تبليغاتX
رنگ فرياد

اطلاعيه انجمن دانشجويان آزاديخواه

 

سخن  كوتاه بايد گفت…

بيش از اين اعدام، بيش از اين زندان، بيش از اين سركوب به اسم تأمين امنيت اجتماعي ،  بيش از اين فساد و فقر واعتياد، بيش از اين بيكاري و گراني، بيش از اين نواميس يك  ملت را در معرض قاچاق و فروش قرار دادن، بيش از اين صبر …

هرگز،ٍ سخن كوتاه است، ميخواهيم در حق تعيين سرنوشت خودمان، خود شركت داشته باشيم، پس قاطعانه اعلام ميكنيم  در انتخابات شركت نميكنيم.

 

در آستانه انتخابات مجلس هشتم، هم چنان كه انتظار ميرفت، در روندي كه دولت نهم در ايجاد محدوديت ها و فنا كردن هرچه بيشتر مفهوم دمكراسي، درصحنه هاي مختلف به نمايش گذاشت،

نظر به اينكه  شركت در چنين انتخاباتي كه نتايج آن پيشاپيش از صندوق ها خارج شده است تنها تمسخر خويشتن است،

نظربه اينكه تجربه اين ساليان نشان داده است كه چنين مجموعه هايي تنها در اسم ،”مجلس مردم” ،و درمحتوي ارگانهاي درخدمت جيب آقايانند ،

نظر به اينكه  كارنامه اين ساليان و بطورخاص سال جاري و رويكرد ايشان به مسائل جنبش دانشجويي براي همه دانشجويان مشخص است ، و در مجلسي كه هر  چه يكدست تر اهداف ديكتاتور را دنبال خواهد كرد چيزي تغيير نخواهد كرد،

ما انجمن دانشجويان آزاديخواه سراسر ايران، اعلام ميكنيم :

در انتخابات مجلس هشتم شركت نخواهيم كرد.

و از كليه دانشجويان آزاده دانشگاهها درخواست ميكنيم با امضاء اين اطلاعيه ما را حمايت كنند.

يقينا” عدم شركت در انتخابات اولين گامي است كه براي گرفتن حق تعيين سرنوشت بدست خودمان، برداشته و الزام افشاي  چهره حاكميت ديكتاتور در همه اذهان داخلي و بين المللي است .

با امضاء گرفتن از دوستان و آشنايان در هرجا كه هستيد، از ما حمايت كنيد تا بتوانيم هرچه بيشتر اين نارضايتي عمومي را منعكس كنيم.

 

انجمن دانشجويان آزاديخواه

20اسفند86

+ نوشته شده در  بیستم اسفند 1386ساعت 12:30  توسط سحر احمدي  | 

دکترمحمدملکی-زنان قهرمان گمنام

جمعه، 17 اسفند 1386

 

این روزها همه جا از زن ستیزی و حقوق ضایع شده زنان سخن و بحث ها جاریست و باید هم چنین باشد. درست است که در بسیاری از نقاط جهان مردان نیز از حقوق خود محرومند اما ستم و حق کشی در مورد زنان در همه جا بویژه در ایران مضاعف است. تفاوت زن ایرانی با زنان بسیاری از کشورها از جمله کشورهای اسلامی در این است که آنها به دلیل عدم آشنایی با حقوق خود و دیگر عوامل، وضع خود را تا حدودی پذیرفته اند. اما زن ایرانی سالهاست که حقوق طبیعی و انسانی خود را می شناسد و در پی کسب آن تلاش می کند و هزینه های بسیاری در این مسیر پرداخته است که نمونه بارز آن کمپین یک میلیون امضا و روانه شدن ده ها زن به زندانها به خاطر فعالیت برای آشنایی بیشتر زنان با حقوق خود و جمع آوری امضاء زنان بوده است. در این نوشته می خواهم از یک واقعیت مغفول مانده در بی داد نسبت به زنان قهرمانی که گمنام یا کم نام مانده اند سخن بگویم تا باشد که مدافین حقوق زنان بیشتر به این امر بپردازند و حقوق ضایع شده اینگونه زنان را هم فریاد کنند.
آن گروه بزرگی از زنانی که پدران، برادران و همسرانشان با اتهامات سیاسی به زندان افتاده یا اعدام گردیده اند و به همین دلیل دچار مشکلات عظیم برای ادامه زندگی شده اند و معنای دربدری و بی کسی را با تمام وجود لمس کرده اند تا آنجا که در مورد آنها حتی از یک محبت کوچک دریغ شده است و ناچار به کشیدن بار سنگین اقتصادی اجتماعی و اخلاقی بوده اند. زنان خوب می دانند چه می گویند و چرا فریاد می کنند. اندوه مادران فرزند یا شوهر از دست داده را چه کسانی تسلیت می گویند؟
به مادران بی نوا کسی به خاطر خدا
ز بیم گزمه و عسس، شبانه سر نمی زند
این قبیل زنان از اینهمه رنج و مصیبت چه ثمری برده اند؟ اگر افتخاری هست به دامان مردان ریخته می شود و اگر نگرانی و درد و دربدری و تحقیر و توهین به دامان زنان، مگر زنان نبودند که در اثر فداکاری های خود قهرمانان را تربیت کرده اند و شرایط را برای پیشرفت و موفقیت آنها فراهم نمودند؟ پس چرا تاریخ کمتر از این زنان قهرمان نام می برد؟ و آنها جایی در افتخارات بدست آمده مردان ندارند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیستم اسفند 1386ساعت 12:2  توسط سحر احمدي  | 

اطلاعيه فوري

اعلان وضعيت حكومت نظامي درخوابگاههاي دانشگاه پلي تكنيك

 

طبق ضوابط جديد ابلاغ شده براي كنترل خوابگاه هاي دانشگاه پلي تكنيك ، وضعيت حكومت نظامي در اين اماكن اجرا خواهدشد.

خوابگاهها كه محل آسايش دانشجويان است ، با قوانين جديد تبديل به پادگانهايي شده كه ميبايست از هرنظر تحت كنترل قرار بگيرند.

 از آنجا كه اين روزها  حضور دانشجو علي الخصوص دانشجويان پلي تكنيك در هركجا  مُخِل آسايش حاكمان شده  است ، لذا اقدام به چنين تدابيري چندان خارج از انتظار نبوده ، و حتما” كه ايشان نيازمند چنين اعمالي هستند.

ما تعدادي از دانشجويان اين دانشگاه ضمن محكوم كردن چنين تصميم گيريهاي خصمانه برعليه دانشجويان اعلام ميكنيم:اينگونه اعمال تنها براي سر پوش گذاشتن بر مشكلات عديده و براي راه انداختن معركه انتخابات بدون تنش هاي احتمالي است ولي بدانيد چنين تصميم گيريهايي تنها فاصله دانشجويان را با شما بيشتر خواهد كرد،وتداوم اين فاصله گيري ها قطعا” عواقب خوبي نخواهد داشت.

دوستان دانشجو ،  نسبت به اقدامات كينه توزانه بعدي حاكمان  هشيار باشيد، وبا اتحاد و حضور هر چه بيشتر در حمايت از اعتراضات دانشجويان همه دانشگاه هاى، طرحهاي حاكمان را خنثي كنيد.

 

پيروز باشيد ـ جمعي از دانشجويان پلي تكنيك

 

+ نوشته شده در  هجدهم اسفند 1386ساعت 12:53  توسط سحر احمدي  | 

 

روزنامه واشنگتن پست 15/12/86

اعتراضات در 2 دانشگاه ايران شعله ور شد

 

«« روزنامه واشنگتن پست ، 5 مارس - تهران - به‌قلم توماس ايردِبرينك - صدها نفر از دانشجويان در دو دانشگاه ايران اعتراضاتي را در روزهاي اخير برگزار كرده‌اند و طي آن ممنوعيت فعاليتهاي دانشجويي را تقبيح كرده و خواهان استعفاي يك رئيس دولتي دانشگاه شدند.
بين 100 تا 200 نفر از دانشجويان در دانشگاه علامه طباطبايي تهران روز سه‌شنبه، عليه ممنوعيت اخير 40نفر از دانشجويان عليه مقامات دانشگاه، دست به اعتراض زدند.
در شهر مركزي شيراز نيز دانشجويان خواهان بركناري رئيس دانشگاه شدند و همچنين خواهان كيفيت بهتر غذا و خوابگاه براي دانشجويان شدند.
رشيد 25ساله يك دانشجوي فارغ‌التحصيل در تهران كه نپذيرفت از ترس دستگيري، نام خانوادگي خود را بيان كند گفت اين دانشجويان عليه ممنوعيت دوستانشان هستند. رشيد گفت او اخيراً از دانشگاه علامه طباطبايي اخراج شده و بعد هم وقتي به دانشگاه مراجعه كرده توسط پليس دانشگاه[حراست] كتك خورده است. تظاهرات اخير كه در دانشگاهها صورت مي‌گيرد نه تنها بطور علني عليه حكومت صورت مي‌گيرد بلكه در برخي موارد، سياسي هم شده است. سال گذشته 150نفر از دانشجويان در دانشگاه اميركبير تهران تصاوير پرزيدنت محمود احمدي‌نژاد را به آتش كشيدند و او را يك ديكتاتور خواندند. در 1999 هزاران نفر از دانشجويان با نيروهاي امنيتي در تهران مقابله كردند كه يك هفته به‌طول انجاميد. اين روزها اعتراضات، اكثراً كوچك است كه بيش از صد يا 200نفر شركت ندارند. ايران حدود 2 ميليون دانشجوي دانشگاه دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  هجدهم اسفند 1386ساعت 12:52  توسط سحر احمدي  | 

سايت راديو فردا 14/12/86

هشتمين روز تجمع دانشجويان دانشگاه شيراز

 

متن خبر :«يکي از دانشجويان دانشگاه شيراز به راديو فردا گفت که نيروهاي بسيج با پخش اعلاميه اي، دانشجويان متحصن را وابسته به نيروها و گروه هاي خارجي معرفي کرده اند.
اين دانشجو افزود که مسئولان دانشگاه شيراز با خانواده هاي بيش از
۳۰ تن از دختران دانشجو تماس تلفني گرفته و به آنها گفته اند که فرزندانشان شب به خوابگاه مراجعه نکرده و در تحصن شرکت کرده بودند.
وي مي گويد که مسئولان دانشگاه شيراز ضمن تهديد خانواده هاي دانشجويان از آنها خواسته اند به فرزندانشان بگويند به تحصن اعتراضي خود پايان دهند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  هجدهم اسفند 1386ساعت 12:50  توسط سحر احمدي  | 

درود بردانشجويان شيراز

 

”من كلام  ِ آخرين را

بر زبان جاري كردم

هم چون خونِ بي منطق  ِ قرباني

بر مذبح”

 

هميشه برداشتن اولين گام و گفتن آخرين كلام، سخت ترين حركتي است كه انسان تاجر پيشه از آن پرهيز ميكند.

اما كساني كه دنبال معامله نباشند، بدون محاسبه و در  آنجا كه بايد، و جاييكه ديگران در كمترين حسابگري ممكن  ميگويند :”نكن”، چنان بي محابا فرياد ميزنند، كه شنوندگان هر كس كه باشند،  مجبور به شنيدن ميشوند.

حركت مداوم و زيباي دانشجويان شيراز، چنان استوار بود، كه لاجرم با اتهام بسيجيان مواجه شدند كه گويي كفر مرتكب شده اند كه براي خواسته خود فرياد ” بجنگ تا بجنگيم ” سرداد ه اند.

البته اين صحنه عجيب نبود، در اين ساليان بارها مواجه بوديم كه هر حركت حق طلبانه اي بايد سريعا” سركوب شود، منزوي شود، منفور شود تا  كسي ديگر به خودش  چنين اجازه اي ندهد كه سَري بين سَرها پيدا كرده  و صلاحيت آقايان را زير سوال ببرد، اما زهي خيال باطل كه دانشجويان شيراز ،  چهره جديدي از ” دانشجو” را رو كردند. ” دانشجو” ياني جنگجو، كه اين بار از آغاز ، گفتند تا پايان راه خواهند رفت با هر هزينه اي:

 ما زن ومرد جنگيم ـ بجنگ تا بجنگيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  هجدهم اسفند 1386ساعت 12:47  توسط سحر احمدي  | 

اطلاعيه فوري

 

در پي اعتراضات محق و قهرمانانه دانشجويان شيراز مطلع شديم كه سه تن از ياران اين دانشگاه توسط نيروهاي اطلاعات دستگير و تحت فشار قرار دارند. اين عناصر  با بهانه هاي كاذب و خودساخته ايشان كه براي انعكاس اخبار خواسته هايشان از اجانب كمك گرفته اند ، اين دوستان را تحت آزار و مراقبت هاي شديد قرار دهند به نحوي كه حتي امكان تماس گرفتن را برايشان سخت كرده اند . ما جمعي ازدانشجويان پلي  تكنيك

ضمن حمايت از اين ياران كه به خاطر حداقل هاي صنفي و برحقشان اعتراض  كرده اند ، از همه دانشجويان وفعالين سياسي ميخواهيم كه اين موضوع را منعكس كرده وبراي نجات آنها تلاش كنند. اسامي اين عزيز ان : محمدمهدي احمدي ـ  ياسر رحماني ـ  حسني ـ ميباشد. ما نيز به سهم خود بيشترين تلاشهاي خود را خواهيم كرد.

 

جمعي ازدانشجويان تهران

+ نوشته شده در  پانزدهم اسفند 1386ساعت 23:26  توسط سحر احمدي  | 

+ نوشته شده در  سوم اسفند 1386ساعت 9:53  توسط سحر احمدي  | 

انتخابات

چه كسي بايد رأي بدهد؟

از كدامين زندان ؟

براي كدامين خواسته ؟

سرافكنده و تنها ، دست وپاي درزنجير ، بهر گناه بيگناهي

هركدام درگوشه اي از اين ميهن در اسارت نداشته هايمان

در اسارت شرمساري هايمان براي حتي يك زندگي روزمره،

در اسارت نگاه دردمند مادر ، در اسارت فغان كودك گرسنه ام

در اسارت قهر همسرم كه  آينده اش را درمن جستجو ميكرد.

به چه كسي رأي بدهم؟

آنهايي كه اين همه را برايم ارمغان آوردند؟

آيا بيش از اين هم ميتوان زنجيره هاي غم را بر اندام بي اثر

خويش پيچاند؟

آه فراموش كردم از عيدي كه همچون هيولا سرراهم است بگويم.

نه ، نه ، من هرگز در اين انتخابات شركت نميكنم.

من ميدانم چه چيز را نميخواهم ،

 حتي اگر ندانم چه چيز را ميخواهم.

+ نوشته شده در  یکم اسفند 1386ساعت 9:47  توسط سحر احمدي  | 

يكي از كساني كه به اسم اراذل دستگير شد بچه محل ما بود

 

 

شايدشماهم درميان انبوه خبرها , خبر زير را خوانده باشيد :

پليس کرمانشاه در اجراي طرح امنيت اجتماعي پس از دستگيري فردي به اتهام اراذل واوباش!! براي مجازات وي, او را با لباس زنانه در سطح شهر چرخاند!

اگر يادتان باشد چندماه پيش هم در مناطق مخلتف كشور , جوانهاي زيادي را به همين بهانه دستگير و با انواع واقسام شيويهاي زشت و متحجرانه به بدترين شكلي تحقير كرد ند .

يكي از كساني كه به اسم اراذل دستگير شد بچه محل ما بود , از بچگي به او ميگفتيم” ممد بي كس

آخه نه پدري داشت ونه مادري . هيچ فك وفاميلي هم نداشت , يه ننه پير داشت كه اونهم وقتي ممد 13 سالش بود , مرد و نفهميديم كي دفنش كرد .چون پول كفن ودفن هم نداشت.

ممد از او ن آدمهايي بود كه توهفت آسمون دنيا يه ستاره هم در آسمون نداشت . تنها وبي كس بود . خودش همين طوري بزرگ شد . توخيابونها . يه شب ديديم نقاب سياهها به محلمون يورش بردند و ممد را گرفتندوخيلي وحشيانه زدند , توي گردنش آفتابه انداختند بعد هم لوله آفتابه را توي دهانش گذاشتند . نقاب سياهها شروع به خنده كردند . اما من توي دلم براي” ممد بي كس ”گريه ميكردم . براي او كه هيچكس را نداشت كه براش دلسوزي كنه ! هيچكس را نداشت كه مانع از دستگيري و كتك زدنش بشه !

الان هم نميدونم كجاست وچه بلايي سرش اومده . وقتي به دانشجويان اين مملكت كه جنبش دانشجويي پشت اونهاست رحمي نميكنند و لت و پارشون ميكنند , ديگه مگه ميشه فكر كرد كه چه بلايي سر ”ممد بي كس ”و ممدها اومده .........

و امروز من با خواندن خبر بالا دوباره ياد ممد افتادم .راستي ممد الان كجاست ؟ ...... 

+ نوشته شده در  یکم اسفند 1386ساعت 9:45  توسط سحر احمدي  | 

”کليشه­هاي جنسيتي، فرصت­هاي نابرابر را توجيه مي­کند”

بيانيه اعتراضي دانشجويان پسر دانشگاه تهران

نسبت به سهميه بندي جنسيتي درآزمون  دانشگاهها

 

مرکز پژوهش­هاي مجلس شوراي اسلامي در گزارشي که در بهمن­ماه سال 86 منتشر کرده از اعمال سهميه­بندي جنسيتي در آزمون ورودي مراکز و مؤسسات آموزش عالي خبر داده است. در بخشي از اين گزارش آمده:

"سازمان سنجش در سال 1385 (براي 26 رشته) و در 1386 (براي 39 رشته) با اعمال سياست متناسب‌سازي آزمون سراسري، ضرايبي را به صورت 30-40 درصد زن 30-40 درصد مرد و مابقي به صورت رقابتي براي «توزيع دانشجويان بر حسب جنسيت» در نظر گرفته است."

 

برخورداري شهروندان از حقوق و فرصت­هاي برابر از پايه­هاي عدالت و از پيش­شرط­هاي دموکراسي است. رُجحان گروهي بر گروه ديگر و اعطاي فرصت و حق ويژه به آن گروه با لحاظ کردن ويژگي­هاي بيولوژيکي، با معيار عدل و انصاف هم­خواني ندارد. همان­طور که يک سياه­پوست در تعيين رنگ پوست خود نقشي نداشته و يک بلوچ، نژاد خود را خود تعيين نکرده، يک زن نيز قبل از آن­که پا به جهان هستي بگذاردنوع جنسيت اش را خود انتخاب نکرده است. در نتيجه تفاوت گذاشتن بين سياهان و سفيدان، بلوچ و فارس و يا زن و مرد و قائل شدن حق و يا فرصت ويژه براي هر کدام دور از عدل و انصاف است. شايستگي يک فرد در جامعه را نه خصوصيات ذاتي و بيولوژيکي آن فرد، که ميزان تلاش و بهره­وري او تعيين مي­کند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکم اسفند 1386ساعت 9:18  توسط سحر احمدي  | 

بیانیه اتحادیه دمکراتیک دانشجویان کرد در خصوص حوادث اخیر در کردستان

 

در آستانه ی ۳۰ سالگی انقلابی قرار داریم که هدف از تلاش برای به ثمر نشستن آن، سرنگونی رژیمی بود که خود را منتسب به غیب می دانست، که در آن یک نفر به جای ملت بود و ملت به جای هیچ، که در آن هیچ گونه آزادی وجود نداشت مگر آزادی در انتخاب جواب آری و آری.

 

انقلاب به ثمر نشست و پدران ما می پنداشتند که به همه ی آرزوهایشان دست یافته اند. در دوران سازندگی چون به میهن می اندیشند، حرف ها ناگفته یشان را در سینه حبس کردند و یا به زور تمام سخنان را در نطفه خفه کردند. در دوران اصلاحات برخی از سخنان ناگفته بر زبان آمد، اما گویا قدرت به مزاق عده ای قدرت طلب بسیار خوش آمده و آنان از یاد برده اند آرمان ها و شعارهای انسانی و دمکراتیک و برابرطلبانه ی انقلابیشان را و تحمل شنیدن آن اندک را نیز نداشتند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکم اسفند 1386ساعت 9:16  توسط سحر احمدي  | 

سياست گام به گام حاكمان

در آزادي دانشجويان دربند را محكوم ميكنيم.

آزادي سعيد حبيبي عضو سابق شوراي مركزي تحكيم وحدت بعد از تلاش ها و اعتراضات همه جانبهء طيف هاي مختلف  دانشجويي،كماكان نمايش مضحكي است  از يك بازي يك گام به پيش دوگام به پس حاكمان است.

 دانشجوياني كه تماما”( تأكيد ميكنيم تماما” )بي تقصير وتنها بجرم ابراز خواسته هاي برحق دانشجويي دستگير شده بودند ، نه تنها مستحق زندان نبودند بلكه هركدام درخور يك عذرخواهي  از طرف سيستم هاي اداري و اطلاعاتي وقضايي حاكم ميباشند.

نكته اينجاست اگر همه اين دانشجويان به جرم مشتركي دستگير شده اند ، بايد از آقايان سوال كرد شما را چه ميشود كه هركدام از  اين دانشجويان  را در پريود زماني و با ادا واطوار خاص خودتان آزاد ميكنيد؟ يكي راوثيقه ميگيريد ويكي را محروم ميكنيد و ديگري را اگر محكوم به خودكشي درزندان نكنيد! آنقدر آزار ميدهيد كه به دليل تغيير قيافه وبيماري هاي حاصله امكان آزاد كردنش را نداريد.

ما دانشجويان آزاديخواه ضمن محكوم كردن اين سياست ، كه علاوه بر شكنجه دانشجويان در زندان موجب آزار عمومي خانواده ها و دوستان اين ياران دربند ميشوند ، خواستاري آزادي بي قيد وشرط همه دانشجويان دربند هستيم.

اين سياست گام به گام تنها براي گروگان گيري  وعقب راندن دانشجويان از خواسته هاي برحق شان است .

ولي ترديدي نداشته باشيد دانشجو ايستاده است و تن به ذلتي كه  شما وادارش ميكنيد نخو اهد داد.

 

انجمن دانشجويان آزاديخواه

86/11/24

+ نوشته شده در  بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 23:14  توسط سحر احمدي  | 

صحبت يكي از فعالين دانشجوي سيستان و بلوچستان درباره حكم يعقوب مهرنهاد:

 

 

آقاي مهرنهاد يكي از اعضاي شوراي مركزي ان جي او صداي عدالت هستندو اين ان جي او بعد از اينكه در سال 1384 براي بقيه ان جي او ها در داخل كشور براشون يك سري اتفاقات عجيب و قريبي افتادو يك مقدار بسته شدند مسئله اي كه بوجود آمد اين بودش كه ان جي او صداي عدالت هم به بقيه ان جي او ها در داخل كشور خودمان پيوست و تقريبا مهر انحلال بهش خورد.اما روندي كه براي اين ان جي او بوجود آمد متفاوت بود با بقيه .

آقاي مهرنهاد اعدام نشد بلكه به 15سال حبس محكوم شدند.ايشون پيوست حبس خوردن. تو مرحله اول دادگاه دعوتشون كرده بودن. مدت زيادي بازداشت بودن. حدودا فكر مي كنم تمام اعضاي ان جي او صداي عدالت شوراي مركزي شون در مرحله اول بازداشت مي شن. در مراحل بازداشت فقط آقاي مهرنهاد مي مونه و بقيه را آزاد مي كنند. آقاي مهرنهاد در مرحله اول به اعدام محكوم مي شن, اونطور كه خودشون گفتن اما در مرحله بعدي حكم اعدام را از ايشون بر مي دارن و  ايشون متاسفانه به 15سال حبس محكوم مي شن كه اعدامشون هم اقدام عليه امنيت ملي بوده. جرمشون اين بوده كه ان جي او داشتن, فقط همين. جرمشون اين بوده  كه داخل استان سيستان و بلوچستان متاسفانه  يك سري مسائل داره پيش مي ياد كه ما هم ديگه نمي تونيم جوابگو باشيم. دوستاني هم كه دارن پيگيري مي كنند مثل آقاي مهرنهاد  اين اتفاق براشون مي افته. همين جوري به همين راحتي. مگه بقيه دوستان مان را كه هر روز مي گيرن  به جرم اقدام عليه امنيت ملي  چه كاري انجام مي دن. آيا واقعا امنيت ملي كشور را بهم مي زنند؟ آيا چريك هستن؟ آيا عليه جمهوري اسلامي اسلحه گرفتن؟ نه اينها از فضايي كه داخل سيستان و بلوچستان وجود داشت  كه آقاي عبدال مالكي  متاسفانه با حركت انزجار آميز خودش اون حركت مسلحانه خود را داخل استان بوجود آورد در روند اون يك سري ان جي او ها هم تحت الشعاع قرار گرفتن.اين ان جي او صداي عدالت كه متاسفانه اين ان جي او بهش گفتن كه ارتباط داري با آقاي عبدال مالك بيگي و بر اين اساس اين ان جي او تعطيل شد كه در مرحله اول همه بازداشت شدند و در مرحله دوم   كه حكم اعدام اومد كه حالا هم به بازداشت تقليل پيدا كرده .

جاي تاسف هم واقعا داره كه همچين شرايطي در داخل كشور ما وجود داره جاي تاسف داره كه آقايي كه امروز در همين 22 بهمن  اعلام كردن كه ما در داخل كشور نمي دونم موشك  به آسمون و فضا پرتاب مي كنيم و  انرژي هسته يي را شكاف مي ديم و از اين كارها انجام مي ديم متاسفانه در اين عملكرد خيلي بد به يك ان

جي او در داخل استان رحم نمي كنند با اين عملكرد خودشون به دختران و زنان سيستان و بلوچستان رحم نمي كنند. ايشون (يعقوب مهرنهاد) 8مارس را در داخل سيستان و بلوچستان برگزار مي كرده و گناهش اينه. گناه اين ان جي او اينه كه به مسئله ايدز و هيپاتيت در داخل استان پرداخته بوده حالا مي خواهد مارك امنيت ملي بخوره. بنام امنيت ملي و واقعا جاي تاسف داره. ما هم بسيار ناراحت شديم از اين موضوعي كه داخل استان بوجود آوردن دونه دونه فعالين اجتماعي استان را اين بلاها را سرشون مي يارن هر كسي در داخل استان سيستان و بلوچستان بازداشت مي شه با همه جا فرق مي كنه. حدود 7-8 ماه بازداشت مي شي بعد

حكمت را بهت مي دن. مثل اينكه براي اينها (اعضاي ان جي او صداي عدالت) دادگاه تشكيل دادن و نهادهاي حقوق بشري استان و دفتر حقوق بشر زاهدان و فعالين سياسي استان خواستن  كه اين دادگاه اولا مدارك و اسناد مربوط به همكاري ايشون با گروههاي محارب با روههاي  يا مسلحان با فعاليت هاي چريكي داخل استان براي فعالين اجتماعي محرز بشه. مسئله دوم تشكيل دادگاه است. ما همين دو تا ا مي خواهيم و داشتن وكيل.  فعاليت خيلي زيادي قبلا كردن كه براي ايشون وكيل بگيرند ولي كسي در داخل استان وكالت ايشون رو نپذيرفت. در مرحله اول. در مرحله دوم سعي كردن در خارج از استان براشون وكيل بگيرند  كه موافقت چند تا از وكلا را هم گرفته بودن اما متاسفانه باز هم بخاطره اينكه دادگاهي تشكيل نشد خب

وكيلي هم نبود سر اين قضيه. من نمي خواهم دوباره بعد از مدت ها شاهد اين باشم كه دادگاهي كه اوايل انقلاب سال 57  برگزار مي كردند دوباره بخواد تكرار بشه با اون روند اصلا قابل قبول نيستش.

چون اين جديدا داره رواج پيدا مي كنه در كردستان هستش در سيستان هستش. در كرانه مرزي زياد از اين اتفاقات مي افته.

+ نوشته شده در  بیست و سوم بهمن 1386ساعت 11:34  توسط سحر احمدي  | 

درود به فرزندان كاوه وسياوش

 

بار ديگر”دانشجو” نشان داد كه بااين هويت نيمتوان شوخي كرد.

روٴساي بي لياقت و انتصابي دانشگاه براين پندار بودند كه با سوء استفاده از زمان تعطيلات دانشگاه ها ميتوانند  فشارهاي ناشي از ناتواني حل مشكل سوخت وگرمايش عمومي  را باسرريز كردن بر سر دانشجويان حل وفصل كنند،و با قطع سهميه سوخت و پايين آوردن كيفيت غذا و سرويس دانشگاه به يكباره همه مشكلاتي را كه خود بايد پاسخگوي آن باشند، از فرط

 كين ورزي به اين قشر عدالت خواه ، سر دانشجويان خراب كردند، غافل ازاينكه دانشجويان نه تنها ازحقوق حقه خود ،بلكه ازحقوق مردم كه خودنيز جزيئ ازآنند كوتاه نخواهند آمد.

وهمانطور كه شعار دادندما فرزندان كاوه وسياوشيم و... به صحنه آمدند، فريادهاي خودرا عليرغم يورش ناعادلانه نيروهاي ويژه گارد هرچه بلندتر سردادند.

ماانجمن دانشجويان آزاديخواه، ضمن حمايت از خواسته هاي  برحق دانشجويان دانشگاه تهران مثل هميشه به حاكمان هشدار ميدهيم : با حقوق دانشجو بازي نكنيد. و اين هويت آزاده را كه  از دل مردم برخاسته است به شوخي نگيريد. چون زيان كننده اول وآخر خودتان خواهيد بود.

درود بردانشجويان دانشگاه تهران

ياران دبستاني شما در سراسر كشور

انجمن دانشجويان آزاديخواه

+ نوشته شده در  نهم بهمن 1386ساعت 9:51  توسط سحر احمدي  | 

”مرگ فروشي” پاسخ هر نداي حق طلبانه ...

 

خبر ناگوار شهادت يك دانشجوي ديگر ـ” فرزاد قبادي” دانشجوي كرمانشاه زير شكنجه به شهادت رسيد...

اين خبر تنها يك پيام دارد. پاسخ به خواسته هاي دانشجويان تنها ”مرگ” است .

اين ساده ترين وراحت ترين پاسخي است كه حاكمان درقبال هر خواسته  اي پيش روي ملت ما گذاشته اند.واين چنين پاك ترين جوانان اين مرز وبوم را بدلايل واهي روي تخت شكنجه و شلاق به شهادت ميرسانند.

با كمال تأسف وتأثر بعدازخبر شهادت ابراهيم لطف الهي با خبر جديدي مواجه شديم. شهادت يك دانشجوي كرمانشاهي به نام ”فرزاد قبادي ”.

ظالمان جسم پاره پاره شده ازشكنجه فرزادرا به خانواده او نشان داده و يك شكنجه خانوادگي و يك زهر چشم گرفتن  مدل جديد را به نمايش گذاشتند.

ودر پي اين اعمال وقيحانه خودخواهر فرزاد به نام” رابعه قبادي ”را نيز درخيابان ربوده وگروگان گرفته اند تا خانواده مربوطه لب به اعتراض نگشايد.

اگر چه خود خبر ،حكايت ازهمه چيز ميكند ولي عمق فاجعه چنان همگان را به خشم واميدارد كه ميبايست منتظر عواقب آن بود.

حركت هاي گسترش يابنده دانشجويي درتهران موجب شده كه حاكمان در پي مصلحت جويي درشهرستانها شوند و از اين بابت گويا قصد دارند ، درهر استان دانشجويي  را به شهادت برسانند.

اين مسير روشن و كين ورزي آشكار، تجربه همه ديكتاتور هاست ، هرچند كه خود نيازمند يادآوري هستند كه خون بي گناه اين دانشجويان بي جواب نخواهد  ماند.

بي ترديد دانشجويان در سراسر ميهن از شنيدن اين اخبار ظالمانه ساكت نخواهند ماند و روز حسابرسي چندان دورنيست.

ضمن تسليت به خانواده” قبادي ” همانطور كه درمورد ابراهيم گفتيم انتقام خونشان گرفته  خواهد شد.

در پس هر تاريكي نويدي است كه از خون جوانان ميجوشد و سرفراز خلقي كه آنقدر شجاعت وآگاهي دارد كه براي خواسته هايش قيام كند،شلاق بخورد شكنجه شود وباز بايستد و فرياد بزند.

دانشجو ميپذيرد ذلت نمپذيرد . دانشجوي باغيرت حمايت حمايت

بادرود برجنبش دانشجويي

دانشجويان آزاديخواه سراسر ميهن  بهمن 86

+ نوشته شده در  نهم بهمن 1386ساعت 9:51  توسط سحر احمدي  | 

برای کشته شدگان و زنده به گوران

رشید اسماعیلی

این بار ابراهیم لطف الهی‎.‎‏ روند نقض حقوق بشر در ایران، به سریالی تکراری مانند است که گویا نه فقط کارگردانان و ‏بازیگران را سودای پایان دادنش نیست که تازه هر چه ماجرا جلوتر می رود، داستان بیش از پیش از ژانر تراژیک به سوی ‏آمیخته ای از جنایت و وحشت میل می کند؛ تا نمایه ای باشد از ذوق باطنی کارگردانانش.اینگونه است که امروز دعوا دیگر ‏نه بر سر حق آزادی بیان و تعیین سرنوشت، که کار منازعه به “حق حیات” رسیده است.‏

 باری؛ آزادی بیان و حق تحصیل و انتخابت آزاد و برابری حقوق زن و مرد، همه پیشکش، امروز کار به جایی رسیده است ‏که باید در دفاع از “حق حیات” داد سخن سر دهیم. در کنار اخبار هر روزه ی بازداشت فعالین مدنی، برخوردهای غیر ‏قانونی و خود سرانه با زنان و جوانان به بهانه ی حفظ امنیت اجتماعی، محرومیت افراد از حق تحصیل، توقیف مطبوعات ‏و تحمیل سانسور به رسانه ها، اکنون “اعدام” و مرگ مشکوک افراد در زندان نیز، رفته رفته به بخشی از روند مستمر و ‏هر روزه ی نقض حقوق بشر در ایران تبدیل می شود. روزی در ملا عام “دست و پا” بریده می گردد و روزی دیگر ‏متهمی که نه کیفیت محاکمه اش معلوم است و نه ماهیت اتهامش روشن، به چوبه ی دار سپرده می شود، آن دیگری به ‏پرتاب از بلندی محکوم می شود و آن دیگر تر به سنگسار. فکرش را بکنید: سنگسار! لحظه ای در این واژه تامل کنید: ‏سنگسار، یعنی انسانی را در چاله کردن و سنگ بر سر و رویش زدن، تا لحظه ای که جان از بدنش به در شود. پرتاب دو ‏انسان از بلندی نیز، اشتباه نکنید! تصمیم دسته ی تبهکاران برای گرفتن جان گروگانهایشان نیست، این تصمیم یک دادگاه ‏رسمی در مورد شهروندان یک کشور ۷۰ میلیونی در قرن بیست و یکم است. تصمیمی که اتفاقا کاملا قانونی هم هست؛ هر ‏چند می گویند جلوی اجرایش گرفته شده.‏

 و حالا خبر آورده اند یک مرگ مشکوک دیگر در زندانی دیگر. اول آن دو زهرا(کاظمی و بنی یعقوب) و اکنون یک ‏ابراهیم. خبر چند جمله بود: “یک دانشجوی سنندجی به نام ابراهیم لطف اللهی در بازداشتگاه اداره ی اطلاعات سنندج به ‏طرز مشکوکی جان سپرد” مرگ مشکوک یا به قول زندانبانانش “خودکشی”. مگر شما ظرف چند روز چه می کنید با این ‏جوانان در زندان که در برابر خویش راهی جز خودکشی، گشوده نمی یابند ؟ کمی رحم داشته باشید، فکر کنید این جوانان ‏زندانی فرزندان خودتان هستند، نمی خواهد حقوق بشر را رعایت کنید، فقط کمی رحم داشته باشید، به زهرا بنی یعقوب فکر ‏کنید، دختری جوان، که پزشک شده بود، حالا در قبرستان است، و ابراهیم لطف اللهی که حقوق می خواند تا شاید خود بر ‏مسند قضا نشیند. چه تراژدی دردناکی که پزشک در بازداشتگاه صید مرگ شود و حقوق خوانده، قربانی نقض حقوقش. ‏اعتراف کنید، خواهش می کنم اعتراف کنید که کمی، فقط کمی، وجدانتان از این بابت معذب است.‏

 زهرا کاظمی، اکبر محمدی، فیض مهدوی، زهرا بنی یعقوب، ابراهیم لطف اللهی، نفر بعدی چه کسی است؟ بی توجهی اگر ‏ادامه یابد شک نکنید که نام بعدی در راه است.‏

 باید گریست به حال سرزمینی که در آن سلب حق حیات و تعرض به تمامیت جسمانی افراد، نه فقط در زندان یا پای چوبه ی ‏دار، که در هر کوی و برزن، سکه ی رایج بازار است.همین الان که من این کلمات را می نویسم و یا همین حالا که شما این ‏کلمات را می خوانید، معلوم نیست که چند نفر در زندانها ـ حالا به هر جرم و اتهامی که آنجا هستند ـ دارند شکنجه می ‏شوند؛و یا در اثر آزار جسمی و نبود امکانات پزشکی جان می دهند. فقط خدا می داند در این سرمای صعب چند نفر بر اثر ‏قطع گاز جان داده اند، و یا چند نفر قربانی ناموس پرستی غیور مردان شده اند.‏

 معلوم نیست چند نفر در جاده های خطر خیز کشور زیر چرخهای کامیون ها له می شوند.شاید اصلا لحظاتی پس از خواندن ‏این یادداشت، یک هواپیمای مسافر بری روی خانه ی شما سقوط کند و بعد… این همه انسان، حال یا در زندانها، یا در جاده ‏ها و یا بر فراز آسمانها جان می دهند، اما آیا تاکنون شنیده اید حتی یک نفر از صاحب منصبان-هر چند خرده پا- به مکافات ‏این همه مرگ، مجازات یا لا اقل، محاکمه شده باشد؟

 شاید کمتر کشوری را بتوان سراغ گرفت که در آن، جان آدمیان این چنین بی قدر و ارزش باشد. درد آور اینکه “سلب حق ‏حیات” حتی در قوانین حاکم بر این کشور نهادینه شده است:‏

 نویسندگان قانون مجازات اسلامی بی هیچ شرم و پرده پوشی از مهدور الدم و جواز قتل او سخن به میان آورده اند [دوباره ‏فکرش را بکنید: مهدورالدم، یعنی انسانی که خونش هدر است، ارزشی ندارد، خون مهدور الدم فرقی با آب فاضلاب ندارد، ‏به همان بی ارزشی است، و حالا ممکن است این انسان تنها به جرم اعتقادش مهدورالدم شده باشد].‏

 اینجا برای بسیاری از جرایم که برخی از آنها اساسا ً در یک نظام حقوقی انسان محور جرم نیستند در قانون مجازات اسلامی ‏مجازات مرگ در نظر گرفته شده است، و این همه وقتی تاسف آورتر می شود که بدانیم امروزه لغو همه ی اشکال مختلف ‏مجازات مرگ، یکی از شاخصهای مهم رعایت حقوق بشر در نظامهای حقوقی محسوب می شود و اعمال مجازات مرگ و ‏انواع کیفرهای بدنی برای هیچ جرمی جایز شمرده نمی شود.‏

 وضعیت نقض حق حیات در ایران اکنون به مرحله ای رسیده است که به جرات می توان از نقض گسترده، مستمر، نهادین ‏و سازمان یافته ی این بنیادی ترین حق بشر سخن گفت.‏

 ‏ جمهوری اسلامی، غیر از شعار آزادی با وعده خدمات رایگان و اجناس ارزان بر این کشورحاکم شد، ولی ظاهرا طی ۲۷ ‏سال حاکمیت این نظام تنها چیزی که ارزان شد و اکنون به مرور رایگان می شود جان آدمیان است و بس.‏

 چه کاری ساخته است از ما جز مرثیه خوانی بر این مصیبت؟ ‏

 آری بیایید تا بر این مرثیه اشکی بیفشانیم، مرثیه ای نه برای آزادی و عدالت که سالهاست بر پیکر سلاخی شده شان ضجه ‏می زنیم، بل مرثیه ای برای “حق حیات”، مرثیه ای برای همه ی آنها که کشته شدند و برای خودمان که زنده به گوریم.

+ نوشته شده در  ششم بهمن 1386ساعت 10:22  توسط سحر احمدي  | 

از حرمله تا هاتفي ....

 

آنانكه روزشان را با آلوده كردن اسلام  شب ميكنند هماناني هستند كه مسيح را به صليب كشيدند و ابوالفضل (ع) رادر صحراي كربلا سر بريدند و به گلوي علي اصغر 6ماهه تيررذالت رهاكردند...

جنايتهايي كه تاريخ فراموش نكرده وقرنها سينه به سينه نقل شده است ، تا همگان بدانند كه همواره در تاريخ بوده اند كساني كه جامه رذالت به تن كرده و سبوعيت ضد انساني خود را ترويج كرده اند.

درروزهايي كه خودشان به حرمت تعزيت ميكنند ،جنايت ازسر وكولشان بالاميرود.

و بايد في الواقع راه رفت و گفت: امروز وهرروز دراين ميهن لحظه عزاست.. (عزا عزاست امروز روز عزاست امروز...)

يك روز زهرا را ميكشند وخانواده اي را عزادارميكنند و چينن جنايت ننگيني را خودكشي اعلام ميكنند .

وحالا نيز ابراهيم لطف الهي دانشجوي كرد را به حيلتي ديگر به شهادت ميرسانند و قبر را با بتون مي پوشانند ،وباز ميگويند خودش را كشت. ومادر دردمند او را حتي از ديدن جسم بي جان فرزندش محروم ميكنند.

بازجوي كثيفِ ابراهيم، به نام” هاتفي” كه به شيوه همه شكنجه گران با نام مستعار، جنايت ميكند، چنان اين جوان را تحت فشار قرار داده كه حتي  از نشان دادن جسدش خودداري ميكند.

اين همه جنايت برهيچ كس پوشيده نيست . خون جوانان بي گناهي كه تنها جرمشان اين است كه دانشجو  هستند.

خانواده ابراهيم كه از حاشيه نشينان سنندج هستند را چنان تهديد كرده اند كه مبادا افشاي اين جنايت دامنشان را بگيرد.

ولي اي رذالت پيشگان، اي قاتلين انسانيت ، .اين گام اول شما نيست،ماشما را همواره مرگ فروش و ظلم زي شناخته ايم پس بدانيد كه من وما كه حتي كرد هم نيستيم ازخون برادرمان ابراهيم نميگذريم .

شما كه درجنايت هم با نازلترين خصيصه هاي ضدانساني، انسانها را دسته بندي ميكنيد وجنايتهايتان را براساس كرد وفارس وترك  تقسيم ميكنيد ،بايد بدانيد براي من وما ،سر وته شما جزء يك عده حيوان ضد انسان هيچ چيز نيستيد.

شما كه دست وپا قطع ميكنيد. شما كه انسانها را براي عبرت گرفتن بقيه از بلندي پرتاب ميكنيد. شما كه مجرمي را كه هنوز جرمش اثبات نشده با پاي قطع شده روي برانكارد دار ميزنيد، شما كه زهراي عزيزمان را به جرمهاي خودكرده دستگير ميكنيد وميكشيد و بعد به او تهمت خودكشي ميزنيد.  شما كه برادرمان ابراهيم را كه سالهاي آخررشته حقوق را ميگذراند از فرط دنائت با دلايل مخصوص خودتان دستگير ميكنيد وميكشيد، بدون آنكه جسد او را تحويل خانواده اش بدهيد.

آري شما حيواناتي هستيد از كفتار بدتر، كه تنها با ”مرگ” زندگي ميكنيد.

شما آنقدر از همگان ميترسيد كه حتي قبر جواني را كه به قول خودتان خودكشي كرده را ”بتون” ميكنيد.

 آري شما از اجساد آزدگان و جوانان وهركس غير خودتان هم وحشت داريد.

 شما ميدانيد كه جسد هاي ما هم همواره فريادحق خواهي سر ميدهد ، ما را از مرگ هراسي نيست ، چون با شما  كه خود ” مرگ” هستيد ميجنگيم .

آري هرجاكه  جوانان وآزاديخواهان حضور داشته باشند روز وحشت ونيستي شماست حتي اگر جسد هايمان باشد.

مگر شعار يا مرگ يا آزادي در تاريخ ايران با خون آبياري نشده؟ پس بدانيد كه مارا  از مرگ هراسي نيست .

بترسيد از سيل خونهاي ما  كه چنان لايروبي تان كنيم ، كه در” هستي ”اثري ازشما باقي نماند.

واما يك سخن كوتاه به خانواده ابراهيم

، اندوهگين مباش ،اندوهگين مباش ، انتقام خونش گرفته خواهد شد.

يك پيام هم به ياران دبستاني :

آيا باورداريد كه حاكمان به خون همه ما تشنه اند؟؟؟

صبا صبحي ـ يوم تاسوعا ـتهران

 

+ نوشته شده در  بیست و نهم دی 1386ساعت 18:5  توسط سحر احمدي  | 

چهره واقعي ”مهرورزي“ نمايان شد

 

با كمال تأسف دريافتيم كه يك دانشجوي بيگناه كرد به نام ابراهيم لطف الهي زير بازجويي به شهادت رسيد.

ضمن محكوم كردن اين فاجعه، اعلام ميكنيم ”مرگ دانشجو“ افتخار اوست و شعار دانشجو ”مي ميرد ذلت نمي پذيرد“ تنها يك شعار نيست بلكه يك رسم است كه همواره با خون دانشجو آذين شده است.

 

  

” زنده باد آزادي ”

برافراشته باد پرچم جنبش دانشجويي

انجمن دانشجويان آزاديخواه

27 دي 1386

+ نوشته شده در  بیست و هشتم دی 1386ساعت 18:40  توسط سحر احمدي  | 

اطلاعيه فوري انجمن دانشجويان آزاديخواه 

 

از طريق خانواده هاي زندانيان سياسي دربند مطلع شديم كه زمان ملاقات با قاضي مرتضوي علاوه بر بي پاسخ ماندن مراجعه آنها آقاي مجري عدالت برخوردهاي توهين آميزي نسبت به مادران وخانمهاي اقوام ياران زنداني مان كرده و طينت خود را به نمايش گذاشته است و بيش از پيش برايمان مشخص كرد دولتمردان حاكم چه كينه اي نسبت به حاميان ومدافعان آزادي و بيش از همه دانشجويان آزاديخواه دارند.

ما انجمن دانشجويان آزاديخواه ضمن ابراز نگراني خود نسبت به وضعيت  ياران ورفقاي زندانيمان به همه اين دولتمردان ومنجمله قاضي مرتضوي هشدار ميدهيم كه نسبت به  كنترل رفتار خود با خانواده هاي زندانيان سياسي هشيار باشيد و بدانيد كه اين خانواده هاي محترم همه عزيزان جنبش دانشجويي هستند و بجز اقدامات برحق خود، كه تنها پيگيري وضعيت جگرگوشگانشان  ميباشد ، كار ديگري نميكنند.

اگر حاكمان ازفرط دشمني با ملت همه عواطف انساني را فراموش كرده اند ولي بايد بدانيد عواطف ايراني كماكان  دررگان جنبش دانشجويي جاري است واز قضا بيش از هرزماني به آن ارج مينهند.

 پس بدانيد كه لمپنيسم شما وبرخوردهاي اهانت آميزتان با مادران محترم زندانيان را فراموش نخواهيم كردو در روز موعود از شما پاسخ خواهيم گرفت.

 

انجمن دانشجويان آزاديخواه

+ نوشته شده در  بیست و پنجم دی 1386ساعت 23:35  توسط سحر احمدي  | 

منتظر آزادي همه ياران مان هستيم...

 

همراه با هزاران درود به ياران دربندمان، آزادي همرزم و يار دبستاني مان علي عزيزي را به همه دانشجويان تبريك ميگوييم.

مجريان ديكتاتوري فكر ميكنند با اين بازيها  و گروگان گيريها ميتوانند جنبش دانشجويي را ساكت كنند و

باز هم بخطا مي پندارند كه كوچه هاي جنبش دانشجويي با اين بگير و ببندها و احضاريه ها بي زمزمه ميشود.

 بايد گفت خير، گوشهايتان پيش از ا ين از فريادهاي ما كر شده است ، كه هزار باره گفتيم و ميگوييم: ميمريم و ذلت نميپذيريم؟

علي كه بيگناه گروگانتان بود و نيز ياران ديگرمان را كه به سبك هميشگي  خود، آماج بهتان هاي كذب كرده و به هزار بهانه نميخواهيد قيمت آزاد شدن شان را بدهيد،

آيا واقعيت ا ين نيست كه در بن بست كوردلي تان راه چاره اي نداريد؟ و در بازي، براي  حركت دادن مهره بعدي كم آورده ايد؟

 پس در انتظار باشيد كه حركات بعدي جنبش دانشجويي بدنبال كيش و مات دادن به شماست.

اين حكم بارها تجربه شده است كه وقتي صداي دعاهاي مادرعلي ها و مجيدها به آنجا كه بايد رسيد، ديگر اماني براي شما كه بر همه تازيانه ميرانيد و مي انديشيد كه قدرت ابدي در يدشماست ،نخواهدبود.

بدانيد كه وقتي برق حادثه آنچه را كه بخواهد رقم بزند نه از تاك نشاني ماند و نه از تاك نشان.

جنبش دانشجويي با هزينه خونها و زندانها  و شكنجه چنان استوار شده است تا ”رخساره جلادان خود را در آينه هاي خاطره باز شناسند.”

كتاب رسالت ما محبت است و زيبايي است

تا بلبل هاي بوسه بر شاخه ارغوان بسرايند.


زنده با آزادي

انجمن دانشجويان آزاديخواه

+ نوشته شده در  نوزدهم دی 1386ساعت 10:35  توسط سحر احمدي  | 

احضار گسترده دانشجویان به کمیته های انضباطی

و صدور احکام سنگین در آستانه امتحانات پایان ترم

 همان طور که پیش بینی می شد پس از برگزاری تجمعات متعدد به مناسبت سالگرد روز دانشجو در دانشگاه ها، موج احظارها به کمیته انضباطی و صدور احکام سنگین انضباطی برای فعالین دانشجویی دانشگاه های مختلف پس از ۱۶ آذر شدتی دوباره یافت.

 به گزارش خبرنامه امیرکبیر فعالین دانشجویی در دانشگاه های مختلف در چند هفته گذشته به صورت گسترده به کمیته انضباطی احضار شدند و در هفته ای که گذشت این دانشجویان در آستانه امتحانات پایان ترم با احکام سنگین انضباطی، همچون محرومیت موقت از تحصیل، مواجه شدند.

 لازم به ذکر است سال تحصیلی گذشته نیز در همین ایام احضار دانشجویان به کمیته های انضباطی شدت یافت که با بعد رسانه ای یافت این مسئله، مسئولین وزارت علوم وادار به موضع گیری شدند و احضار دانشجویان به کمیته های انضباطی در آستانه امتحانات پایان ترم را «اتفاقی» خواندند.

 سال گذشته علیرغم آن که وزارت علوم تاکید کرد برای دانشجویان احضار شده، فعلا حکمی صادر نمی شود، اما در همان ایام چند دانشجو به واسطه احکام صادره توسط کمیته انضباطی از تحصیل محروم شدند.

 به گزارش خبرنامه امیرکبیر طبق گزارشات رسیده در ۲۰ روز گذشته، بیش از ۶۰ نفر از دانشجویان به کمیته های انضباطی احضار شده اند و برای بیش از ۲۰ نفر از آن ها احکام محرومیت از تحصیل صادر شده است. در ادامه این گزارش، به فعالیت های چند هفته اخیر کمیته های انضباطی دانشگاه ها اشاره شده است:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شانزدهم دی 1386ساعت 11:40  توسط سحر احمدي  | 

 

احضار ۴ دانشجو دانشگاه شیراز به کمیته انضباطی

رامحكوم ميكنيم.

 

۴ دانشجو دانشگاه شیراز به کمیته انضباطی این دانشگاه احضار شدند.

اسماعیل جلیل وند، حمدا… نامجو، ناهید افراسیابی و سحر یزدانی به کمیته انضباطی دانشگاه شیراز احضار شدند.

 این دانشجویان چندی پیش نیز در جریان اعتراض به بازداشت یونس میرحسینی به اداره اطلاعات شیراز احضار شده بودند.

ظاهرا” نيروهاي اطلاعاتي ، حراستي دانشگاه شيراز از ترس تجارب پيروزمند مقاومت يارانمان در دانشگاههاي سراسر ميهن برآن شده اند كه هرنوع احتمال فعاليت آزاديخواهانه دانشجويان را سربريده و مانع از پيشروي آن شوند.

بدينوسيله ضمن محكوم كردن اين عمل ضد آزاديخواهانه از همه دوستان دانشجو ميخواهيم با محكوم كردن اين اعمال و حمايت وحضور فعال در حركات دمكراتيك مثل هميشه از دانشگاه اين سنگر آزادي دفاع كنند. 

درود بر عزم دانشجو درحفاظت از حقوق آزاديخواهانه

 

 

انجمن دانشجويان آزاديخواه

12ديماه 1386

+ نوشته شده در  دوازدهم دی 1386ساعت 12:54  توسط سحر احمدي  | 

+ نوشته شده در  پانزدهم آذر 1386ساعت 18:39  توسط سحر احمدي  | 

+ نوشته شده در  چهاردهم آذر 1386ساعت 13:5  توسط سحر احمدي  | 

+ نوشته شده در  هفتم آذر 1386ساعت 23:34  توسط سحر احمدي  | 

+ نوشته شده در  هفتم آذر 1386ساعت 12:32  توسط سحر احمدي  | 

بيانيه دانشجويان آزاديخواه دانشگاه گيلان

 

دانشجويان آزادي خواه دانشگاه گيلان بدين وسيله اعتراض شديد خود را نسبت به بازداشت دانشجويان دانشگاه امير کبير و دانشجويان پلي تکنيک و ربوده شدن يکي از دانشجويان دانشگاه مازندران و همچنين برخورد خجالت آور مسئولين مهرورز با ساير دانشجويان دانشگاه هاي کشور تهران، شاهرود، اهواز، گيلان، قزوين و ... اعلام مي دارد.

 

و قويا خواستار آزاد شدن بي قيد وشرط دانشجويان در بند و بازگشت حق تحصيل به ايشان است، و حمايت همه جانبه ي خود را از تجمعات دانشجويي اعلام مي کند.

 

و از دولت به اصطاح خودشان مهرورز ميخواهد هر چه سريع تر به اين نا مهرورزي ناعادلانه و قلدرمآبانه خاتمه دهد.

 

کجا هستند دانشجويان دانشگاه کلمبيا تا ببينند در آن آزاد ترين مملکت دنيا (به فرموده ي آقاي احمدي نژاد) دانشجويان را به دليل مطالبه ي بحق حقوق خود (حتي صنفي) به زندان مي اندازند، اخراج مي کنند، تعليق مي زنند، و حتي مي ربايند؟!!

 

کجا هستند دانشجويان دانشگاه کلنبيا تا اينجا معني واقعي آزادي را درک کنند؟!! آيا اين آن اسلاميست که بوش را به آن دعوت مي کردند؟!

 

ما حرفمان اين است، ما نيز به گفته ي دوستانمان در دانشگاه تهران معتقديم و مي گوييم: که ما دعوا نمي کنيم و قصدمان آرامش است و قصدمان مهرورزيست و خواستاريم که دانشجويان زنداني آزاد شوند و به تحصيل بازگردند.

 

مگر رهبر انقلاب نفرمودند که دانشجو حق خود را فرياد کند؟! حال از آيت الله خامنه اي مي خواهيم با دخالت در اوضاع به اين ناعدالتي نا مهرورزان، خاتمه دهند.

 

بي شک با سکوت در برابر اين جنايات، بي عدالتي ها و سرکوب فريادها و حتي زمزمه هاي معترض راه را براي ادامه ي اين جرايم باز مي نماييم. و معتقديم سکوت در برابر اين جرايم يعني حمايت از آن.

 

در پايان از دانشجويان آزادي خواه تمامي دانشگاه هاي کشور خواستاريم در صورتي که حداکثر تا روز 10 آذر دانشجويان در بند آزاد نشده و به تحصيل باز نگشتند، در اقدامي هماهنگ دست به تحصن و اعتصاب غذا زده و از روز 16 آذر تمامي کلاسهاي دانشگاه ها را تحريم کنند.

 

دانشجو مي ميرد ذلت نمي پذيرد.

 

دانشجويان آزاديخواه دانشگاه گيلان

+ نوشته شده در  هفتم آذر 1386ساعت 9:33  توسط سحر احمدي  | 

+ نوشته شده در  پنجم آذر 1386ساعت 13:1  توسط سحر احمدي  | 

نسخه صلح

 

اين روزها هرجا ميريم برامون نسخه صلح مي پيچند.

چي شده ما كه باكسي جنگ نداريم. الا اينكه يكسري حراستي و كميته انظباطي گيردادند به ما ....

ما كه كاري نكرديم  از دانشگاه به خونه وبعد خودتون گراني را آورديد ، خودتان بيكاري ...

توشهر كه نميشه راه رفت چپ وراست دستگير ي به اسم اراذل واوباش ... بعد هم شانس بياري اعدامت نكنند!

ماكه كاري نكرديم خودتون سهميه بندي بنزين كردين و مردم به خاطر مشكلاتشون ريختند بيرون و بعد آمديد زديد كشتيد وبرديد زندان....

ما كه كاري نكرديم آمديم توي خيابون ديديم كارگران بخاطر حقوق و كار وامنيت مشاغل دارند راهپيمايي  ميكنند و برادران انتظامي دارند با باتوم با آنها برخورد ميكنند!

ما كه كاري نكرديم از جلوي مدارس ردميشديم ديديم معلمها دارند اعتراض ميكنند كه حقوقشان راندادند و مشكل  دارند و برادران نظام داشتند آنها را ميزدند ومتفرق ميكردند.

آخه آقايون ما باكي جنگ داريم ؟ آقايون مهرورز دولت نهم باهمه سرجنگ دارند تازه اينها چيزهايي است كه سرراه ما بود وديديم وخيلي چيزها هم مثل داستانهاي عراق و كردها وصوفي ها و هسته اي هم سرراه ما نيست خوب ببخشيد كه نمي بينيم.

حالا داستان اين نسخه صلح چيه؟ ما كه  مريض نيستيم . اين نسخه را بايد براي ديكتاتور اعظم يعني احمدي نژاد پيچيد  كه كمتر به اين وآن گير بده تا اوضاع مملكت درست بشه.

اما دوستان چيزي كه به مخيله اين حقير مي رسه آقايون نيت كردند به اسم صلح اين همه بگير وببند راه انداختند كه مشكلات خودشون را ماست مالي كنند.

من ميگم اگر راست ميگين صلح اول را با ملتتون صلح كنيد وحق اونا را بديد.

بگذاريد ماهم حرفهايمان را بزنيم وحقمان بگيريم. ما اصلا” با كسي جنگ نداريم الا باشما واگرميخواهيد باما صلح كنيد حرفي نداريم استقبال ميكنيم. به شرط اينكه پاي همه شرايط ما بياييدوجا نزنيد.

ما فقط اين يه دونه نسخه صلح واينجورش كه خودمون ميگيم قبول داريم.

تازه اين هم شرايط خودش را داره يعني اول بايد برادري تون ثابت كنيد. اول دوستاي ما رااززندانها آزاد كنيدبه خواسته هاي كارگرها ومعلمها گوش كنيد بعد ببينيم چي ميشه ؟

اگر خواستيد ما همه جا هستيم ميتونيد به ما مراجعه كنيد!

+ نوشته شده در  سوم آذر 1386ساعت 9:39  توسط سحر احمدي  | 

بسمه تعالی

چشم بندانمان را بردارید

 

حنیف یزدانی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت:

 

 

از آغاز  سال جاری تا کنون قریب 60 دانشجو تا کنون بازداشت شده اند و به جای حضور در کلاسهای درس به سلول های انفرادی فرستاده شده اند.

ازاین نظر جنبش دانشجویی در سال جاری با اتفاقی منحصر به فرد روبرو شده اند.

در تاریخ ادوار دفتر تحکیم وحدت تا کنون هیچگاه  تمام اعضای شورای مرکزی بازداشت نشده اند.

اخراج اساتید منتقد، جلوگیری از ادامه تحصیل فعالین دانشجویی ، تعطیل کردن تشکل های منتقد بلاخص انجمن های اسلامی ، توقیف پی در پی نشریات دانشجویی، احضار گسترده دانشجویان به کمیته های انضباطی  و دادن احکام سنگین و نا عادلانه به آنها ، بازداشت گسترده فعالین دانشجویی و به زندان افکندن آنها  و صدور احکام سنگین و... همگی گوشه ایی از رفتار غیر عادی حاکمیت با جنیبش دانشجویی است.

اما به رغم چنین تجاوزاتی دانشجویان بر اعاده حقوق خویش مصر هستند.

صدور بیانیه ها و اطلاعیه های اعتراضی مختلف ، بر گزاری چندین تحصن در دانشگاههای مختلف تهران و سایر شهرستانها در کمتر از یک ماه آنهم در آغاز سال تحیلی نیز نشان دهنده عزم جدی دانشجویان برای برآورده کردن مطالبات به حق آنها است.

نکته ایی که تصمیم گیرندگان امنیتی در دانشگاه و خارج از دانشگاه  به اشتباه دریافته اند این است که دانشگاه قائم به یک فرد و حتی قائم به یک تشکیلات نیست!!!

نهاد های امنیتی در ادامه سیاست النصر  بالرعب با تصور اینکه  با بازداشت  علی عزیزی  و علی نیکونسبتی، آرمان صداقتی، مازیار سمیعی ، بهنام سپهر مند، احسان منصوری،مجید توکلی،احمد قصابان ،معصومه منصوری و پدرام رفعتی و ... می توانند از ادامه تحصن ها و اعتراضات دانشجویی جلو گیری کنند . در واقع آنان درصدداند با چنین کاری صدای دانشگاه را خاموش کنند.

 

 

اما غافل از این که صدای اعتراض نه از یک فرد و یا یک جریان بلکه  از عموم دانشجویان بر می خیزد.

 

اینک در حالی به چشمان دوستانمان چشم بند زده اند و آنان را در صندلی بازجویی نشانده اند که مسولین چه در دانشگاه و چه خارج از دانشگاه نمی خواهد چشمان خود را بر روی حقیقت موجود در دانشگاه باز کند.

سیاست ارعاب و سرکوب نمی تواند سکوت  را به جامعه تحمیل کند. مگرهمانطور که همه می دانند با  وقوع انقلاب فرهنگی تمام دگر اندیشان از دانشگاه اخراج نشدند؟

مگر  دانشگاه امروز ادامه همان انقلاب فرهنگی نیست؟

اینک باید پرسید چرا مسولین می خواهند یک تجربه شکست خورده را دو باره تکرار کنند؟ چرا از دیدن حقایق روی گرداناند؟

 

چشم بندان ما و خود  را بردارید.

 

+ نوشته شده در  بیست و دوم آبان 1386ساعت 8:42  توسط سحر احمدي  | 

انجمن اسلامی پلی تکنیک:

 

خواب حاکم نمودن ترس و خفقان بر دانشگاه های کشور، خوابی پریشان و غیرقابل تعبیر است

 

 

خبرنامه امیرکبیر: انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امرکبیر(پلی تکنیک تهران)، با صدور بیانیه ای به بازداشت گسترده دانشجویان اعتراض کرد. انجمن اسلامی امیرکبیر خواستار آزادی فوری علی عزیزی، علی نیکونسبتی، پدارم رفعتی و همچنین مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری شده است. متن این بیانیه به شرح زیر است:

 به نام خداوند درهم کوبنده ستمگران

 رویای شیرین دستگاه اقتدار و سرکوب که می کوشید با صدور احکام سنگین زندان برای مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری در خیال واهی خود تیر خلاص را بر پیکره جنبش مستبدستیز دانشجویان این مرز و بوم بنشاند، با خروش خشم دانشجویان، تصویر کابوس یافت و طنین فریاد «مرگ بر دیکتاتور» چنانش برآشفت که سراسیمه و بی خود از خود، زوزه کشان به هر سو پنجه می افکند که اسباب التیام زخمهای چرک آلود و متعفن خود را فراهم آورد. غافل از آن که در انتخاب مرهم بر خطاست و آرامشش از طریق بازداشت و دستگیری دانشجویان نه تنها نامیسر است که روز از پی روز بر موج اعتراضات آزادی طلبانه دانشجویان و غلیانش خواهد افزود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیست و یکم آبان 1386ساعت 9:52  توسط سحر احمدي  | 

 

موج جديد بازداشت, احكام تعليق و محروميت از تحصيل براي دانشجوان را محكوم مي كنيم

 

 

دوستان دانشجو,

بعد از تجمع موفقيت آميز دانشجويان علامه در 8 آبان 1386 و سخنراني فعالين دانشجويي دانشگاه هاي مختلف تهران با موج جديدي از احضار, بازداشت و احكام تعليق و محروميت از تحصيل براي دانشجويان فعال مواجه شديم. در همان روز حدود 20 دانشجو بازداشت شدند كه از ميان آنان آقايان آرمان صداقتي, بهنام سپهروند, مازيار سميعي و پدرام رفعتي هنوز در بازداشت و در بند 209 زندان اوين به سر مي برند. پيش از اين هم خانم معصومه منصوري, دانشجوي فعال دانشگاه اميركبير تهران بازداشت و به نقطه نا معلومي منتقل گرديده است و حدود يك هفته است كه از وضعيت وي بي خبر هستيم.

با روي كار آمدن دولت اقتدارگرايان نه تنها تغييري در رفتار حكومت با دانشجويان حاصل نشده است, بلكه هر روز شاهد سركوب بيشتري هستيم.

همچنين آقاي علي عزيزي عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت و عضو سابق شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشگاه اميركبير روز يكشنبه 13 آبان 1386 با هجوم نيروهاي امنيتي به منزل پدري اش بازداشت و ايشان هم به نقطه نا معلومي منتقل شده است. وي پيش از اين هم بارها از طرف نيرهاي امنيتي مورد تعقيب و گريز قرار گرفته بود كه در آخرين مورد برادر وي به اشتباه بازداشت گرديد. محمتل مي باشد اين دانشجوي فعال بدليل معترض بودن نسبت به احكام سنگين سه دانشجوي بازداشت شده اميركبير و فضاي سركوب و خفقان حاكم بر دانشگاه ها در بازداشت به سر مي برد.

 

ياران ,

انجمن دانشجويان آزاديخواه, ضمن محكوم كردن اين بازداشت هاي بي رويه و برخوردهاي نا عادلانه با دانشجويان و حتك حرمت به حريم دانشگاه و دانشجو, تمامي دانشجويان آزاديخواه در سراسر ميهن را به اعتراض هر چه بيشتر و گسترده تر فرا مي خواند و براي متحد شدن در راستاي رسيدن به آزادي و دموكراسي در ايران زمين با هر گروه يا حزب يا انجمن و تشكل دانشجويي اعلام آمادگي مي كنيم و تا آزادي ياران در بندمان از پا نمي نشينيم.

 

 

 

” زنده باد آزادي ”

برافراشته باد پرچم جنبش دانشجويي

انجمن دانشجويان آزاديخواه

14 آبان 1386

 

 

 

+ نوشته شده در  شانزدهم آبان 1386ساعت 8:53  توسط سحر احمدي  | 

+ نوشته شده در  پانزدهم آبان 1386ساعت 22:34  توسط سحر احمدي  | 

 

بیانیه شورای مرکزی دفتر تحکیم

درباره بازداشت علی عزیزی عضو شورای مرکزی این اتحادیه و سایر دانشجویان

 

 

  شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در محکومیت بازداشتهای اخیر بیانیه ای صادر نمود.متن بیانیه به این شرح می باشد :

در هجمه های اخیر علیه دانشگاه بار دیگر شاهد بازداشت جمعی دیگر از دانشجویان بودیم در آخرین مورد  اقتدار گرایان  با یورش مسلحانه  به منزل علی عزیزی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم و از دانشجویان دانشگاه امیر کبیر وی را به حکم معاون دادستان تهران بازداشت کردند.چندی پیش نیز در پی اعتراض دانشجویان در دانشگاه علامه شاهد بازداشت دوستان دانشجویمان آقایان آرمان صداقتی و بهنام سپهرمند  از اعضای شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت  و مازیار سمیعی از دانشجویان دانشگاه علامه بودیم و هنوز نیز دانشجویان دیگری در اهواز ، سنندج و تبریز  در بازداشت به سر می برند. این بازداشتها در پی برخورد عریان دولت نهم با دانشگاه صورت میگیرد ودر مورد آنها توجه به چند نکته ضروری می نماید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پانزدهم آبان 1386ساعت 22:17  توسط سحر احمدي  | 

 

از تجمع دانشجويان دانشگاه علامه حمايت و دستگيري ياران دانشجو را محكوم مي كنيم

 

دوستان دانشجو ,

 

روز سه شنبه 8آبان 1386, با برگزاري تجمع و تريبون آزاد دانشجويي از طرف انجمن اسلامي دانشگاه علامه طباطبايي تهران در دانشكده علوم اجتماعي و ارتباطات اين دانشگاه, حدود 1000 دانشجو از دانشگاههاي تهران با شكستن در ورودي،  در اين تجمع شركت داشتند.

 دانشجويان با سر دادن شعارهايي از قبيل ”مرگ بر ديكتاتور”, ”محمود احمدي نژاد, عامل تبعيض و فساد” خواستار رسيدگي به محورهاي زير بودند:

بازداشت و صدور احکام سنگین برای دانشجویان، سلب حق تحصیل، پلیسی شدن فضای دانشگاه، سرکوب فزاینده تشکل های دانشجویی، اخراج اساتید، توقیف نشریات دانشجویی...

لازم به ذكر است كه نيروهاي امنيتي دانشگاه را تحت محاصره خود قرار داده بودند و هر دانشجويي كه از ساختمان اين دانشكده خارج مي شد را دستگير مي نمودند. تعدادي از دانشجويان را به شيوه بسيار غيرانساني و با كشيدن گوني بر سر آنها دستگير مي نمودند.

بنا بر گزارشات رسيده آقايان مازيار سميعي, محمد يزداني و بهنام سپهوند و آرمان صداقتي در حال حاضر تحت بازداشت به سر مي برند. گزارشات تاييد نشده اي مبني بر دستگيري و بازداشت تعداد ديگري از دانشجويان پلي تكنيك نيز وجود دارد.

 

انجمن دانشجويان آزاديخواه ضمن محكوم كردن هرگونه بازداشت، فشار , توقيف و تهديد و ارعاب عليه فعالان دانشجويي ,خواستار آزادي بلادرنگ و بدون قيد و شرط دانشجويان زنداني و رفع توقيف نشريات و لغو تعطيلي انجمن هاي دانشجويي ميباشد و تمامي ياران دانشجو را به هر چه گسترده تر كردن اعتراضات فرا مي خواند.

 

 

زنده باد آزادي

انجمن دانشجويان آزاديخواه

8 آبان 1386

 

+ نوشته شده در  دهم آبان 1386ساعت 17:45  توسط سحر احمدي  | 

 

خبر دستگيري دانشجوي فعال دانشگاه پلي تكنيك

 

 

بنابه گزارشات رسيده خانم معصومه منصوري از دانشجويان پلي تکنيک تهران روز پنجشنبه 03 آبان 1386 ساعت 9:00 صبح در جلوي  بازپرسي دادگاه انقلاب به دستور راسخ  به علت نامشخصي  دستگير و به نقطه نامعلومي منتقل  شده است  . بعد از دستگيري ايشان مامورين وزارت اطلاعات به منزل خانواده ايشان  يورش بردند و  آنها را تهديد کردند در صورت انتشار خبر دستگيري خانم منصوري   آنها  را دستگير خواهند کرد. مامورين وزارت اطلاعات همچنين با تاکيد انها را تهديد کردند که خبر دستگيري را به وکيل خانواده ندهند وبه آقاي سلطاني اطلاع دهند که خواستار وکلات ايشان نيستند. بازجو راسخ با اين اقدام غير انساني سعي دارد که

. لازم به ياد آوري است راسخ که بعنوان بازپرس شعبه 1 دادگاه انقلاب است او شخصا در صدور حکم دستگيري و انتقال به سلول انفرادي و بازجوئي دانشجويان  نقش مستقيم دارد و تا به حال عليه فعالين کارگري شرکت واحد و همچنين خانواده ها دستگير شده قتل عام 1367 نقش مستقيم داشته است.

فعالين حقوق بشر و دمکراسي در ايران، عمل شرم آور و غير انساني بازجو راسخ را در فريب و دستکيري خانم منصوري را محکوم مي کند. واز سازمانهاي حقوق بشري خواستار مداخله براي پايان داد به اينگونه گستاخي ها عليه خانواده هاي زندانيان سياسي است.

+ نوشته شده در  نهم آبان 1386ساعت 10:49  توسط سحر احمدي  | 

دستگيري دانشجوي فعال

دانشگاه صنعتي امير كبير تهران (پلي تكنيك)   را محكوم ميكنيم

 

دوستان دانشجو,

بنا بر گزارشات رسيده, خانم معصومه منصوري از دانشجويان فعال پلي تكنيك تهران روز پنجشنبه 3 آبان 1386 در ساعت 9:00 صبح در جلوي بازپرسي داداگاه انقلاب, به دستور راسخ بازپرس شعبه 1 دادگاه انقلاب, به علت نا مشخصي دستگير و به نقطه نا معلومي منتقل گرديده است. بعد از دستگيري ايشان, مامورين وزارت اطلاعات به منزل خانواده ايشان يورش برده و آنها تهديد كردند كه در صورت انتشار خبر دستگيري خانم منصوري, آنها را نيز دستگير خواهند نمود. مامورين اطلاعات همچنين تاكيد كردند كه خبر دستگيري را به آقاي سلطاني, وكيل خانواده ندهند و به وي اطلاع دهند كه خواستار وكالت ايشان نيستند.

لازم به يادآوري است كه راسخ در صدور حكم دستگيري و انتقال به سلول انفرادي و بازجويي دانجشويان و فعالين كارگري شركت واحد نقش مستقيم داشته است.

 

ياران

انجمن دانشجويان آزاديخواه, فعالين حقوق بشر و دمكراسي در ايران را به محكوم كردن اين عمل شرم آور و غير انساني بازجو راسخ، فرا مي خواند و از سازمانهاي حقوق بشري خواستار مداخله براي پايان دادن به اينگونه گستاخي ها عليه دانشجويان مي باشد.

انجمن دانشجويان آزاديخواه همچنين از تمامي ياران دبستاني مي خواهيم كه صداي معصومه منصوري باشند و در هر تجمع و تريبون آزاد براي آزادي وي به حكومت فشار بياورند.

 

 

 

” زنده باد آزادي ”

برافراشته باد پرچم جنبش دانشجويي

انجمن دانشجويان آزاديخواه

8 آبان 1386

+ نوشته شده در  نهم آبان 1386ساعت 10:38  توسط سحر احمدي  | 

+ نوشته شده در  هشتم آبان 1386ساعت 10:59  توسط سحر احمدي  | 

صدور حكم زندان براي سه فعال دانشجويي دانشگاه اميركبير را محكوم مي كنيم

 

روز سه شنبه 24 مهرماه , پس از تحمل 6 ماه حبس  , براي آقايان احسان منصوري , احمد قصابان و مجيد توكلي  به ترتيب حكم 2 , 2.5 و 3 سال حبس تعزيري از سوي دادگاه ضد انقلاب جمهوري اسلامي صادر گرديد. صدور اين احكام ناعادلانه و غيرانساني در شرايطي صورت مي گيرد كه اين سه فعال دانشجويي دانشگاه اميركبير 6 ماه پيش به اتهام خودساخته ” توهين به مقدسات ” و انتشار مطالب ”ضدحكومتي و ضد اسلامي” در نشريات دانشجويي اين دانشگاه به صورت وحشيانه و غير قانوني توسط دستگاه امنيتي دستگير شده و جهت اعتراف به عمل ناكرده  طي اين مدت زير شديدترين فشارهاي جسمي وروحي در بند مخوف 209 اوين در بازداشت بوده اند. دادگاه ارتجاع جمهوري اسلامي با وجود اينكه هر سه دانشجويي متهم هيچ يك از اتهامات مطروحه را نپذيرفته و بارها به روند غيرقانوني اين پرونده اعتراض كرده و رفتارهاي غيرانساني و شكنجه هاي اعمال شده توسط بازجويان در بند مخوف 209 اوين را بازگو كرده  و افشاء نمودند, نه بر اساس حكم قانون مدني بلكه بر اساس خواسته حكومتي حكم مورد نظر را براي اين سه فعال دانشجويي صادر كرده است . دانشجويان طي نامه هاي متعدد به خانواده هاي خود بارها تاكيد كردند كه اعترافات گرفته شده از آنان زير فشارهاي شديد و قرون وسطايي- كه متاسفانه در كشور ما  تنها وسيله برخورد با زندانيان سياسي در جمهوري اسلامي مي باشد- اتخاذ شده و فاقد هرگونه اعتبار قانوني مي باشد.خانواده هاي اين دانشجويان  نيز بارها به مقامات مختلف حكومتي مراجعه كرده و نحوه برخورد بازجويان سركوبگر و وحشي در زندان اوين  با فرزندان بيگناه خود را افشاء نموده و خواستار پيگيري و رسيدگي به وضعيت آنان شده اند , كه مانند هميشه با بي توجهي و توهين از سوي مقامات حكومتي مواجه شده و جز دعا و توسل به مجامع و وجدان هاي حقوق بشري راه ديگري را براي نجات جان عزيزان خود از چنگ مستبدين ظالم و شكنجه گر نيافته اند.

انجمن دانشجويان آزاديخواه ضمن محكوم كردن احكام صادره براي اين سه فعال دانشجويي , تمامي جوامع بين المللي و وجدان هاي حقوق بشري را به نجات جان ياران دربندمان  و اقدام عاجل جهت آزادي آنان فرا مي خواند. لازم به ذكر است كه از شروع روي كار آمدن حكومت ” مهرورز ” و ” عدالتخواه ” احمدي نژاد , برخوردهاي سركوبگرانه با فعالين سياسي , دانشجويي و مدني در كشورمان به طور بي سابقه اي افزايش يافته است. ما دانشجويان بيدار و آزاديخواه به رئيس جمهور ديكتاتور و حكومت فاشيستي يادآوري مي كنيم كه ” دانشگاه زنده است ! ” و ” دانشجو مي ميرد ذلت نمي پذيرد ” , و ما نه تنها در برابر اين توطئه ها خاموش ننشسته و عقب نمي نشينيم , بلكه با اتحاد بيش از گذشته صفوف خود را در برابر شما روز به روز هر چه مستحكم تر كرده و فريادها و فعاليت هاي آزاديخواهانه خود را تا آزادي ياران دربندمان و تمامي زندانيان سياسي , و همچنين  آزادي جامعه مان بيش از گذشته تداوم مي بخشيم.  

 

زنده باد آزادي

”برافراشته باد پرچم جنبش دانشجويي”

انجمن دانشجويان آزاديخواه

26 مهرماه 1386

+ نوشته شده در  بیست و هفتم مهر 1386ساعت 22:47  توسط سحر احمدي  | 

گارد شاهی و گارد شیخی، دکتر محمد ملکی

 

     http://195.210.38.41:2082/file01/181007/1192735965/mohammad-maleki.jpg

 

بالاخره با تأخیر دو هفته‌ای و پس از تدارک بسیار آقای احمدی‌نژاد را صبح روز دوشنبه ۱۶/۷/۸۶ به تالار علامه ‏امینیِ کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران بردند تا با حضور جمعی از مقامات و تعداد قلیلی از استادان و دانشجویان ‏دستچین شده، سال تحصیلی جدیدِ دانشگاهها را آغاز نماید. این کار سنتِ دیرینه‌ای بود که در نظام شاهی روز اول ‏مهر با حضور شاه انجام می‌شد و آخرین بار در نظام گذشته مهر سالِ ۵۷ در تالار فردوسی دانشکدة ادبیات انجام شد ‏و پس از تغییر نظام هم اوّل مهر سالِ ۵۸ با پیام آقای خمینی و سخنان آیت‌الله منتظری، مهندس بازرگان ‏‏(نخست‌وزیر و استاد دانشگاه) و نماینده استادان و دانشجویان در زمین چمن دانشگاه تهران در یک فضای باز و آزاد، ‏علیرغم مخالفت شورای انقلاب و احزاب مسلط (حزب جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی) و ‏جامعة روحانیت مبارز که نمی‌خواستند دانشگاهها به روی دانشجویان و استادان بازگشایی ‌شود انجام شد. ولی همین ‏مخالفتها با بازگشایی دانشگاهها منجر به حوادثی گردید که نتیجة آن بستن دانشگاهها و باصطلاح انقلاب فرهنگی ‏شد. حال پس از گذشت قریب سه دهه از آن حادثه یکی از کسانی که دستی بر آتش بستن دانشگاهها و اخراج ده‌ها ‏هزار دانشجو و استاد و دستگیری و اعدام و شکنجه بسیاری از آنها داشته در کسوت رئیس جمهور پای به دانشگاه ‏تهران می‌گذارد تا ادعای مسخره خود را در دانشگاه کلمبیا که گفته بود “ایران یکی از آزادترین کشورهای جهان ‏است” به اثبات برساند. درباره آمدن احمدی‌نژاد به دانشگاه تهران و تظاهرات دانشجویان علیه او لازم است چند نکته ‏را یادآوری نمایم.‏

‏۱ـ با توجه به اینکه آمدنِ احمدیِ‌نژاد به دانشگاه تهران پس از رفتن او به دانشگاهِ کلمبیا و گفت و شنودی که در آنجا ‏اتفاق افتاد صورت می‌گیرد برخورد او با سئوالاتی که دانشجویان می‌خواستند مطرح کنند دارای اهمیت بسیار است؛ ‏شورای مرکزی دفتر تحکیم طی دو نامه که خطاب به احمدی‌نژاد نوشت (یکشنبه ۸ مهر و یکشنبه ۱۵ مهر ۸۶) از ‏او خواست که اجازه دهد یک نفر به نمایندگی از سوی بزرگترین تشکل دانشجویی منتقد “دفتر تحکیم وحدت” ‏سئوالاتی را مطرح کند تا ایشان جوابگو باشد. دانشجویان نوشته‌اند:‏


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیست و ششم مهر 1386ساعت 23:1  توسط سحر احمدي  | 

رنجنامه افشا گرانه خانواده های مجید توکلی،احمد قصابان واحسان منصوری

به همراه جزئیات تکان دهنده ای در مورد شکنجه دانشجویان

 

خانواده های مجید توکلی،احمد قصابان و احسان منصوری طی رنجنامه ای افشاگرانه خطاب به آیت الله هاشمی شاهرودی ،آنچه را که در زندان بر این سه دانشجو رفته است را آشکار نمودند.در این نامه که با گذشت ۸۰ روز از بازداشت این سه نفر نوشته شده است به آزارهای جسمی و روانی که در زندان رخ داده است اشاره شده و از قوه قضاییه درخواست پیگیری این وضعیت شده است.

متن این نامه به شرح زیر می باشد.
بسمه تعالی
لایحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم

ریاست محترم قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران
جناب آقای هاشمی شاهرودی
با سلام و تحیت
این چهارمین نامه ای است که پس از گذشت حدود ۸۰ روز از بازداشت فرزندانمان خطاب به حضرتعالی می نگاریم.
همان طور که می دانید طی نامه های گذشته نگرانی خود را نسبت به آزار و اذیت جسمی و روحی فرزندانمان در جهت گرفتن اعتراف از آنان به گناه ناکرده اعلام نمودیم و از حضرتعالی درخواست نمودیم به عنوان عالی ترین مقام قضایی کشور مانع از تحقق چینن روندی شوید.هم اینک از جمع هشت دانشجوی زندانی ۵ تن از آنان آزاد شده ند و سه عزیز ما همچنان در زندان می باشند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیست و یکم مهر 1386ساعت 17:31  توسط سحر احمدي  | 

+ نوشته شده در  شانزدهم مهر 1386ساعت 10:30  توسط سحر احمدي  | 

 

آقای احمدی نژاد

 

با سلام

 با خبر شدیم که حضرتعالی قصد حضور و سخنرانی در دانشگاه تهران – مهمترین دانشگاه کشور را دارید- ما از این حضور استقبال می کنیم نه از آن رو که موافق سیاستهای شما باشیم . بالعکس ما به عنوان منتقدین شما از حضورتان در دانشگاه تهران استقبال می کنیم تا این حضور مقدمه ای باشد جهت طرح پرسشهای اساسی پیرامون وضعیت کشور و سیاستهای نادرست جنابعالی و دولت تان.

سال گذشته در دانشگاه پلی تکنیک دانشجویانی که قصد طرح پرسش از شما را داشتند نه تنها موفق به طرح سئوالاتشان نشدند بلکه با گرفتار آمدن در یک سناریوی رسوا، همگی به زندان رفتند و در حال حاضر نیز 3 تن در شرایطی مشکوک و نا مشخص در زندان به سر می برند. آقای احمدی نژاد آیا تاوان پرسش از شما زندان است؟ شما چگونه می توانید ایران را آزادترین کشور دنیا بنامید در حالیکه دانشجویان و فعالین سیاسی اینجا به دلیل طرح انتقادات و سئوالاتشان به زندان می روند و مجبور به تحمل هفته ها و ماهها زندان انفرادی می شوند.

آقای احمدی نژاد!

 شما آیا می دانید سلول انفرادی چیست و چه شکنجه ایست؟ اگر نمی دانید سری به بند 209 زندان اوین – که تحت امر وزیر اطلاعات دولت شما اداره می شود- بزنید و از کسانی که تنها به جرم انتقاد و بیان نظرات در آنجا محبوس شده اند بپرسید. آقای احمدی نژاد با وجود توقیف بیش از صد نشریه، بازداشت مداوم فعالین سیاسی و فعالین حقوق بشر،اخراج و بازنشستگی اجباری اساتید، سه ستاره شدن دانشجویان و صدور احکام محرومیت از تحصیل برای دانشجویان منتقد، و تحمیل سانسور وقیحانه ی خبری به رسانه های مستقل آیا صحبت کردن از آزادی بیان در ایران بیشتر شبیه یک شوخی نیست؟ وقتی که احزاب همه اینگونه تحت فشارند و مامورین تحت امر شما در روز روشن به دفتر یک حزب قانونی حمله ی مسلحانه می کنند و اعضای ان را به زننده ترین وجه ممکن بازداشت می کنند شما چگونه می توانید مدعی وجود آزادی در کشور شوید؟  شما چگونه خود را یک دانشگاهی می دانید در حالیکه دانشگاه بدترین و مهلک ترین ضربات ضد حقوق بشری را طی یکی دو دهه ی اخیر از ناحیه ی دولت شما متحمل شده است؟

از حقوق بشر گفتیم. آقای احمدی نژاد آیا تا کنون متن اعلامیه ی جهانی حقوق بشر را مطالعه کرده اید؟ آیا به آن اعتقاد دارید؟ یک بار در اجتماع مردم استان فارس گفته بودید حالتان از شنیدن نام دموکراسی به هم می خورد با توجه به نوع عملکرد شما به نظر می رسد شما با مطالعه ی اعلامیه ی جهانی حقوق بشر نیز به حالت تهوع شدید یا لااقل حساسیت جدی دچار شوید.

آقای احمدی نژاد!

شما اگر ذره ای به آزادی، دموکراسی و حقوق بشر اعتقاد داشتید هرگز به برخوردهای اینچنینی با مخالفین و منتقدین خود –خواه دانشجو و خواه غیر دانشجو- رضایت نمی دادید.

آقای احمدی نژاد!

مگر شما نبودید که گفتید «مدل مو و پوشش جوانان مسئله ی کشور نیست» پس چطور به سخیف ترین و توهین آمیز ترین برخوردهای نیروی انتظامی با جوانان به بهانه ی مدل مو و نوع پوششان رضایت دادید و بر این برخورهای ضد حقوق بشری مهر تایید زدید؟

آقای احمدی نژاد!

 آیا شما یک دروغگو هستید؟ ظواهر اینگونه نشان می دهد.

آقای احمدی نژاد!

ما پرسشهای مهمتری هم از شما داریم. ما پیرامون بیش از 120 میلیارد دلار در آمد نفتی دولت شما طی تنها دو سال و نحوه ی هزینه کردن آنها پرسشهای جدی داریم. آقای احمدی نژاد دولت شما در مدت 2 سال ، برابر با هفت سال دولت آقای هاشمی و شش سال دولت آقای خاتمی بودجه مصرف کرده است. این بودجه به کجا رفته است؟ چرا علیرغم این حجم از درآمد نفتی وضع اقتصادی مردم همچنان رو به وخامت است و بنابر آمار ، تعدا د افراد زیر خط فقر همچنان رو به گسترش است؟

آقای احمدی نژاد!

فرجام ماجرا جوییهای شما در پرونده ی هسته ای به کجا خواهد انجامید. مردم ایران چه گناهی کرده اند که باید با تحمل تحریم و به قیمت فقر بیشتر تاوان بلند پروازیهای هسته ای شما و دوستانتان را بدهند.

آقای احمدی نژاد!

آیا تضمین می دهید که این سیاست خارجی بی ترمز شما به جنگ و بد بختی بیشتر مردم ختم نشود؟ مردم ایران به هیچ وجه از انزوای بیشتر بین المللی استقبال نمی کنندچرا که ایران برای توسعه و آبادانی محتاج روابط عادی و به دور از تنش با جامعه ی بین المللی است، چیزی که شما با دروغ پردازیهایتان در مورد فاجعه ی هولوکاست و تحریک افکار عمومی جهانی هیچ امکانی برای آن باقی نگذاشته اید.

آقای احمدی نژاد!

شما از مهرورزی، عشق و عدالت می گویید در حالیکه معلمانی را که تنها حق خود را می خواستند به خشن ترین شکل سرکوب کردید. کارگرانی را که حق خو را می خواستند به زندان افکندید و دانشجویان و روشنفکرانی را که مخالف شما بودند یا متفاوت از شما می اندیشیدند را در زندانهایتان به زنجیر کشیدید.

آقای احمدی نژاد!

 ما مصرانه از شما می خواهیم که به نقض حقوق بشر در ایران و به تعقیب و آزار منتقدین خاتمه دهید. ما از شما می خواهیم که  به جای طرح شعارها و ادعا های تو خالی فکری جدی به حال اقتصاد بیمار دولتی و فقر فزاینده ی مردم کنید. ما از شما مصرانه می خواهیم که شبح جنگ و تحریم را از کشو ما دور کنید.

 

                                                                                  به امید ایرانی مرفه، آزاد و توسعه یافته

                            دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران

+ نوشته شده در  شانزدهم مهر 1386ساعت 10:1  توسط سحر احمدي  | 

بیانه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شیراز

 

هنوز یک هفته از سخنرانی رئیس دولت جمهوری اسلامی ایران در دانشگاه کلمبیا که در آن از احترام به دانشجویان و واگذاری تشخیص حقیقت به آنان سخن رانده بودند نگذشته بود که کمیته انضباطی دانشجویان دانشگاه شیراز طی اقدامی عجیب و کاملا هم‌عرض سخنان رئیس‌جمهور، اقدام به احضار ۷ تن از فعالان دانشجویی آن دانشگاه به جرم برگزاری تجمع نمادین در قالب روزه سیاسی و به مناسبت صدمین روز بازداشت دانشجویان دانشگاه امیرکبیر نمود و این امر در حالی اتفاق می‌افتد که تجمع مذکور در فضایی کاملا آرام و در کنار مسجد دانشگاه صورت پذیرفته بود.

این فعل خود مهر تاییدی دیگر است بر عدم صداقت مسئولان کشور که آرزوی آزادی را فقط برای دیگر کشورها در سرلوحه گفتار و کردارشان قرار داده‌اند و اما در محدوده تحت سیطره خود، نه ‌تنها هیچ‌گونه آزاد اندیشی، انتقاد و دگراندیشی را بر‌نمی‌تابند و با هر گونه فعالیت اجتماعی و روشنفکرانه برخوردهایی فراقانونی می‌کنند، که حتی تاب تحمل تجمعات کوچک دانشجویی را هم ندارند و به انحا مختلف، اقدام به تحت فشار قرار دادن، ترساندن و هزینه‌ بر کردن هر گونه فعالیت خارج از چارچوب فکری حامیان قدرت، به جلوگیری از فعالیت‌های روشنگرانه دانشجویان بپردازند. اما لازم است به آنان یاد‌آوری کنیم که خداوند متعال در قرآن مجید به کلیه انسان‌های صادقی که از غیر خدا نترسند وعده یاری خود را از جایی که بی‌حساب است را داده و دانشجویان آگاه، مسلمان و دلسوز این سرزمین به عنوان بدنه اصلی انتقاد از قدرت و روشنگری، هیچ‌گاه تحت اعمال فشارهایی این‌چنینی، ساکت و گوشه گیر نخواهند شد.

در پایان ضمن ابراز اعتراض خود به هرگونه تحدید فعالیت‌های روشنگرانه دانشجویی تحت هر لوایی، احضار فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز را محکوم می کنیم و از خداوند متعال درخواست یاری بیش از پیش برای کلیه خدمت‌گزاران عرصه آگاهی‌بخشی بخصوص دانشجویان آزاده این سرزمین داریم.

 

شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شیراز

 

+ نوشته شده در  شانزدهم مهر 1386ساعت 9:57  توسط سحر احمدي  | 

 

حضور احمدي نژاد  د ر دانشگاه تهران را محكوم كرده و عليه آن ايستادگي مي كنيم.

 

وعده ما 16 مهرماه در دانشگاه تهران

 بار ديگر ” مرگ بر  ديكتاتور” را يكصدا فرياد كنيم !

 

دانشجويان و دانشگاهيان آگاه ,

بنابر اخبار منتشره روز دوشنبه 16 مهرماه  قرار است رئيس جمهور فاشيست جمهوري اسلامي , محمود احمدي نژاد,  جهت ايراد  سخنراني در تالار علامه اميني در  دانشگاه تهران شركت كند. پيش از اين رئيس انتسابي دانشگاه تهران عميد زنجاني در مصاحبه اي به دانشجويان متذكر شده بود كه از حوادث اميركبير در سال گذشته و ايراد سخنراني احمدي نژاد در آنجا درس عبرت بگيرند.

اين برنامه و سخنراني از سوي نهادهاي ولي فقيه در دانشگاه در شرايطي تدبير شده است كه در سال تحصيلي جديد , دولت مهرورز نهم تهاجمات سركوبگرانه خود عليه دانشجويان در دانشگاه را افزايش داده است و پس از حوادث پر فراز و نشيب سال گذشته از ستاره دار كردن دانشجويان , صدور احكام پي در پي محروميت از تحصيل , اخراج و بازنشسته اجباري تعدادي از اساتيد مستقل و دگرانديش در دانشگاه , انحلال تعدادي از انجمن هاي اسلامي و توقيف نشريات دانشجويي , ممانعت از استفاده از امكان خوابگاه در دانشگاه هاي تهران و در صدر همه اين حوادث , بازداشت فعالين دانشجويي كه همچنان سه تن از دانشجويان دانشگاه اميركبير آقايان ” احمد قصابان ” , ” احسان منصوري ” و ” مجيد توكلي ” زير فشارهاي جسمي و روحي در بازداشت گاه مخوف اوين در شرايط دشواري بسر مي برند .

دانشجويان دلير

انجمن دانشجويان آزاديخواه  ضمن محكوم كردن اين حركت بيشرمانه رئيس جمهور فاشيست و دست نشانده كه با وعده هاي دروغين مهرورزي و آوردن پول نفت بر سر سفره هاي مردم و بهبود وضعيت اجتماعي اقتصادي در كشورمان بر سر كار آمد , به وي و مزد بگيرانش  در دانشگاه هشدار مي دهيم كه آنان نيز از حوادث سال گذشته و حركت دليرانه و قهرمانانه دانشجويان پلي تكنيك در مقابل چشمان خود درس عبرت گرفته و بدانند كه دانشجويان همچون گذشته ننگ ذلت را نپذيرفته و از حق آزادي دفاع مي كنند و همصدا با دانشجويان آگاه اميركبير و كلمبيا رودر روي ديكتاتور خواهند ايستاد و رسم مهمان نوازي از رئيس جمهور محبوب فاشيست خود  را به بهترين وجه به اجرا خواهند گذاشت.  

 

ياران

دوشنبه 16 مهر روز ماست و ما براي رساندن فريادهاي آزاديخواهانه  و دفاع از حقوق به يغما رفته خود و  ياران دربندمان، در اين برنامه شركت كرده و با شعارهاي:“ دانشجوي زنداني آزاد بايد گردد“،“دولت احمدي نژاد عامل سركوب و فساد“،“دانشجو مي ميرد ذلت نمي پذيرد“،“مرگ بر ديكتاتور“ و ” ديكتاتور حيا كن , دانشگاه را رها كن ! ” صداي خود را به گوش جهانيان و رئيس جمهور “مهرورز” برسانيم.

وعده ما روز دوشنبه 16 مهرماه در تالار علامه اميني  دانشگاه تهران...

 

”ما بر سر شعار “مرگ بر ديكتاتور- زنده باد آزادي“ همچون گذشته به  هر بها و هزينه ايي ايستاده ايم”

 

”برافراشته باد پرچم جنبش دانشجويي”

انجمن دانشجويان آزاديخواه

14 مهرماه 1386

 

+ نوشته شده در  پانزدهم مهر 1386ساعت 15:3  توسط سحر احمدي  | 

 

حضور احمدي نژاد  د ر دانشگاه تهران را محكوم كرده و عليه آن ايستادگي مي كنيم.

 

وعده ما 16 مهرماه در دانشگاه تهران

 بار ديگر ” مرگ بر  ديكتاتور” را يكصدا فرياد كنيم !

 

دانشجويان و دانشگاهيان آگاه ,

بنابر اخبار منتشره روز دوشنبه 16 مهرماه  قرار است رئيس جمهور فاشيست جمهوري اسلامي , محمود احمدي نژاد,  جهت ايراد  سخنراني در تالار علامه اميني در  دانشگاه تهران شركت كند. پيش از اين رئيس انتسابي دانشگاه تهران عميد زنجاني در مصاحبه اي به دانشجويان متذكر شده بود كه از حوادث اميركبير در سال گذشته و ايراد سخنراني احمدي نژاد در آنجا درس عبرت بگيرند.

اين برنامه و سخنراني از سوي نهادهاي ولي فقيه در دانشگاه در شرايطي تدبير شده است كه در سال تحصيلي جديد , دولت مهرورز نهم تهاجمات سركوبگرانه خود عليه دانشجويان در دانشگاه را افزايش داده است و پس از حوادث پر فراز و نشيب سال گذشته از ستاره دار كردن دانشجويان , صدور احكام پي در پي محروميت از تحصيل , اخراج و بازنشسته اجباري تعدادي از اساتيد مستقل و دگرانديش در دانشگاه , انحلال تعدادي از انجمن هاي اسلامي و توقيف نشريات دانشجويي , ممانعت از استفاده از امكان خوابگاه در دانشگاه هاي تهران و در صدر همه اين حوادث , بازداشت فعالين دانشجويي كه همچنان سه تن از دانشجويان دانشگاه اميركبير آقايان ” احمد قصابان ” , ” احسان منصوري ” و ” مجيد توكلي ” زير فشارهاي جسمي و روحي در بازداشت گاه مخوف اوين در شرايط دشواري بسر مي برند .

دانشجويان دلير

انجمن دانشجويان آزاديخواه  ضمن محكوم كردن اين حركت بيشرمانه رئيس جمهور فاشيست و دست نشانده كه با وعده هاي دروغين مهرورزي و آوردن پول نفت بر سر سفره هاي مردم و بهبود وضعيت اجتماعي اقتصادي در كشورمان بر سر كار آمد , به وي و مزد بگيرانش  در دانشگاه هشدار مي دهيم كه آنان نيز از حوادث سال گذشته و حركت دليرانه و قهرمانانه دانشجويان پلي تكنيك در مقابل چشمان خود درس عبرت گرفته و بدانند كه دانشجويان همچون گذشته ننگ ذلت را نپذيرفته و از حق آزادي دفاع مي كنند و همصدا با دانشجويان آگاه اميركبير و كلمبيا رودر روي ديكتاتور خواهند ايستاد و رسم مهمان نوازي از رئيس جمهور محبوب فاشيست خود  را به بهترين وجه به اجرا خواهند گذاشت.  

 

ياران

دوشنبه 16 مهر روز ماست و ما براي رساندن فريادهاي آزاديخواهانه  و دفاع از حقوق به يغما رفته خود و  ياران دربندمان، در اين برنامه شركت كرده و با شعارهاي:“ دانشجوي زنداني آزاد بايد گردد“،“دولت احمدي نژاد عامل سركوب و فساد“،“دانشجو مي ميرد ذلت نمي پذيرد“،“مرگ بر ديكتاتور“ و ” ديكتاتور حيا كن , دانشگاه را رها كن ! ” صداي خود را به گوش جهانيان و رئيس جمهور “مهرورز” برسانيم.

وعده ما روز دوشنبه 16 مهرماه در تالار علامه اميني  دانشگاه تهران...

 

”ما بر سر شعار “مرگ بر ديكتاتور- زنده باد آزادي“ همچون گذشته به  هر بها و هزينه ايي ايستاده ايم”

 

”برافراشته باد پرچم جنبش دانشجويي”

انجمن دانشجويان آزاديخواه

14 مهرماه 1386

 

+ نوشته شده در  پانزدهم مهر 1386ساعت 14:56  توسط سحر احمدي  | 

 

دانشگاه، سنگر، دکتر محمد ملکی

آن روز که رضاشاه پای به صحن دانشگاه تهران گذاشت تا مکانی را افتتاح کند که می‌دانست در آینده ایران نقش اساسی بازی خواهد کرد (بهمن ۱٣۱٣) آیا تصور می‌کرد سنگری را ساخته است که سنگربانان آن به زودی استبداد و بی‌عدالتی را نشانه خواهند گرفت و صاحبان زر و زور و تزویر را نگران خواهند ساخت و آیا رضاشاه می‌دانست وقتی پایش را از دانشگاه بیرون بگذارد و سنگر به تصرف دانشجویان و استادان درآید، اندیشه‌های پرتاب شده از این سنگر خواب راحت را بر زورگویان و استثمارگران حرام خواهد کرد و آیا او هرگز می‌اندیشید که جبهه جدیدی علیه خودش باز کرده که دودمان او و جانشین‌اش را به باد خواهد داد و خشن‌ترین نوع استبداد (به قول آیت‌الله طالقانی: استبداد دینی) هم موفق به فتح این سنگر نخواهد شد. راستی رضاشاه هرگز فکر می‌کرد سنگربانانِ سنگری که او ساخته به آن زودی از آنجا کار حمله و هجوم را آغاز کنند. تاریخ را ورق می‌زنیم.

هنگامی که رضاشاه سنگ بنای دانشگاه تهران را گذاشت، انتظار نداشت که دانشگاه جدا از کارکرد علمی خود وارد عرصه سیاسی و اجتماعی شود. امّا همزمان با تأسیس دانشگاه تهران به تدریج جنبش دانشجویی در واکنش به مشکلات موجود جامعه شکل گرفت، در سال‌های ۱٣۱٣ و ۱٣۱۵ اعتصاب هایی توسط دانشجویان پزشکی و تربیت معلم صورت گرفت. در سالِ ۱٣۱۶ نیز دانشجویان دانشکده حقوق در اعتراض به هزینه‌های بیهوده برای آماده ساختن دانشگاه جهت بازدید ولیعهد در کلاسها حاضر نشدند.

دکتر ارانی در همین دوران گروهی را سازمان داد که پس از دستگیری به گروه ۵٣ نفر مشهور شد اعضاء این گروه عمدتاً از دانشجویان و استادان دانشگاه تهران بودند. گروه ۵٣ نفر در اردیبهشت ۱٣۱۶ به اتهام تشکیل سازمانِ مخفی، انتشار بیانیه ماه مه (روز کارگر) و سازماندهی اعتصابهای دانشکده فنی و کارخانه نساجی اصفهان و ترجمه کتابهایی مانند «کاپیتال مارکس» و «مانیفست کمونیست» دستگیر و به مجازاتهای مختلف محکوم شدند. (کتاب جنبش دانشجویان در ایران به نقل از یرواند آبراهامیان، ص ۱۹٣ـ۱۹۴)

و به این ترتیب حمله از سنگر دانشگاه به سوی استبدادیان و استثمارگران آغاز شد که تا امروز ادامه دارد، در دوران قدرت مطلقه رضاشاه و پسرش محمدرضا و پس از آن ۲۹ سال استبداد دینی نتوانست این سنگر را که در جریان انقلاب سال ۵۷ از سوی مردم نام «سنگر آزادی» به خود گرفت، فتح کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  هفتم مهر 1386ساعت 22:51  توسط سحر احمدي  | 

جمعبندي وقايع دانشجويي در هفته اول بازگشايي دانشگاهها

7 - 1 مهرماه 1386

دوستان دانشجو

سال تحصيلي جديد در حالي آغاز شده است که تعداد زيادي از دانشجويان بر اساس طرح ستاره دار شدن دانشجويان از تحصيل محروم  و تعدادي از اساتيد مستقل و دگر انديش به اجبار بازنشسته شده اند، تعدادي از انجمن هاي اسلامي دانشگاه ها و نشريات دانشجويي تعطيل شده و سه تن از دانشجويان دانشگاه اميرکبير بيش از چهار ماه و نيم است که در زندان به سر مي برند.

سال تحصيلي گذشته با دومين سال رياست جمهوري احمدي نژاد مصادف بود. در اين سال فشار بر دانشجويان و جامعه دانشگاهي تا جايي زياد شد که بسياري از فعالان دانشجويي و اساتيد، آن را «انقلاب فرهنگي دوم» خواندند و متذکر شدند اگر چنانچه اين روند فشار رو سرکوب بر جنبش دانشجوي تداوم پيدا کند , ناچار دانشجويان فعاليتهاي خود را غير علني و زيرزميني خواهند نمود.

ذيلا طي اين گزارش توجه شما را به نمونه هايي از سركوب و احضار فعالين دانشجويي در هفته اول مهر ماه جلب ميكنيم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  هفتم مهر 1386ساعت 22:47  توسط سحر احمدي  | 

دکتر کیوان انصاری آزاد شد

 خبرنامه امیرکبیر: دکتر کیوان انصاری پس از یک سال بازداشت شب گذشته آزاد شد.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر کیوان انصاری، عضو اسبق شورای مرکزی انجمن اسلامی امیرکبیر و عضو سابق شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت، که ۲۷ شهریورماه سال گذشته بازداشت شد، چهارشنبه ۴ مهرماه ۱۳۸۶ پس از یک سال بازداشت آزاد شد.

دکتر انصاری به همراه سعید درخشندی و ابوالفضل جهاندار، از فعالین سابق دانشجویی، سال گذشته بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدند. پس از گذشت چندین ماه از بازداشت این سه نفر، اتهامات ایشان داشتن ایمیل محرمانه، طرح ریزی جهت تسخیر رادیو و تلویزیون، توهین به مقامات از طریق مطالب روی کامپیوتر، رابطه نامشروع از طریق داشتن عکس یادگاری دسته جمعی با دانشجویان دانشگاه و… عنوان شد.

دادگاه بدوی در پاییز ۸۵ تشکیل شد و حکم بدوی این سه فعال سابق دانشجویی در اسفندماه ۸۵ صادر شد. دادگاه بدوی ابوالفضل جهاندار را به ۵/۲ سال حبس تعزیری، سعید درخشندی را به ۳ سال حبس تعزیری و دکتر کیوان انصاری را به ۵/۴ حبس تعزیر محکوم نمود. این دادگاه همچنین با صدور قرار عدم صلاحیت برای خود، پرونده جهاندار و انصاری را در خصوص چند فقره از موارد اتهامی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال کرد. هفته گذشته دادگاه رسیدگی به این موارد اتهامی جهاندار و انصاری بدون حضور وکلای مدافع برگزار شد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجم مهر 1386ساعت 15:38  توسط سحر احمدي  |