تبليغاتX
رنگ فرياد

http://www.myimagehosting.com/6633PJ9a1-62044.pic

+ نوشته شده در  چهاردهم مرداد 1386ساعت 16:55  توسط سحر احمدي  | 

ابوالقاسم عارف قزوينی:

 

ابوالقاسم عارف قزوينی (1312-1260 خورشيدی) – شاعر ملي و آرمان خواه مشروطيت

 

http://www.myimagehosting.com/6633PJ9a1-62046.pic

پيام دوشم از پير می فروش آمد
نبويش باره که يک ملتی به هوش آمد

هزار پرده ز ايران دريد استبداد
هزار شکر که مشروطه پرده دوش آمد

زخاک پاک شهيدان راه آزادی
ببين که خون سياوش چه سان به جوش آمد

 

عارف قزويني يكي از شاعران بزرگ و تاثيرگذار مشروطه بود كه در بيان احساسات و آرزوهای ملی مشروطه خواهان توانايي بالاو خاص خود را داشت .از همين رو مردم از قشرهای مختلف، از عارف تا عامی، به او عشق می ورزيدند و شعر ها و به ويژه ترانه هايش ورد زبان همگان بود.او در ترانه های خود نقش آينه دار مشروطه را به حد کمال ايفا می كرد.

 

روشن است که پيوندی از شعر و موسيقی در پيشبرد هدف های همه انقلاب های پيش آمده در تاريخ نقش اساسی ايفا کرده ولی پيشتر در فرم "مارش و سرود" عرضه شده است. می توان گفت که انقلاب مشروطه از اين بابت يک استثنا است. عرف اگرچه يکی دو "مارش" نيز در فهرست آثارش ديده می شود، ولی بيشترين تاثير ها را از راه تصنيف های سياسی خود برجای نهاده که غالبا در مايه های غم انگيز موسيقی سنتی جريان يافته است.

او "دشتی" غمگنانه را آن چنان به کار گرفته که تاثير "حماسه" از آن به دست می آورد. مهم ترين وجه هنری عارف را بايد در همين شيوه به کارگيری مايه ها جستجو کرد

يکی از تاثير گذار ترين ترانه های سياسی عارف، ترانه ای است که به "خون جوانان وطن" معروف شده است

عارف اين ترانه را که در "دوره دوم مجلس شورای ايران" ساخته به "واسطه عشقی که "حيدرخان عمو اوغلی" بدان داشته به او تقديم کرده است. ترانه شش بند دارد ولی تنها دو بند آن تا کنون به اجرا درآمده. ظاهرا بقيه بند ها حکومت ها را ترسانيده است. چون حرف هايی در آن هاست که چه بسا وصف الحال همه حکومتيان در همه زمان ها باشد :

http://www.myimagehosting.com/6633PJ9a1-62045.pic

 

از ابر کرم خطه ری، رشگ ختن شد
دلتنگ چو من مرغ قفس مهر وطن شد

چه کج رفتاری ای چرخ
چه بد کرداری ای چرخ

سر کين داری ای چرخ
نه دين داری نه آئين داری ای چرخ

از خون جوانان وطن لاله دميده
از ماتم سر و قدشان، سرو خميده

در سايه گل، بلبل از اين غصه خزيده
گل نيز چو من در غمشان جامه دريده

 

 

 از عارف در جمع 29 ترانه (تصنيف)، بر جای مانده که در آن ها نيز همان شيوه تزريق آرمان ملی به کار بسته شده است.

اين ترانه ها البته نه از راه نت نويسی، که غالبا سينه به سينه و شفاهی به زمان حال رسيده است. بعدها آهنگسازان برجسته ای چون روح الله خالقی و جواد معروفی آن ها را به نت در آورده و برای اجرای با ارکستر بزرگ تنظيم کرده اند.

 

+ نوشته شده در  چهاردهم مرداد 1386ساعت 16:53  توسط سحر احمدي  | 

هزگز دل ما زخصم در بيم نشد              در بيم زصاحبان ديهيم نشد

اي جان به فداي آنكه پيش دشمن        تسليم نمود جان و تسليم نشد

+ نوشته شده در  سی ام تیر 1386ساعت 17:21  توسط سحر احمدي  | 

فرازهايي از زندگي دكتر محمد مصدق

 

محمد مصدق در سال ۱۲۶۱ هجري شمسي در تهران، در يک خانواده اشرافي به دنيا آمد. پدرش ميرزا هدايت‌الله معروف به «وزير دفتر» از بزرگمردان دوره‌ ناصري و مادرش ملک تاج خانم (نجم السلطنه) فرزند عبدالمجيد ميرزا فرمانفرما و نوه عباس ميرزا وليعهد قاجار و نايب‌السلطنه ايران بود.

هنگام مرگ ميرزا هدايت‌الله در سال ۱۲۷۱ شمسي محمد ده ساله بود، و ناصرالدين شاه علاوه بر اعطاي شغل و لقب ميرزا هدايت‌الله به پسر ارشد او ميرزا حسين خان، محمد را «مصدق‌السلطنه» ناميد.

محمد خان مصدق‌السلطنه پس از تحصيلات مقدماتي در تبريز به تهران آمد و به مستوفي‌گري خراسان گمارده شد و با وجود سن کم در کار خود مسلط شد و توجه و علاقه عموم را جلب نمود.

مصدق‌السلطنه در اولين دوره مجلس مشروطيت به نمايندگي از اصفهان انتخاب شد ولي اعتبارنامه او به‌دليل سن او که به سي سال تمام نرسيده بود رد شد.

مصدق‌ در سال ۱۲۸۷ شمسي براي ادامه تحصيلات به فرانسه رفت و پس از خاتمه تحصيل در مدرسه علوم سياسي پاريس به سويس رفت و به اخذ درجه دکتراي حقوق نائل آمد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیست و نهم تیر 1386ساعت 22:24  توسط سحر احمدي  | 

79 سال از روزي كه اسطوره در بوئنوس آيرس متولد شد و هنوز ارنستو گوارا بود , نه چه گوارا و 40 سال از روزي كه در سانتاكروز با شليك گلوله اي به قلب اش جان باخت , گذشته اما ... او هنوز زنده است !

 

چه گوارا

انسان ؛ فراتر از سرنوشت

كساني كه سازش نمي كنند , مي ميرند , اما مرگشان عين حيات و زندگيست .

”چه گوارا”

  

 

خانواده گوارا ستايشگر ” خوزه مارتي ” و هوادار جمهوريخواهان در دروه ي جنگهاي داخلي اسپانيا بودند. ارنستو گوارا دولاسرنا – نام كامل چه – در چهاردهم ژوين 1928 در آرژانتين متولد شد.

ارنستو چه گوارا در دوران كودكي هم يك بچه خاص بود. او در آن دوران مدام در كتابخانه ي بزرگ پدرش پرسه مي زد.بسياري از همسايه ها از اين كه ارنستو در چهارده سالگي آثار فرويد را با اشتياق مي خواند , متعجب بودند.

چه گوارا اهل آرژانتين بود و در اواسط دهه ي 1950 در مكزيك به جنبش 26 ژوئيه كه توسط فيدل كاسترو رهبري مي شد , به عنوان كادر ارتشي شورشي پيوست. به هنگام پيروزي قيام عليه ديكتاتوري ” باتيستا ” در كوبا در سال 1959 , ” چه ” سي ساله بود و پس از پيروزي در همان سال وزير صنايع , رئيس بانك ملي كوبا و مسئول انستيتوي ملي براي اصلاحات ارضي شد.

در آورين 1965 , چه گوارا كوبا را براي كمك به ايجاد رهبري مبارزات انقلابي در كشورهاي ديگر ترك كرد. براي بيش از 6 ماه در كنگو ( زئير ) طرفداران نخست وزير مقتول , پاتريس لومومبا , در مبارزه عليه رژيم ارتجاعي را كمك رساند و در سال 1966 به بوليوي رفت. در آنجا او يك شاخه ي چريكي را كه سعي داشت مبارزه ي انقلابي عليه ديكتاتوري نظامي را سازماندهي كند , رهبري كرد. مبارزه يي كه در حال رشد و جهت گيري اعتلاي انقلابي در آرژانتين , شيلي و اروگوئه بود.

در اكتبر 1967 , او توسط نيروهاي نظامي بوليوي , زخمي و دستگير شد و سپس به قتل رسيد . اين مرگ باعث شد او تبديل به اسطوره يي جهاني شود. در حال حاضر پسر و دختر ” چه ” هم حضوري فعالي در عرصه سياست و سنتهاي چپگرانه ي جهان دارند.

 

مهمترين سفر ارنستو در دسامبر 1951 آغاز شد . او همراه با آلبرتو گرانادوس رهسپار سفري طولاني به وسيله ي موتورسيكلت به دور آمريكاي لاتين شروع كردند. آنها قصد داشتند از تمام كرانه درياي آرام ديدن كنند.

آلبرتو گرانادوس مي گويد : ” اگر موتورسيكلت خراب نمي شد , اين مسافرت نمي توانست با ارزش و شايسته باشد. كمي بعد از رسيدن به سايناگوي شيلي در حالي كه هنوز يك هشتم از برنامه ي سفرمان را انجام نداده  بوديم , موتور از حركت بازايستاد و ما ناچار شديم آن را در چادري بپيچيم , در جايي دور از جاده بگذاريم و به راهمان ادامه بدهيم. براي بدست آوردن پول كارهاي مختلفي انجام بدهيم. به عنوان راننده كاميون , حمال , پاسبان , دكتر و ظرفشور كار كرديم. در حالي كه يك سنت در جيبهايمان نداشتيم به دروازه هاي معدن ” برادن كمپاني ” در ” چوكويي كاماتا ” رسيديم. يقينا ” برادن ” و يارانش در اوايل سال 1952 هرگز به خواب هم نمي ديدند نگهباني كه در جايگاه نگهباني اش در حالي كه پاهايش در يك جفت پوتين ارتشي قرار دارد , به خواب رفته , كسي نيست جز مردي كه بعدها آمريكاي شمالي را زير پوتينهايش به لرزه مي اندازد , سرگرد ارنستو چه گوارا. ارنستو در اين سفر ديدگاهي سياسي پيدا كرد و به آرژانتين بازگشت. او در بوئنوس آيرس به تحصيلاتش در رشته ي پزشكي ادامه داد اما هرگز نتوانست بي عدالتي هايي را كه در سفر به دور آمريكاي لاتين ديده بود به فراموشي بسپارد .

 

ادامه دارد ....

 

 

+ نوشته شده در  سیزدهم خرداد 1386ساعت 11:14  توسط سحر احمدي  | 

انقلاب كبير فرانسه (2)

وضعيت اقتصادي – اجتماعي فرانسه قبل از انقلاب

2- دهقانان و انحطاط كشاورزي

در اواخر قرن هجدهم جمعيت فرانسه در حدود 25 ميليون نفر بود كه 23 ميليون نفر آن از دهقانان تشكيل شده بود. اما وضع زندگي دهقانان فرانسه هيچ شباهتي به وضع زندگي دهقانان انگليسي نداشت. به اين معني كه در انگلستان تمام خرده مالكان ارضي زمينهاي خود را از دست داده بودند و اغلب شان به صورت كارگران كشاورزي و يا كارگران مزد بگير در آمده بودند. در صورتي كه دهقانان فرانسوي زير سلطه ي نظام فئودالي بسر مي بردند و در مزرعه هاي كوچك كه به زمينداران خرده مالك تعلق داشت كشت و زرع مي كردند. واقعيت اين است كه در اواخر قرن هجدهم تنها در چند منطقه ي كوچك سرواژ باقي مانده بود. اما دهقانان آزاد , از شر تمام تكاليف قرون وسطائي خلاص نشده بودند. تقريبا يك چهارم محصول يا معادل پولي آن را به زميندار مي دادند. ” ده يك ” كليسا نيز همچنان به كشيش ها پرداخت مي شد. هنگامي كه دهقاني از دنيا مي رفت , مباشر زميندار از راه مي رسيد و ماليات بر ارث سنگيني از خانواده ي دهقان مي گرفت. براي حمل و نقل حبوبات و ساير محصولات كشاورزي , دهقانان مجبور بودند از روي پل زميندار بگذرند و ماليات مخصوص آن را بپردازند. براي آرد كردن گندم لازم بود از آسياب زميندار استفاده كنند و نان خود را در تنورهاي او بپزند و ماليات اين كارها را بپردازند. اگر ارباب تنور هم نداشت , باز ماليات تنور از دهقان مي گرفت. اگر پل يا آسياب ويران مي شد و دهقانان هيچگونه استفاده اي از آن نمي كردند از پرداخت ماليات هاي آن معاف نمي شدند. خلاصه هيچكدام از ماليات ها و تكاليف قرون وسطائي تعطيل بردار نبود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ششم خرداد 1386ساعت 21:49  توسط سحر احمدي  | 

 

انقلاب كبير فرانسه (1)

وضعيت اقتصادي – اجتماعي فرانسه قبل از انقلاب

1- انقلاب بورژوازي فرانسه , قرن هجدهم

در قرون هفده و هجده فرانسه يك دولت بسيار نيرومند بود. لوئي چهاردهم سپاهيان خود را تا 550 هزارتن افزايش داده بود. در اين زمان فرانسه مناطق وسيعي از آمريكا و لوئيزيانا را اشغال كرده بود. اين مناطق شامل زمينهاي وسيعي در امتداد مي سي سي پي مي شد. علاوه بر اين جزاير غني هند غربي و ماداگاسكار نيز در تسلط فرانسه بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 21:52  توسط سحر احمدي  | 

اي ايران

ترانه يي غرور آفرين و خاطره انگيز

 

اي ايران را بارها شنيده ايد و هر بار آن را در دل تكرار كرده ايد و گاهي هم با زبان , همراه خواننده شده ايد. اي ايران از خاطره انگيز ترانه هايي است كه در ايران ساخته شده است.

 

همزمان با آغاز جنگ جهاني دوم ( 1939-1945 م. ) كه ايران از دو سو به اشغال سربازان شوروي و انگليس

در آمد و سياست بي طرفي ايران , به طور رسمي ناديده گرفته شد ; عملا دولت ايران اقتدار و كارآيي خود را

از دست داد و امور كشور يكسره در اختيار بيگانگان قرار گرفت. اما اين اشغال غير منتظره , باعث نشد تا مردم

ايران شور ميهن دوستي خويش را از ياد ببرند. آنان به دليل وطن دوستي , علاقه يه ايران و تنفر از سربازان و

تنفر از سربازان دشمن , در برابر قواي متجاوز ايستادگي كردند.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 15:15  توسط سحر احمدي  | 

ديپلماسي ملي دكتر مصدق )  2 )

2-  جابه جايي امپرياليسم انگليس و آمريكا :

انگلستان تا آغاز جنگ اول جهاني قوي ترين قدرت جهاني به شمار مي رفت . شمار مردم مستعمرات اين كشور كه در سال 1830 يعني در آغاز تصرف مستعمرات 12604 نفر بود , در سال 1899 به 309 ميليون نفر رسيد و از آن پس نيز به همان نسبت افزايش يافت. آمار زير ميزان مساحت و سكنه ي مستعمراتي چهار قدرت صنعتي غرب را در سال 1914 نشان مي دهد ( واحد مساحت ميليون كيلومتر مربع و واحد جمعيت ميليون نفر است ) :

انگليس : مساحت : 33.5 / جمعيت : 393.5

فرانسه : مساحت :  10.6 / جمعيت : 55.5

آلمان : مساحت : 2.9 / جمعيت : 12.3

آمريكا : مساحت : 0.3 / جمعيت : 9.7


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:55  توسط سحر احمدي  | 

سالروز تصويب قانون ” خلع يد ” و آغاز حكومت ملي دكتر مصدق ”

روز نهم ارديبهشت سال 1330 قانون نه ماده يي ملي شدن صنعت نفت ( معروف به قانون خلع يد ) , كه از طرف كميسيون مخصوص نفت , تنظيم شده بود , به تصويب مجلسين رسيد و بدين ترتيب به همت مردم ايران و رهبران آگاهشان گام جديدي در مبارزه با امپرياليسم برداشته شد.

براي  گراميداشت اين روز بزرگ  و ياد پيشواي نهضت ملي مردم ايران دكتر محمد مصدق , به مطالعه مطلبي در خصوص ” ديپلماسي ملي دكتر مصدق ” در چند قسمت  مي پردازيم :

 

ديپلماسي ملي دكتر مصدق

تضادها :

پرداختن به ديپلماسي مصدق مستلزم شناخت وضعيت سياسي آن روز جهان است. بر اين اساس پيش از ورود به مبحث اصلي , بايد به تضادهاي مهم جهان در آن دوره اشاره يي كرد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:52  توسط سحر احمدي  |