|
|
|
|
|
||||
|
قفس
من کبوتر سپید در قفس فتاده ام در دکان مرد زشت و پیر و بد قیافه ای هر پرنده را به یک قفس نهاده این پلید تا نباشد عاشقی و همدلی به لانه ای بهر زنده ماندن پرنده ها بریزد او نزد هر پرنده اندکی ز آب و دانه ای خنگ و پست و بد سرشت و زشت و حیله گر بود او نبرده زآدمیت اندکی نشانه ای شوق پر کشیدن اندر آسمان نیلگون در دلم چو شعله ای همی کشد زبانه ای من کبوتر سپید در قفس فتاده ام در دکان مرد زشت و پیر و بد قیافه ای بشنو از من این حکایت ای عزیز نازنین از زبان در دهان بسته ی کبوتری چند هفته پیش از این ، همه درون یک قفس آمدند نزد ما کبوتران دیگری غصه دار و زار وخوار و بی قرار و ناامید چون شده اسیر بند ناکس ستمگری چون کبوتران او زیاد و لانه بهرشان نبود پس نهاد هر کبوتری کنار دیگری سوی من شد و کبوتری به لانه ام فکند از قضای روزگار ، به عجب کبوتری خواستم که یار من شود که عشق من شود خواستم دهم دل شکسته ام به دلبری گفت دل به من مبند ، ای کبوتر سپید گفتمش که داده ای دلت به یار دیگری گفت دل به کس نداده ام ، نداده ام رفیق بهتر از تو در جهان ندیده ام کبوتری ساعتی دگر من و تو را زهم جدا کنند من به جای دیگری روم ، تو جای دیگری خانه ای که عشق را در آن شکنجه می کنند نیست غیر عاشقی در آن گناه بدتری نیست غیر مهر و دوستی در آن سرای تار کار بی ثمرتری من کبوتر سپید در قفس فتاده ام در دکان مرد زشت و پیر و بد قیافه ای
+
نوشته شده در بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 21:35 توسط سحر احمدي
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در چهاردهم آذر 1386ساعت 9:40 توسط سحر احمدي
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
براي علي عزيزي و 6دانشجوي دربند ديگر؛
آنان كه هنوز ايستاده اند
+
نوشته شده در پانزدهم آبان 1386ساعت 22:32 توسط سحر احمدي
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تجمع اعتراضی نسبت به حضور احمدی نژاد در دانشگاه تهران برگزار شد نیروهای امنیتی از ساعات اولیه صبح امروز در اطراف، مقابل درب ها و داخل دانشگاه تهران حضور گسترده داشته و کوچکترین تحرکات را با دقت زیر نظر داشتند. مدیریت دانشگاه تهران به منظور کنترل هر چه بهتر فضای این دانشگاه در آستانه حضور رئیس جمهور، از نیروهای حراست و انتظامات دیگر دانشگاه های تهران درخواست کمک کرده بود. نیروهای حراست و انتظامات، محمداسماعیل سلمانپور و کوروش دانشیار، دو نفر از دانشجویان امیرکبیر، را پیش از آغاز مراسم از دانشگاه بیرون انداختند. از صبح نیز افراد ناشناس زیادی در محوطه دانشگاه تهران قدم می زنند و داخل دانشگاه کارت دانشجویی افراد را چک می کنند. ساعت ۹:۳۰ امروز نیز افرادی که ظاهر بسیجی داشتند با اتوبوس به داخل دانشگاه آورده شده و مقابل کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، جایی که تالار علامه امینی، محل سخنرانی احمدی نژاد، در آن قرار دارد، پیاده شدند. در حالی که خبرنگاران ساعتی پیش وارد سالن محل سخنرانی شده بودند، بسیجیان از همان لحظه مقابل کتابخانه مرکزی تجمع کرده بودند. ادامه مطلب
+
نوشته شده در شانزدهم مهر 1386ساعت 23:40 توسط سحر احمدي
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در هجدهم شهریور 1386ساعت 10:35 توسط سحر احمدي
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بازداشت ۳ دانشجوي ديگر مقابل حسينيه ارشاد کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر: ظهر روز جمعه سه دانشجويي که به منظور شرکت در همايش مشروطه ايراني به حسينيه ارشاد مراجعه نموده بودند، مقابل حسينيه ارشاد بازداشت شدند. اين سه تن توسط نيروهاي لباس شخصي بازداشت و به مکان نامعلومي منتقل شدند. اسامي بازداشت شدگان به شرح زير است: مهرداد بزرگ، دانشجوي مهندسي کامپيوتر دانشگاه تهران، کوروش جنتي، دانشجوي ادبيات دانشگاه علامه طباطبايي و حسين فياضي . منبع : اطلاعات نت 13-5
+
نوشته شده در چهاردهم مرداد 1386ساعت 16:42 توسط سحر احمدي
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بياد شاملو و مهرباني دست زيبايي را خواهد گرفت. روزي كه كمترين سرود بوسه است. و هر انسان براي هر انسان برادري است. روزي كه ديگر در خانه هايشان را نمي بندند. قفل افسانه اي است و قلب براي زندگي بس ... روزي كه معناي هر سخن دوست داشتن است تا تو بخاطر آخرين حرف به دنبال سخن نگردي روزي كه آهنگ هر حرف زندگي است تا من بخاطر آخرين شعر رنج جستجوي قافيه نبرم روزي كه هر لب ترانه اي است تا كمترين سرود بوسه باشد. روزي كه تو بيايي براي هميشه بيايي و مهرباني با زيبايي يكسان شود روزي كه ما براي كبوترهايمان دانه بريزيم ... و من آن روز را انتظار مي كشم حتي اگر روزي كه ديگر نباشم ...
+
نوشته شده در ششم مرداد 1386ساعت 10:37 توسط سحر احمدي
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ادامه پروژه اعتراف گیری اجباری تلویزیونی: مقاومت احمد قصابان دربرابر اعتراف گیری اجباری پس از پخش اعترافات “هاله اسفادامه پروژه اعتراف گیری اجباری تلویزیونی: مقاومت احمد قصابان دربرابر اعتراف گیری اجباریندیاری” و “کیان تاج بخش” و “رامین جهانبگلو” از تلوزیون ایران و به رغم واکنش منفی جامعه ایران و جامعه بین المللی نسبت به پخش این نوع اعترافات اجباری و تحت شکنجه، نیرو های امنیتی اصرار دارند به این شیوه پروژه ها و اعتراف گیری های اجباری ادامه دهند. خبرها حاکی است که احمد قصابان مدیر مسئول نشریه دانشجویی سحر دانشگاه صنعتی امیرکبیر که از اردیبهشت ماه امسال در بند ۲۰۹ زندان اوین در بازداشت به سر می برد، به اتاق اعتراف گیری در زندان اوین برده شد و بازجویان او را جهت اعتراف تلویزیونی تحت فشار قرار دادند. اما وی از اعتراف در جلو دوربین خود داری کرد که با تهدید شدید بازجویان مبنی بر انتقال مجدد وی به سلول انفرادی و تبدیل وضعیت وی به شرایط پیش از انتقال به بند عمومی مواجه شد اما همچنان از اعتراف کردن در جلو دوربین خودداری کرد. گفتنی است خانواده های احمد قصابان، مجید توکلی، احسان منصوری سه دانشجوی بازداشتی امیرکبیر طی نامه ای به آیت الله شاهرودی رییس قوه قضاییه پرده از شکنجه های جسمی و روحی هولناکی برداشتند که دانشجویان در مدت بازداشت با آن مواجه بودند. این نامه بر نگرانی ها نسبت به وضعیت دانشجویان دربند امیرکبیر افروده است.
+
نوشته شده در دوم مرداد 1386ساعت 21:47 توسط سحر احمدي
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
عده ای از مادران متهمانی که با عنوان “اراذل و اوباش” بازداشت و حکم اعدام خود را دريافت کرده اند خطاب به آيت الله خامنهای و آيت الله شاهرودی، احمدی نژاد و … نامه ای ارسال کرده و خواهان رسيدگی قانونی پرونده فرزندان خود شدند. اين خانوادهها در نامه خود تاکيد کرده اند که اصراری بر برائت و بيگناهی فرزندان خود نداشته و تنها خواستار رسيدگی عادلانه اين پرونده ها هستند. مادر ميثم لطفی با اعلام اين خبر گفت که فرزندش حکم اعدام خود را دريافت کرده و صبح فردا (۲ مرداد) اعدام خواهد شد. لطفی پيش از اين در پروندهای مرتبت با ۱۸ تير بازداشت و ۶ ماه در زندان اوين گذرانده بود. تلاش های عبدالفتاح سلطانی و شيرين عبادی برای نجات او تا اين لحظه بی نتيجه مانده است. متن کامل نامه خانواده های اين متهمان به شرح زير است: احتراما ما خانواده های زندانيان متهم به عنوان “اراذل و اوباش” که از اواسط ارديبهشت ۱۳۸۶ به طرز خشونت بار و اهانت آميزی بازداشت شده اند (که تصاوير آن در رسانهها، مطبوعات و تلوزيون جمهوری اسلامی ايران وسيعا انتشار يافت) بدينوسيله دادخواهی خود را خدمت آن جناب تقديم می کنيم. گرچه ممکن است در ميان صدها فرد بازداشت شده افراد بيگناهی باشند، اما ما در اين نامه در مقام قضاوت نيستيم و حتی حکم بر برائت فرزندان خود نمی دهيم و حداقل درخواستمان که درخواستی مشروع و قانونی است، رعايت تمامی موازين دادرسی عادلانه و قوانين رسمی جمهوری اسلامی درباره اين متهمان است. قانون دادرسی نحوه احضار، بازداشت، بازجويی و محاکمه را دقيقا مشخص کرده است و هر متهمی حق دارد وکيل داشته باشد و در شرايط بدون ترس و وحشت و فشار بازجويی و محاکمه شود و پس از صدور حکم حق اعتراض به رای دادگاه و فرجام خواهی را دارد. فرزندان ما اگر جرمی هم مرتکب شده باشند تمام مسئولان انتظامی و قضايی طبق قوانين جمهوری اسلامی ايران مکلف هستند با آنها برابر قانون رفتار کنند. اما در رابطه با آنها متاسفانه هيچ يک از موازين قانونی از ابتدا تا انتها رعايت نشده است و حتی اجازه حضور وکلای معرفی شده خانوادهها را در پرونده نداده اند. اين متهمان در محاکمه ای که ما نمی دانستيم در چه شرايطی بوده و يا بنابر اطلاع دقيق و مستند عدهای از خانواده ها که موفق به ديدار با متهمان شده اند در شرايط سخت شکنجه بوده است موم شده اند يا در آستانه دريافت حکم محکوميت هستند. اگر فرزندان ما قانون شکنی کرده باشند، آيا اين شيوه بازداشت و محاکمه و محکوميت هم نوعی ديگر از قانون شکنی نيست؟ قانونشکنی از سوی هرکسی که باشد جرم و غيرقابل دفاع است، چه فرزندان ما باشند چه مجريان و درست اندر کاران امور. با کمال تاسف عدهای از همين متهمان با چنين وضعی به اعدام نيز محکوم شده اند و حکم تعدادی از آنان اجرا شده است. بايد به کدام مرجع پناه ببريم و دادخواهی کنيم؟ از آن مقام محترم استدعا داريم در اسرع وقت نسبت به شرايط بسيار خشن نگهداری زندانيان رسيدگی کنند. عده ای از مسئولان قضايی و انتظامی تا کنون به صراحت اعلام کرده اند که قرار نيست اين افراد زندان راحتی داشته باشند و سختگيریها و خشونت ها را تائيد کرده اند. استدعا داريم علاوه بر رسيدگی به شرايط زندان و محل نگهداری اين افراد در خصوص رعايت موازين قانونی دادرسی نيز اهتمام ويژه ورزيده و در احکام ناشی از دادرسیهای مخدوش تجديد نظر کند. اين متهمان در هر صورت فرزندان همين کشور هستند و از همه اقدامات انسانی و قانونی که فارغ از ديدگاه فرد نسبت به اين متهمان است، پيشاپيش قدردانی می کنيم و هر لحظه انتظار مساعدت شما و ياری شما به اين دادخواهی را داريم. رونوشت به: دفتر مقام معظم رهبری منبع: خبرنامه امیرکبیر
+
نوشته شده در دوم مرداد 1386ساعت 21:41 توسط سحر احمدي
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اعتمادي به تو نيست اعتمادي به تو نيست تو به شب تن داده اي روح حساس منو تو به كشتن داده اي اعتمادي به تو نيست اعتمادي به تو نيست اي سراپا همه عيب كهنه پرده دار شب اي بلا, اي تير غيب اعتمادي به تو نيست چهره اي تلخ و عبوس از تو در خاطرمه مي برم به خون دل تكيه دارم به همه اعتمادي به تو نيست از نفوس بدتو باغ انديشه من ناشكفته در شباب تن كشيده به لجن اعتمادي به تو نيست مومنم من به خودم اي عزيز اجنبي با تو بيگانه شدم اعتمادي به تو نيست خرمن عمر منو دست تو داده به باد نفرت و نفرين من به تو اي تخم فساد اعتمادي به تو نيست ...
+
نوشته شده در پانزدهم خرداد 1386ساعت 10:12 توسط سحر احمدي
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
منبع : وبلاگ عليه وضعيت موجود (عابد توانچه ) همه ي بي كسان اين خاك سرد به تكه اي از روح نا آرام پلي تكنيك اسماعیل سلمانپور اسماعيل تو را كشان كشان از سنگرت بيرون كشيدند صورتت را شكافتند زخمت زدند تحقيرت كردند مزدوران چنان استخوانهاي سينه ات را به هم فشردند كه چشمهايت را بستي و بدنت لخت و بي رمق همچون قاصدك - كه با باد مي رقصد - بازيچه ي سگها شد. اسماعيل روحت را از هم دريدند بدنت را لگدمال كردند اما آنها با غرور زخم خورده ي تو چه مي كنند؟ آنان تو را بي هيچ دغدغه اي از كسانت بر خاك كشيدند غافل از اينكه تو - از تبار بي شمار بي كسان اين سرزميني - از تبار كينه داران استبداد - از تبار خونخواهان جلاد پير اسماعيل گمان مبر كه سنجشگران مقامت چشمان رهگذران بي خبرند كه ستايشگر تو قلب درد كشيده ي آگاهانيست كه دندان به دندان مي سايند و از چشمانشان آتش مي جهد. نداي ياري را نه بر بزدلان پست كه بر اراده هاي زنده اي سر ده كه صخره ي وجودشان بر تازيانه ي هر روزه ي دريا مي خندد. اسماعيل روزي نه چندان دور به جاي سایش دندان بر دندان نفير گلوله در شب تاريك طعم خشم خواهد بود روزي نه چندان دور خشم و اعتراض به جاي چشمان گرم از درون لوله هاي سرد بيرون خواهد جست روزي نه چندان دور بدن پاره پاره ي استبداد بر سنگفرش خيابان كشيده خواهد شد و آن روز ما - همه ي بي كسان اين خاك سرد - خونخواهان زمانيم و حساب تك تك زخمها را از زخم زنندگان بازخواهيم خواست تك تك مشت و كشيده ها را كه به امانت به نزد ماست به صاحبانشان پس مي دهيم و آن روز واي بر ديكتاتور .... واي بر ديكتاتور كه ما بي كسان همه كسان اسماعيلها خواهيم بود.
+
نوشته شده در پانزدهم خرداد 1386ساعت 10:9 توسط سحر احمدي
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در دفتر ايستادگي آنجا كه ديگر راهي جز تسليم نمانده بود من ايستاده ام براي ماندن براي شكستن ديوار اختناق من در حضور لالاي پرستوهاي بي كسي در انزواي خويش فرياد مي كنم من در حصار كوچه هاي تنگ اين ظلام آندم كه عشق به مسلخ اندوه مي رود فرياد مي كنم من در سياهچال نمور سرد آنجا كه آخر خط ماندن است ايستاده ام من در برابر يك قوم شب زده من در برابر اندوه فقر و درد من در برابر بيداد و اين ستم در حصار سلولهاي توطئه فرياد مي كنم ايستاده ام تا بهاران روشني بر قامت شب سايه افكند و باز ما با اميد نويد دگر كنيم شعر از : ناهيد سليماني
+
نوشته شده در ششم خرداد 1386ساعت 21:50 توسط سحر احمدي
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اشعار از سارا لقمايي : بنفشه پشت ميله ها دوباره در 209 ادامه مطلب
+
نوشته شده در ششم خرداد 1386ساعت 21:45 توسط سحر احمدي
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با كشورم چه رفته است ... ؟
با كشورم چه رفته است ؟ كه زندانها از شبنم و شقايق سرشار است با كشورم چه رفته است ؟ كه بازماندگان شهيدان انبوه ابرهاي سوگوار در سوگ لاله هاي سوخته مي بارند با كشورم چه رفته است ؟ كه گلها هنوز سوگوارند اينك ببار اي خشم *** چشم صبور مردم ديريست در پرده هاي اشك نشسته است ديريست قلب عشق در گوشه هاي بند شكسته است چندان ز گوشه هاي قفس خوانديم كه از پاره هاي زخم گلو بسته است اي دست انقلاب گلمشت آفتاب مشت درشت مردم با كشورم چه رفته است... ؟
+
نوشته شده در سوم خرداد 1386ساعت 22:32 توسط سحر احمدي
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|
|
حتما كه اين روزها خبرهاي اعتراضات معلمين آگاه و آزاده كشورمون رو شنيديد ... اين شعر از شاعر بزرگ و انقلابي ميهنمون ” خسرو گلسرخي ” را به معلمين دلير و فريادهاي حق طلبانه شان صميمانه ترين درود ها و حمايت ها تقديم مي كنيم ... تساوي معلم پاي تخته داد مي زند صورتش از خشم گلگون بود و دستانش به زير پوششي از گردپنهان بود ولي آخر كلاسي ها لواشك بين خود تقسيم مي كردند وان يكي در گوشه اي ديگر جوانان را ورق مي زد | ||