر ميهن برآن شده اند كه هرنوع احتمال فعاليت آزاديخواهانه دانشجويان را سربريده و مانع از پيشروي آن شوند.

بدينوسيله ضمن محكوم كردن اين عمل ضد آزاديخواهانه از همه دوستان دانشجو ميخواهيم با محكوم كردن اين اعمال و حمايت وحضور فعال در حركات دمكراتيك مثل هميشه از دانشگاه اين سنگر آزادي دفاع كنند. 

درود بر عزم دانشجو درحفاظت از حقوق آزاديخواهانه

 

 

انجمن دانشجويان آزاديخواه

12ديماه 1386

+ نوشته شده در  دوازدهم دی 1386ساعت 12:54  توسط سحر احمدي  | 

شومينه!؟

 

يكي از دوستان همواره به من ميگويد چرا تيتر مقالاتت را عجيب وغريب ميگذاري ، خنديدم وگفتم براي تو عجيبه ، براي آنهايي كه خودشان دست اندركارند عجيب نيست .

بهرحال قصد امانت داري داشتم كه انتقاد دوستان را نشنيده نگرفته باشم.

حالا داستان چيه ؟

چند روزي است در التهاب خبر آزادي رفقاي دربند  هستم. با هر خبري كه مي آيد كلي خوشحال ميشوم ومنتظرم كه تبريكاتم  را حضوري به خودشان بگويم.

دراين عوالم به كليت داستان اين مدت نگاه ميكردم. ” جنبش دانشجويي” عجب قدرتي دارد.

اين احساس ووجود چنين پشتوانه اي چنان دلگرمم ميكند كه بي  اختيار  دوست دارم بنويسم .

دانشجو به ميدان آمده ، واقعيت اين است اسطوره ها و حركات حماسي و تاريخي قرن بيست ويكم هيچ شباهت ظاهري باگذشته ندارد اگرچه  در محتوي  بازنجيره اي قطور با اولين اعتراضات آدمي براي ” آزادي ” گره خورده است ولي در شكل .... بدون شرح است.

شايد بايد به اين قسمت از حرفم هم اعتراض كنيد كه بطور خاص دركشور ما اشكال هم قرون وسطايي و كهنه است البته حق باشماست من درمقدمه گفتم ” دركليت ” وبطور خاص روي اشكال در ميهن عزيزمان ! نرفتم.

ولي از عمق دل بگويم در دوران دار وشكنجه و دستگيري هاي بهر دليل و بي هيچ دليل و دردوران سنگسار و شلاق، حضور حماسي دانشجويان ، تلأ لؤ اميدي است كه نورش  تا روشنايي كامل اين وطن ظلمت زده در دل همگان جوانه زده است .

وتيز بايد گفت:

اينان دل به دريا افكنانند                                بپاي دارنده آتش ها


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوازدهم دی 1386ساعت 11:53  توسط سحر احمدي  | 

اطلاعيه انجمن دانشجويان آزادي خواه

 دررابطه با پيروزي

دانشجويان دانشگاه صنعتي اصفهان

 

درود بر عزمتان

بارديگر تجربه عمل پرافتخار شما عزيزان اثبات كرد ، كه حق گرفتني است ونه دادني...

بي ترديد مانيز اين تجربه را فرا راه حركات وخواسته هاي بعدي خود قرار داده به عنوان درسي ديگر از رزم آهنين دانشجو به كار خواهيم گرفت.

حاكمان در تلاش براي پادگانيزه ! كردن دانشگاه مي پندارند ، كه ميتوان به زور چكمه و دستگيري وارعاب دانشجو را به مخيمه اي تبديل كنند كه بي اراده ”به به گوي” آنان شده و سربه زير به جاي آنچه  كه در طينت دارند ،تبديل به عناصر تهي مغزي شوند كه بزودي در” حوزه دانشگاه” تنها به اهل قبور گمنام كه درصحن هر دانشگاه جاي داده اند خرما وحلوا نذري بدهند.

زهي بي شرمي كه با شرافت يك خلق كه در اراده فرزندان دانشجويشان متبلور ميشود ، اينچنين به بازي نشسته اند.

دانشجويان غيور اصفهان با اين عزم آهنين و با اين اقدام زيبا نشان دادند كه به هيچ وجه پاي شروط  مسخره   مسئولين غير مسئول دانشگاه نيامده و خواسته هاي قانوني و برحق را بهر قيمت پي خواهند گرفت.

ما ضمن حمايت از اين حركت آزادي خواهانه  و تبريك مجدد براي پيروزي كه نصيبتان شد ، اعلام ميكنيم كه در هر دانشگاهي كه حضور داريم از خواسته حقه خود كوتاه نخواهيم آمد و همراه با همرزمانمان درهمه جا براي وصول به حقوق خود اصرار خواهيم كرد

سلام بردانشجوي آزاده

سلام بر آزادي

انجمن دانشجويان آزادي خواه

+ نوشته شده در  یازدهم دی 1386ساعت 11:0  توسط سحر احمدي  | 

مصاحبه با احمد باطبی

 در سال های زندان با آدم های بزرگی آشنا شدم که تاثیرات عمیقی ‏روی من گذاشتند

فکر مصاحبه با احمد باطبی از یک “لینک” شروع شد. قرارمان شب یلدا بود. گفته بود: شب ‏ها بیدارم.

پس در ساعت یازده و نیم شب به وقت پاریس ـ که شب رو به پایان بود ـ و دو صبح به وقت تهران ـ که روز ‏دیگری آغاز شده بودـ با احمد باطبی مصاحبه کردم. او هیچ شرطی نداشت برای مصاحبه؛ من اما، شرطم با خودم این ‏بود که از شکنجه و زندان نپرسم؛ پس همه آنچه گفته ایم، از انسان است: “آن ۹ سال تمام شد؛ من حداقل چهارتا ۹ سال ‏دیگر وقت زندگی دارم.”

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یازدهم دی 1386ساعت 10:59  توسط سحر احمدي  | 

آرش پاكزاد اعتصاب غذا كرد

 

از بين دانشجويان بازداشت شده دانشگاه مازندران تنها آرش پاكزاد است كه همچنان در بازداشتگاه وزارت اطلاعات بسر مي برد.

 

اخباررسيده حاكي از اين است كه چهارشنبه گذشته (5/10/86) حكم آزادي آرش توسط دادستان صادر شده و حتي از خانواده وي وثيقه هم دريافت شده اما هنوز خبري از آزادي نيست. جالب اينجاست كه خانواده آرش اوراق مربوط به تحويل گرفتن فرزندشان را نيز به درخواست وزارت اطلاعات امضا كردند اما هنوز....

آخرين خبر رسيده خبر اعتصاب غذاي آرش است كه نشان از شكنجه و رفتار غير قابل تحمل دژخيمان رژيم دارد.

 

از ابتدا (13 آذر) كه دانشجويان دانشگاه مازندران ، در استان خودشان و از داخل يا جلوي منزلشان بازداشت شدند (يا به عبارتي بدون مجوز و با ضرب و شتم ربوده شدند) تا كنون فقط دو بار _ آن هم پس تحمل بدترين توهين ها و تحقيرها _ موفق به ملاقات خانواده ها شدند.

ضمن اينكه طبق معمول، سخت ترين و بيرحمانه ترين شكنجه هاي روحي و جسمي را تحمل كردند . بطوريكه وقتي عزيزانشان را مي ديدند حتي قادر به شناسايي آنها نبودند. گويي از 13 آذر تاكنون زير خروارها آوار مانده اند و حالا گرسنه و تشنه و درمانده ، حتي دو متري شان را نمي بينند....

 

لازم به ذكر است كه بقيه دانشجويان دانشگاه مازندران كه در بند اطلاعات بودند اوايل ديماه با قرار وثيقه آزاد شدند و فقط آرش پاكزاد است كه با وجود عارضه چسبندگي نخاع خود (كه امكان خم شدن را از وي گرفته است) در سلول 1*1 و مثلاً انفرادي خود ، مجبور است قاتل و معتاد را نيز كنار خود تحمل كند. آن هم در بازداشتگاه وزارت اطلاعات.....

 

+ نوشته شده در  یازدهم دی 1386ساعت 10:56  توسط سحر احمدي  | 

دکتر رامشت رياست دانشگاه اصفهان در ديدار با هياتي مرکب از شش نفر از حاميان اعتصاب غذا کنندگان و پس از آن در ديدار با اعتصاب غذا کنندگان قول لغو احکام کميته انظباتي صادره در کميته تجديد نظر را داد واعلام همکاري براي بازگشايي انجمن اسلامي دانشجويان و تشکيل شوراي صنفي و بازگشايي صنف نشريات دانشجويي پس از طي مراحل مورد نياز کرد و اعتصاب غذا کنندگان با استناد به قول ايشان و درخواست دانشجويان دانشگاه اصفهان تصميم گرفتند اعتصاب غذاي خود را در روز دوشنبه ۱۰دي ماه ۸۶ و در هشتمين روز اعتصاب غذاي خود در مصلاي الغدير در حضور جمعي از دانشجويان ساعت ۱۰۴۵دقيقه بشکنند و پايان دهند.

+ نوشته شده در  دهم دی 1386ساعت 10:32  توسط سحر احمدي  | 

ازتهدید وارعاب نهراسید

 

 

از دوشنبه 3دیماه، ساعت 4بعد از ظهراعتصاب غذای خود را نسبت به احکام صادره به خاطرتجمعات در راستای خواستهای به حق خود در 13آبان ،21آبان و13آذر در دفتر کمیته ی انضباطی آغاز نمودیم.خواستهای ما چیزی جز لغو احکام غیر انسانی کمیته ی انضباطی،برگزاری انتخابات انجمن اسلامی دانشجویان،انجام انتخابات شورای صنفی،بازگشایی صنف نشریات دانشجویی وخودداری مسئولین از برقراری تماسهای تلفنی با خانواده های دانشجویان چیزی دیگری نمی باشد وبه مسئولین نیز ثابت گشت که دانشجویان نیز در این خواسته ها با متحصنین مشترکند و این نکته را در شبهای6و7دی ماه در خوابگاهها متوجه  شدند.متاسفانه مسئو لین دانشگاه کوچکترین توجهی به این وضعیت نکردند و جان دانشجویان کوچکترین اهمیتی برای آنان نداشت.ما از چیزی نمی هراسیم واعتصاب غذای خود را از یکشنبه 9دی ماه در کنار درب شمالی ادامه داده ومطمئنیم که شما نیز در خواستهای خود استوارید وتا رسیدن به خواسته هایتان به اعتراض های خود ادامه می دهید

                                            

                                      

 

 

 

 

                                                                                                             

+ نوشته شده در  هشتم دی 1386ساعت 22:16  توسط سحر احمدي  | 

گزارش کامل از ۴ روز تحصن و اعتصاب غذای دانشجویان در دانشگاه اصفهان

خبرنامه امیرکبیر: چند تن از دانشجویان دانشگاه اصفهان به منظور رسیدن به مطالبات خود از روز دوشنبه، ۳ دی ماه ۸۶، دست به اعتصاب غذا زده و در صحن دانشگاه متحصن شده اند.

دانشجویان دانشگاه اصفهان در ترم جاری در چند نوبت تجمعات اعتراض آمیزی در حمایت از دانشجویان در بند دانشگاه امیرکبیر و همچنین به منظور پیگیری مطالبات خود برگزار کرده اند. از زمان انتصاب رامشت به سمت ریاست دانشگاه اصفهان توسط دولت احمدی نژاد، انجمن اسلامی دانشجویان و شورای صنفی، دو نهاد دانشجویی، تعطیل شده است.

 همچنین در پی فعالیت های خودجوش دانشجویان در ترم جاری، مدیریت دانشگاه چندین نفر از فعالین دانشجویی را به کمیته انضباطی احضار کرده بود. رامشت، رئیس دانشگاه اصفهان، یکی از تندروترین روسای انتصابی در دانشگاه هاست. رسانه های گروهی تاکنون چندین بار اظهارنظرهای رئیس دانشگاه اصفهان را پوشش داده اند که این اظهارنظرها در نوع خود عجیب و مضحک بوده است.

 اصلی ترین خواسته های دانشجویان متحصن که با حمایت عموم دانشجویان این دانشگاه، به خصوص دانشجویان ساکن در خوابگاه ها مواجه شده است، تشکیل دوباره انجمن اسلامی، شورای صنفی، تشکیل صنف نشریات دانشجویی، لغو احضارها و احکام کمیته انضباطی و… است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  هفتم دی 1386ساعت 17:3  توسط سحر احمدي  | 

”ما برديم”

 

 

بالاخره ”غول” چراغ جادو بعد از همه تلاشي كه دانشجويان كردند از شيشه بيرون درآمد و حالا وانمود ميكند كه ميخواهد آرزوهاي مارا برآورده كند!

زهي خيال باطل، الحق كه اين داستانها براي دوران كودكي است ....

دولت مهرورز كه ازهجوم مستمر دانشجويان به وحشت  افتاده ازپي بالارفتن هرچه بيشتر خواسته ها بخود آمده كه بادادن امتيازاتي ، به شيوه همه ديكتاتورها روح  مرگ و سردي بر جنبش بپراكند و آنچه به او  تحميل شده راوارونه جلوه كند....

شنيديم رفقاي پلي تكنيك را به قيمت بالا آنهم پراز ابهام آزاد ميكند، عجب غول گرانفروشي!

اينان بيهوده مي پندارند كه دانشجو  همچون گياه فصلي است كه يك فصل سردرمي آورد وفصلي ديگر درو ميشود.

باز اختلالات عقلاني شان آنقدر عمل كرده كه نميدانند ”دانشجو” به معناي گرفتن وجستجو گر علم در روح و محتوي آنقدر پويا وگسترده عمل ميكند كه فهم نازل شما عاجز از درك آن است.

و البته بيش ازعجز و ناتواني تان ، مفتخوري وحق خوري طبقاتي تان بالمأل شما را به اين نقطه مي كشاند .

دانشجويي كه روز 18 آذر براي اعلام خواسته هايش كه در كليت شعار ” مرگ بر ديكتاتور ” تجلي ميكرد به صحنه آمده است ، خواسته هايش را با آزادي تنها سه عزيز كه حق مسلم شان آزادي بود ، معامله نميكند.

درماندگي هاي متنوع در بازار سياست چنان ازهر طرف به حاكمان فشار آورده كه براي اولويت بندي رسيدگي به بدبختي هاشان دست و پاچه شده اند.

از قضا همه خاك برسري هاشان يكطرف ، دانشجويي كه حقوق خود را فرياد ميزند وحيّ وحاضر در مقابلشان ايستاده طرف ديگر .

بيچاره ”غول”مهر ورز ميپندارد كه با آبنبات چوبي و شيرين كردن دهان دانشجو ميتواند جلوي ادامه حركات را بگيرد!

اين واقعيت پر افتخاركه ”ما برديم” و دولت را وادار به عقب نشيني كرديم از نيم گام هاي  نخستين است ، در اين هنگامه كه با طعم شيرين پيروزي حق طلبي هايمان آشنا شده ايم ، به شما هشدار و اخطار گامهاي بي ترديد بعدي مان راميدهيم.

هنوز دوستان ديگرمان زندانند و هنوز نمي دانيم كه چرا زهرا را كشتيد؟ وهنوز چرا احضاريه هاي چند ده تايي ادامه دارد؟خواسته هاي بعدي را دركف داريم و درميدان رزممان يعني صحن دانشگاه با مشت هاي گره كرده مان بر سرتان فرود ميآوريم .  

ضمن تبريك براي اين پيروزي شيرين كه به قيمت تلاش هاي جمعي مان بدست آورديم.

ازهمه دوستان و رفقا ميخواهم كه در اين شرايط حساس هشيارانه باوحدت هرچه بيشتر به سمت قلب ” ديكتاتور ” نشانه روي كرده و در پي پيروزي هاي حتمي بعدي باشيد.  

صبا صبحي ديماه 1386

+ نوشته شده در  ششم دی 1386ساعت 22:33  توسط سحر احمدي  | 

برايشان گريستم ....؟

 

براي دانشجويان دامغان كه درحادثه رانندگي جان باختند.

غمگين با ضجه اي تلخ درانتهاي مسيري كه ديگر نمي بينيم شان .

ولي انتظاري دروغين قلبم را دلداري ميدهد.... وشايد شيريني اميد به روز”قيام ” كه خواهد آمد.

درخبرنامه خواندم دانشجوياني ، درسفري كوتاه به سفري بي بازگشت شتافتند.

روزانه به مرگ عادت كرده ام:

 به آنهايي كه هرروز به جرمهاي واهي،  درآونگ جرثقيل ها يا تخته هاي دار جان ميدهند.

به آنهايي كه درفقر وذلت بي پناهي درگورهاي بي نشان خياباني دركناره ها ، زندگي را تنها وداع ميكنند .

به آنهايي كه خود ،نقشه مرگ را، براي فرار اززندگي مرگ گونه خويش نقاشي ميكنند.

به بي شمار مردگاني جگرسوز كه ازفرط غمهاي بي پايان ،درجستجوي لحظه اي شادي گول زنك ،درپناه مخدرهاي  كرم زا ،درهپروت، به رقص احمقانه مرگ فرو ميروند.

وبه آنها كه درميدان جنگهاي بي چيزي ، چاقوهاشان را به جاي تقسيم نان بر گلوي همديگر ميگذارند .

به همه اينها در اين ساليان عادت كرده ام.

اما در اين غمكده اين بيت رانخوانده بودم.

حوادث نامردمي آمده از نامردمان .

آنچه كه بي انتظار ناگهان آنها را برد.

دوستاني كه هنوز دركشاكش نوجواني و جواني ،به ديگران فخر ميفروختند....

وحالا اين چنين اميدهاي كسانشان تاريك شد.

اي واي برشما مرگ فروشان ، كه تلخي را درهرجا  به حلقمان ميريزيد.

بهراسيد از مرگ بي امان خويش.

اين خونها پاسخ خود را ازتك تك شما خواهند گرفت.

چرا كه ما ميدانيم ابزارهمه مرگها دردست شماست.

شما از مرگ به به مرگ شبيه تريد.....

اي حاكمان مرگ فروش.

                                                                                                                                                         صبا صبحي

 

+ نوشته شده در  ششم دی 1386ساعت 22:10  توسط سحر احمدي  | 


باز هم عقب نشینی حاکمیت: آزادی دو دانشجوی دیگر

بنا به آخرین اخبار رسیده به خبرگزاری آزادی برابری دو دانشجوی بازداشتی دانشگاه آزاد کرمانشاه پارسا کرمانیان و علیرضا حیدریان پس از 7 روز بازداشت در سلول های انفرادی بازداشتگاه اطلاعات کرمانشاه آزاد شدند.

+ نوشته شده در  دوم دی 1386ساعت 23:38  توسط سحر احمدي  | 

دادگاه دانشجویان امیرکبیر را تبرئه کرد، نشریات جعلی بودند

طبق حکم صادره توسط دادگاه عمومی برای ۳ دانشجوی دانشگاه امیرکبیر، احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی از اتهام انتشار نشریات موهن به طور کامل تبرئه شدند و دادگاه جعلی بودن نشریات را پذیرفت.

 به گزارش خبرنامه امیرکبیر، طبق حکمی که امروز به محمدعلی دادخواه، وکیل مدافع این دانشجویان، ابلاغ شد دادگاه با جعلی دانستن نشریات موهن، دانشجویان در بند را از اتهام انتشار این نشریات تبرئه کرد. دادگاه عمومی تنها به خاطر نشر اکاذیب حکم ۴ ماه حبس تعزیری برای این سه دانشجو صادر کرده است.

 پیش از این دادگاه انقلاب برای این سه دانشجو احکام حبس طویل المدت صادر کرده بود. دانشجویان پیش از این بارها انتساب اتهام توهین به مقدسات را به خود تکذیب کرده و اعلام کرده بودند نشریات جعلی است. مراجع تقلید نیز طی فتواهایی تکذیب دانشجویان را مسموع دانسته و اصرار انتساب اتهام به ایشان را گناه قلمداد کرده بودند.

 دادگاه عمومی با صدور ۸۰ میلیون تومان وثیقه برای هر یک از این دانشجویان مقدمه آزادی آن ها را فراهم نموده است. خانواده این سه دانشجو در حال تهیه وثیقه برای آزاد کردن فرزندان خود پس از گذشت ۹ ماه حبس هستند.

دکتر دادخواه وکیل مدافع این دانشجویان گفت: این سه دانشجو از اتهامات توهین به مقدسات دینی و مذهبی، توهین به حرم اهل بیت مطهر ، توهین به مردم شهرستان قم و شهر قم، توهین به مراجع عظام، توهین به عموم جوانان متشرع و زنان محجبه و توهین به مسوولان برائت حاصل کردند.

وی یادآور شد: بر اساس رأی صادره آنان در رابطه با اتهام نشر اکاذیب علیه نیروهای بسیجی و امنیتی در دانشگاه تهران به ۴ ماه حبس تعزیری با احتساب و کسر ایام بازداشت‌های قبلی محکوم شدند که با توجه به این‌که بیش از ۸ ماه است در زندان به سر می‌برند، اکنون آزاد تلقی می‌شوند.

اخبار تکمیلی در این خصوص متعاقبا اعلام می شود.

+ نوشته شده در  دوم دی 1386ساعت 23:35  توسط سحر احمدي  |